سه شنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۹:۲۲ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۹

گزارشی کوتاه از حزب دموکرات کردستان/ جزوه شماره ۱ حزب جمهوری اسلامی

در این گزارش نگاهی به کردستان، تاریخچه تشکیل حزب دموکرات کردستان، شعب و خط مشی، بررسی اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و وقایع کردستان تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، نگاهی به مرامنامه و اساسنامه حزب دموکرات کردستان، موضع حزب در برابر انقلاب اسلامی ایران و... خواهیم داشت

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، جزوه شماره ۱ حزب جمهوری اسلامی است که با نام «گزارشی کوتاه از: حزب دموکرات کردستان» در اولین سالهای انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.

امید است که انتشار اسناد و جزوات حزب جمهوری اسلامی دریچه ای درخشان برای علاقه مندان و پژوهشگران انقلاب اسلامی باشد. (اینجا را ببینید)

*** 

گزارشی کوتاه از حزب دموکرات کردستان

جزوه شماره ۱- حزب جمهوری اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه:

…همواره اقلیت‌ها و به ویژه گروه های ناراضی در همه جای دنیا به خصوص در خاورمیانه مورد استفاده سوء استعمارگرانی چون، انگلیس، آمریکا، روس، و… قرار گرفته اند.

یکی از آنها جامعه کرد می باشد که به عنوان یک اقلیت ناراضی در این منطقه، همانند اقلیت‌های دیگر مورد توجه کشور انگلیس، شوروی و آمریکا قرار گرفته و از آنها به ویژه در طول نیم قرن اخیر علیه ثبات کشورهای منطقه خصوصا ایران و عراق استفاده شده است.

گزارش کوتاهی که از دید شما می گذرد، درباره شناسائی حزب دموکرات کردستان است از بدو تشکیل تاکنون.

در این گزارش نگاهی به کردستان، تاریخچه تشکیل حزب دموکرات کردستان، شعب و خط مشی، بررسی اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و وقایع کردستان تا قبل از انقلاب اسلامی ایران، نگاهی به مرامنامه و اساسنامه حزب دموکرات کردستان، موضع حزب در برابر انقلاب اسلامی ایران، موضع حزب در برابر رفراندوم جمهوری اسلامی ایران، نظرگاه‌ها راجع به اداره مملکت، احزاب و سازمان‌ها و جمعیت‌هائی که در کردستان فعالیت دارند، عملکردهای حزب دموکرات کردستان در غرب کشور، فاجعه ای که حزب دموکرات کردستان در نقده به ببار آورد و در آخر سؤالاتی در جهت شناختن بیشتر این حزب مطرح گشته است که هر کدام پنجره ایست که افق بینش ما را نسبت به موضوع مورد بحث روشن‌تر می سازد.

 

گزارشی در مورد حزب دموکرات کردستان

نگاهی کوتاه به جغرافیای سیاسی کردستان:

استان کردستان در غرب کشور واقع و شامل شهرهای سنندج، قروه، بیجار، سقز، بانه و روستاهای اطراف این شهرهاست. اکراد ایران که در پیچ و خم سلسله جبال زاگرس که به طول ۱۳۰۰ و عرض ۲۰۰ کیلومتر است، سکنی دارند اکثرا سنی و پیرو مذهب شافعی هستند و علاوه بر شیعیان که گروه قابل ملاحظه ای می‌باشند مسالک دیگری نیز وجود دارند. از نظر روحیه با توجه به نظام قبیلگی -به اعتباری- اکراد را می توان به سه طبقه تقسیم کرد؛

الف: خوانین و بیک زادگان که طبقه رئیسه بوده و برای خود ارجحیت قابل ملاحظه ای نسبت به سایرین قائل است و به هیچ وجه با طبقات دیگر ازدواج نکرده و گاهی، هم سفره هم نمی شوند.

ب: زارعین و دهقانان.

ج: صوفی‌ها و دراویش که برای حکام حتی شاهان مقام اولوالأمری قائلند به علت نظام قبیلگی، شیوخ و خوانین از نفوذ کلام قابل توجهی برخوردارند و لذا قدرت های حاکم به آنها توجه کرده و اغلب با ایشان معامله می کنند.

آب و هوای خوب و موقعیت اجتماعی، وجود کوهپایه‌ها و موانع طبیعی، از اکراد مردمی سلحشور، قوی، شجاع، و دارای اخلاق ویژه اینگونه نواحی ساخته است. زبان آنان کردی است که شامل کردی گورانی (اورامی یا هورامی)، کردی کرمانجی و کردی سورانجی می گردد.

در نقاط مرزی عراق و همچنین ترکیه نیز کردها زندگی می کنند که در این رابطه هم مرز بودن و هم زبان بودن آنان با افراد کردستان کشور ما، و هم جریاناتی که در آن کشورها می گذرد، روی افکار و رفتار مردم این استان بی تاثیر نیست. به همین سبب برای تحلیل دقیق‌تر از وقایع اخیر بایستی توجهی هر چند جزئی، به اوضاع مناطق کردنشین در عراق و ترکیه قبل از بررسی استان کردستان داشته باشیم؛

الف- عراق: ناآرامی‌های سیاسی در صحنه معادلات سیاسی کشور عراق طی چند سال گذشته، تغییرات مختلفی را در ابعاد سیاسی و اجتماعی جامعه عراق به وجود آورده است. در بیست ساله اخیر حکومت های بسیار و گوناگونی، با چهره های کاملا متفاوتی و گاه متضاد در صحنه ظاهر شده اند:

حکومت پادشاهی، جمهوری راست و جمهوری چپ و کودتا پشت کودتا، جنگ و مبارزه دائم حکومت با ایالات شمالی کردنشین یکی از مشخصه‌های چهره سیاسی حکومت عراق است.

ب- ترکیه: ترکیه کشوری است که در ابعاد سیاسی اجتماعی و فرهنگی، روشی و منشی کاملا متفاوت با عراق دارد. در اینجا اوج درگیری‌های شدید و التهابات داخلی را در چند ماهه قبل از انقلاب اسلامی ایران به وضوح به چشم می بینیم که یکی از ویژگی های بی ثباتی سیاسی در این کشور به حساب می آیند. در جنوب شرقی ترکیه، ایالات ترک زندگی می کنند.

و اما در کردستان ما، جمعیت نقاط شهری حدود ۱۹۰۰۰۰ و جمعیت نقاط روستایی حدود ۵۳۸۰۰۰ می شود. شغل عمده کشاورزی سنتی است. در اینجا به علت کوهستانی بودن، از سرزمین‌های وسیع و هموار که بتوان آن را با آبیاری به زیر کشت برد خبری نیست، به علاوه مردم اکثر مناطق این استان از بی آبی رنج می برند. تقریبا بیشتر زمین‌های کشاورزی این استان که برای کشت گندم، جو و علوفه اختصاص یافته، دیمی است و توسط باران آبیاری می گردد.

با نگاهی دقیق‌تر چنان که برخی از آمارهای رسمی نشان می دهد حدود ۵۸۶۶۰ هکتار زمین زیر کشت آبی و در عوض ۳۷۳۳۵۰ هکتار زمین زیر کشت دیمی است. و البته باید حدود ۱۳۰۰۰۰ هکتار منابع طبیعی این استان که به صورت جنگل در دامنه کوه‌های زاگرس و مراتع این استان وجود دارد به آن افزوده گردد.

پس دیده می شود که علیرغم استعداد و امکانات منطقه، کردستان هنوز یکی از عقب مانده‌ترین قسمت‌های کشور است و به همین دلیل، درآمد سرانه یک خانواده کشاورز در استان کردستان آنقدر پایین و ناچیز است که حتی برای مخارج سالانه خانواده هم کافی نیست و اکثرا مجبورند که به دامداری نیز بپردازند و با وجود این باید با قناعت زمان را بگذرانند.

دامنه فقر فرهنگی و بی سوادی بسیار وسیع و درصد بی سوادان در شهرها به ۶۵% می رسد و در روستاها به ۸۵% می رسد، میزان مرگ و میر به علت سوء تغذیه و نبودن امکانات بهداشتی بسیار بالا است. در این منطقه از نظر صنعتی، فعالیت چشمگیری وجود ندارد چرا که به دلایل فقدان راه و بن بست بودن استان، آب و هوای سردسیری و عدم وجود سرمایه های بزرگ و بی توجهی دولت، تعداد کارگران ماهر در این استان از ۵۰% کلیه کارگران تجاوز نمی کند و بی سبب نیست که جز دو کارخانه توتون چپق هیچ کارخانه تولیدی بزرگی در منطقه دیده نمی شود و خلاصه صنعت کردستان به چند کارخانه پشم شوئی، آرد و تولید پوشاک محدود می گردد.

در کردستان در منطقه‌ای که از دیرباز مردمش به استقامت و حق طلبی مشهور بوده اند، در میان مردم علاقمند و مهین دوستی که گذشته آنها پر از فداکاری‌های گوناگون و رشادت‌های آنان است، در میان مردمی که تشنه محبت و فرهنگ اسلامی هستند، عده ای پیدا شده اند که عامل اجانب یا استعمارگران بوده و مشکلات و زد و خوردهایی را در منطقه پدید آورده و در مواقع خاص با تحریک آنها فتنه انگیزی شده و این استان را تا آستانه مرگ سیاسی پیش برده اند.

 

تاریخچه تشکیل حزب دموکرات در کردستان:

دولت شوروی به ویژه در سال های بعد از شهریور ۱۳۲۰ مراقب اوضاع کردستان و طرفدار تشکیل یک جمهوری مستقل کردستان بود و در آن زمان در مهاباد تبلیغ می کرد. جنبش کردستان به مجرد رفتن رضاخان از ایران و از بین رفتن قدرت مرکزی شروع شد و در مهاباد سال ۱۳۲۲ کمیته سازمان جوانان کردستان تشکیل شد و ظاهرا در ایران فعالیتی نداشت ولی در عراق و ترکیه بین کردها تبلیغ کردستان آزاد را می‌نمود.

این کمیته از مکان روابط فرهنگی شوروی و کردستان به عنوان پایگاه تبلیغات استفاده می کرد. در یکی از جشن هائی که در فروردین سال ۱۳۲۴ در خانه روابط فرهنگی برگزار شد، قاضی محمد که بعدا رئیس دولت کردستان شد وارد کمیته سازمان جوانان کردستان گردید. او که بعدا یکی از اعضای بر جسته حزب دموکرات کردستان شد در میان اکراد نفوذ مذهبی داشت. به کمک شوروی قاضی محمد نماینده مجلس شورای ملی و برادرش سیف قاضی رئیس ژاندارمری این ناحیه شد.

در شهریور سال ۱۳۲۴ که آذربایجان تحت نفوذ حزب دموکرات آذربایجان بود و پیشه‌وری عامل شوروی در آنجا حکومت خودمختار تشکیل داده بود عده ای از رؤسای ایلات متنفذ کردستان از جمله قاضی محمد و برادرش سیف قاضی به تبریز دعوت شدند و در آنجا در کنسولگری شوروی با کنسول و اعضای حکومت پیشه‌وری ملاقات به عمل آوردند. سپس نامبردگان با یک ترن مخصوص به سمت باکو حرکت داده شدند و در باکو دبیر اول حزب کمونیست شوروی جعفر باقراُف با آنها ملاقات نمود.

قاضی محمد پس از بازگشت از باکو جلسه‌ای تشکیل داد و در همان جلسه موجودیت حزب دموکرات کردستان را اعلام کرد و در قطعنامه‌ای که بعدا منتشر کرد خواستار بدست آوردن حقوق اجتماعی بیشتر و استفاده از زبان کردی در مدارس و ادارات و همچنین انتخاب اعضای شورای ایالتی کردستان گردید. اغلب روسای طوائف کرد با وجودی که عضو حزب کومله بودند، پس از انحلال آن و تشکیل حزب دموکرات کردستان به علت وحشت از نفوذ شوروی اجبارا به این حزب ملحق شدند!

قدرت قاضی محمد به وسیله افراد ایل ملا مصطفی بارزانی که در سال ۱۳۲۴ شمسی با ده هزار نفر مسلح از عراق وارد خاک ایران شده بودند، تقویت گردید. ملا مصطفی در اوایل قرن کنونی (قرن بیستم) در بارزان که منطقه‌ای در قسمت شمال عراق و کردنشین است، به دنیا آمده، از سال ۱۹۳۱ در جنبش ملی کردستان عراق شرکت کرده و در سال ۱۹۴۳ کوشیده بود تا یک دولت خودمختار کرد در عراق به وجود آورد اما زیر فشار نیروهای انگلیسی و عراقی و یا به تبعیت از سیاست جدید انگلیسی‌ها در عراق ناگزیر شده بود به ایران بگریزد و به جنبش کردستان ایران بپیوندد و چنانچه بعدا متذکر خواهیم شد بسیاری از کردها عقیده دارند که ملا مصطفی یک عامل استعمار انگلیس بود و لذا همیشه او در جهت سیاست انگلستان عمل می‌کرده است.

تشکیل دولت کردستان:

قاضی محمد در تاریخ ۲۶ آذرماه ۱۳۲۴ (۱۵ دسامبر ۱۹۴۵)چند روز بعد از آنکه دموکرات‌های آذربایجان خودمختاری خود را اعلام نمودند، از سران ایلات کردستان و رهبران جدید دموکرات برای تشکیل جلسه‌ای در مهاباد دعوت کرد. در این جلسه ملا مصطفی و سه افسر روسی نیز حضور داشتند. در همین جلسه قاضی محمد دولت ملی کردستان را اعلام نمود و پارلمان ملی با ۱۲ نفر عضو تشکیل شد و در دوم بهمن ماه سال ۱۳۲۴ قاضی محمد به مقام رئیس جمهوری کردستان از طرف حزب انتخاب گردید و وزرای جمهوری خودمختار کردستان را به شرح زیر معرفی نمود:

۱- حاجی بابا شیخ         نخست وزیر

۲- محمد حسین سیف قاضی    وزیر جنگ

۳- محمد امین معینی     وزیر کشور

۴- احمد الهی               وزیر اقتصاد

۵- کریم احمدین         وزیر پست و تلگراف

۶- حاج رحمن ایلخان زاده          وزیر مشاور

۷- مناف کریمی            وزیر فرهنگ

۸- صدیق حیدری          وزیر تبلیغات

۹- خلیل خسروی         وزیر کار

۱۰- حاج مصطفی داودی            وزیر تجارت

۱۱- محمود ولی زاده     وزیر کشاورزی

۱۲- اسماعیل ایلخانی زاده        وزیر راه

به علاوه پنج نفر از روسای طوایف کردستان که سیف قاضی و ملا مصطفی بارزانی نیز جزو آنها بودند مقام مارشالی را به دست آوردند به اونیفورم روسی ملبس شدند. سروان صلاح الدین کاظم اف اهل قفقاز، افسر ارتش شوروی هم با درجه سرهنگ دومی و نام مستعار کاک آقا در این دولت مشغول فعالیت گردید.

بدین گونه بود که شوروی‌ها با استفاده از زمینه نژادی توانسته بودند در آذربایجان و کردستان دو حکومت دست نشانده خود پدید آورند. البته باید گفت که برخلاف آذربایجان که همه کادرهای دموکرات آنجا کمونیست بودند، در کردستان کادر حکومتی اعتقادی به کمونیسم نداشته بلکه برای به دست آوردن خودمختاری تحت تاثیر و اجراکننده برنامه های دیکته شده ای بودند که از کشوری بیگانه به آنان ابلاغ می‌گردید.

پس از مدتی کوتاه، ستمگری‌ها، سیاست ضد دینی، خودسری‌ها، دست نشاندگی و آشکار شدن نیات تجزیه طلبانه و عدم کارآیی و توان لازم برای حکومت کردن این دو حکومت، کردان و آذربایجانی‌های غیور، مهین دوست و مسلمان را همراه با فعالیت های روحانیت به تحرک و سرپیچی از این دو فرماندهی واداشته و زمینه را برای قیام مردم آماده کرد. با استفاده از همین زمینه آماده، دولت وقت به آذربایجان حمله برد و در نتیجه سران حکومتی آذربایجان که پایگاه مردمی نداشتند و حمایت سیاسی ارباب را نیز از دست داده بودند به شوروی گریختند و این به دامان بیگانه پناهنده شدن، دموکرات کردستان را نیز بیشتر رسوا کرد و لذا جمهوری کردستان هم متلاشی گردید و مهاباد در روز ۲۶ آذرماه سال ۱۳۲۵ به تصرف دولت مرکزی درآمد.

قاضی محمد و همکاران او بازداشت شدند و با صدر قاضی در اسفند ماه سال ۱۳۲۵ محاکمه و در دهم فروردین ماه ۱۳۲۶ در بازار مهاباد بدار آویخته شدند ولی ملا مصطفی توانست با ۵۰۰ نفر از افرادش به شوروی بگریزد و پس از ۱۲ سال به محض روی کار آمدن عبدالکریم قاسم به عراق بازگردد. زندگی ملا مصطفی پس از این تا مرگش که در دهم اسفند ماه سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاده است تا حدودی مؤید این نکته است که ملا مصطفی اگرچه ظاهرا طرفدار شوروی بوده ولیکن در واقع عامل انگلیس و آمریکا بوده است.

شعب و خط مشی:

سوای حزب دموکرات کردستان (ایران)، حزب دموکرات کردستان (عراق) هم وجود دارد. بعلاوه در عراق اتحادیه ملی کرد به رهبری جلال طالبانی، اتحادیه میهنی کردستان عراق و قیاده موقت به رهبری مسعود و ادریس بارزانی (حزب دموکرات کردستان عراق) وجود دارند. قیاده موقت با کمک دولت سابق ایران، ترکیه، اسرائیل و آمریکا علیه دولت عراق و شورشیان طرفدار جلال طالبانی می‌جنگیده و به طوری که یکی از افراد قیاده موقت گفته آنها در یکی از پایگاه‌های حزب در ترکیه به نام گوسته ثمزنیان به وسیله افراد ارتش ترکیه دوره دیده اند.

اضافه می کنیم که در اروپا سازمان دانشجویان کرد، اتحادیه کارگران و دانشجویان کرد و در آمریکا، اکراد طرفدار حزب کمونیست شوروی و اکراد طرفدار چین و ناسیونالیست‌ها، سازمان‌ها و تشکیلات کردی در اروپا و آمریکا هستند و البته توجه داریم که چون در روسیه و سایر کشورهای کمونیستی جز حزب حاکم کمونیست حزب دیگری نمی تواند وجود داشته باشد، اکراد در آن کشورها فعالیت سیاسی ندارند در عین حال هدف همگی آنها تشکیل کردستان بزرگ بدون حد و مرز سیاسی است و چنانچه در اساسنامه و مرامنامه حزب دموکرات کردستان که بعدا درباره آن صحبت خواهیم کرد، آمده است، خلق کرد تنها ملت یازده میلیونی خاورمیانه است که از حق تعیین سرنوشت خود محروم مانده است.(*)

(* پاورقی:) چنانچه بعدا در جریان عملکرد این حزب قرار بگیریم به‌سادگی درمی یابیم که در پشت این شعار چه مقاصد شومی نهفته است و چرا می گویند «حق تعیین سرنوشت» و تازه کدامین یک از احزاب تا قبل از انقلاب حق اظهار نظر داشته اند؟

 

بررسی اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و وقایع کردستان تا قبل از انقلاب اسلامی ایران:

مردم کردستان با توجه به این عدم امکانات که در مقدمه با عنوان “نگاهی کوتاه به جغرافیای سیاسی” به آن پرداختیم نیز همواره در معرض یورش وعده‌های پوچ و بی محتوای رژیم گذشته قرار گرفته اند؛ بجای رسیدگی به وضع بد معیشت و کمبودهایی که همواره بهداشت، فرهنگ و دیگر ارگان های اصلی جامعه را تهدید می‌کرده، به جای رسیدن به درد دل مردم، از طرفی آنان را تحت فشار رهایی از هویت ملی کرد و از جهت دیگر آنان را وعده‌های بدون فرجام داده است.

از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۶، در زمانی که ابتدای آن اعلام وجود استان کردستان است، همواره روزنامه‌ها خبر از آبادانی آنجا داده اند. با تعویض استاندار، وعده‌های گوناگون ایجاد بیمارستان، ساختن راه ها، ساختن واحدهای مسکونی را در این مدت به فراوانی داده اند.

اوامر شهبانو در مورد عمران کردستان تیترهای درشتی را در صفحات مهم روزنامه‌ها اشغال می کند، وعده ایجاد سه مجتمع ورزشی بزرگ در کردستان می دهند، می گویند که چهل هزار شغل جدید ایجاد می گردد، برای ایجاد واحدهای صنعتی و تولیدی و جهت ایجاد بازار کار ۲ میلیارد دلار را کردستان به خود اختصاص می دهد، مجتمع بزرگ مرغداری درست می گردد، تشکیل کارخانه تولید لباس‌های ارزان قیمت را نوید می دهند، امثال اینها وعده‌های بی حاصل و بی محتوایی بود که فقط و فقط با احساسات مردم کردستان بازی کرده بود.

مردم کردستان هیچ گونه حقیقتی را از دولت مرکزی ندیده بودند، دولت نیز از نارسائی‌های منطقه و کمبودهای روز افزون آن برای به زانو درآوردن مردم مسلمان کرد بهره می گرفت و آنان را به خیال خود تحت انقیاد قرار داده و امکان هرگونه سرکشی را از آنان گرفته بود.

از طرفی دیگر از اواسط سال ۱۳۴۷ که رژیم بعثی بر عراق حاکم می گردد تا سال ۱۳۵۱ جنگ شدید کردهای عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی است با حکومت عراق، چراکه بعثی‌ها حمایت انگلیس و شوروی را به دست می‌آورند و به سرکوبی اکراد که در اثر سیاست عبدالکریم قاسم قدرتی یافته بودند می‌پردازند. متقابلا کردها لوله‌های نفت کرکوک را منفجر می کنند و بر شهرهای کرکوک، موصل و سلیمانیه تا حدودی تسلط پیدا می کنند ولی کاری از پیش نمی‌برند و بعد از آن نیز تا سال ۱۳۵۴ کم و بیش ملت کرد عراق با رژیم حکومتی درگیر بوده اند و بالاخره در بیستم اسفند ماه ۱۳۴۹ با حزب بعث حاکم بر عراق قراردادی را امضاء می کنند که به موجب آن در چهارچوب جمهوری عراق به کردها خودمختاری داده می شود.

گرچه عمر این قرارداد کوتاه بود ولیکن این تحولات برای کردهای همسایه از طرفی وعده‌های پوچ دولت مرکزی ایران، که البته به خاطر انصراف توجه به تغییراتی بود که برای کردهای عراق صورت می گرفت، ریشه یک نفرت بی سابقه را در دل اکراد ایران نسبت به حکومت مرکزی برمی انگیزد و این خود انگیزه طغیان هائی است که با فشار نظامی و پلیسی دستگاه حاکم محکوم است که در خفقان بماند و در هر زمان که آزادی داده شد به حالت انفجار عصیان کند.

در چنین شرایطی است که در مهر ماه ۱۳۵۲ (سپتامبر ۱۹۷۳) کنگره سوم حزب دموکرات کردستان در بغداد تشکیل می گردد و مرامنامه و اساسنامه‌ای که تعیین خط مشی آینده او را می کند، پی می ریزد.

نگاهی به مرامنامه و اساسنامه حزب دموکرات کردستان:  

مرامنامه و اساسنامه ۳۴ صفحه‌ای حزب دموکرات شامل یک پیشگفتار شانزده صفحه‌ای و ۳۴ ماده مرامنامه محتوی: هدف های کلی (۵ ماده)، اداره امور دولتی (۲۰ ماده)، سیاست فرهنگی و بهداشتی (۵ ماده)، سیاست خارجی (۴ ماده)، بعلاوه اساسنامه حزب شامل ۱۳ ماده می باشد که چنانچه در بالا اشاره شد در کنگره سوم حزب به تصویب رسیده است و خلاصه‌ای از مرامنامه و اساسنامه را ذیلا بررسی می کنیم:

در پیش گفتار چنین می‌خوانیم: مبارزه ما برای آزادی و در راه تحصیل حق سرنوشت خویش است. سراسر قرن نوزدهم شاهد گذشته خونین ملت ما است. از آغاز قرن بیستم تا جنگ جهانی دوم این مبارزه در همه بخش‌های کردستان ادامه داشته و نتیجه آن: حکومت خودمختار کردستان، که پس از بیست سال دیکتاتوری رضا شاه ایجاد شده بود و عمر این حکومت یازده ماه بود.

حزب دموکرات کردستان ۲۸ سال مبارزه دشوار را پشت سر گذاشته و بر این عقیده است که خلق‌های ستم دیده ایران وضع مشابهی با کردها دارند، بدیهی است که حساب خلق‌های ایران را از رژیم حکومتی جدا می دانیم و راه رهائی را ایجاد جبهه ای وسیع و متعهد ضد امپریالیستی می دانیم که نیروهای دموکراتیک و سازمان‌های سیاسی و صنفی مترقی(*) را بر اساس برنامه ای مشترک در صفوف خود گرد آورد.

(*پاورقی: به‌زعم دموکرات ها مترقی یعنی کمونیست.)

باید رژیم سرنگون شود و در چهارچوب ایران دموکراتیک حکومت خودمختار کردستان تشکیل گردد. مبارزه برای ایجاد حکومت خودمختار کردستان که خواستی است درازمدت با مبارزه برای تحقق به برخی از خواست ها در چهارچوب رژیم کنونی ایران منافات ندارد.

حزب ما هم علیه شوونیزم(**) ایرانی که منکر وجود ملت کرد است و هیچ نوع حقوقی ملی برایش قائل نیست و هم علیه ناسیونالیسم تنگ نظرانه کرد که بین شاه و خلق‌های ایران فرق نمی‌گذارد مبارزه می کند (ص ۱۴، مقدمه) و با توجه به این مسائل، خلق کرد تنها ملت یازده میلیونی خاورمیانه است که از حق تعیین سرنوشت خود محروم مانده است (***).

(**پاورقی: برتری خود و خوار شمردن دیگران. البته توجه داریم که هیچ ایرانی منکر وجود ملت کرد نیست و همه ایرانیان از هر استان و هر نژاد خود را ایرانی می دانند و هرگونه حق ملی را برای همه هموطنان خود می خواهند و هیچ کردی هم این حقوق ملی که پوششی بر تجزیه کردستان است قبول ندارد.)

(*** بهترین مأخذ برای شناخت تعاریف خودمختاری و حق ملل در تعیین سرنوشت خویش رساله‌ای است به همین نام تالیف لنین که حاوی مذاکرات و مباحثات کنگره‌های بین الملل ۱۸۹۶ و ۱۹۰۳ منعقده در لندن است. در این رساله که مقالات در رابطه با برداشت و اهداف حزب دموکرات است می گوید که، منظور از حق ملل در تعیین سرنوشت خویش یعنی حق آنها در جدا شدن از مجموعه ملت‌های غیرخودی و تشکیل دولت مستقل.)

در مرامنامه نکات ذیل بیشتر جلب نظر می کنند:

آرمان نهائی حزب دموکرات کردستان ساختمان جامعه عادلانه سوسیالیستی است (ص ۱۷، هدف های کلی شماره ۳). و حکومت ملی خودمختار کردستان همه سرزمین کردستان ایران را شامل می گردد. مرزهای کردستان ایران به ترتیبی تعیین می شود که با شرایط تاریخی و جغرافیائی و اقتصادی و خواست اکثریت ساکنین این منطقه مطابقت می کند (ص ۱۷، هدف های کلی شماره ۵). دولت از مذهب تفکیک می گردد ولی عقیده مذهبی آزاد است و قانون تبعیض  نژادی و مذهبی را محکوم می کنیم. (پاورقی: ص ۲۰، شماره ۱۴- اداره امور دولتی. البته در همین مدت کوتاه پس از انقلاب که هنوز حکومتی هم نیافته اند یک دیکتاتوری شدید ضد مذهبی بوجود آورده اند.)

و در اساسنامه آمده است که حزب دموکرات کردستان در فعالیت خود از تئوری علمی تکامل جامعه پیروی می کند (پاورقی: تئوری تکامل جامعه به زعم اینان عبارت است از سوسیالیزم علمی بر پایه مکتب ماتریالیسم دیالکتیک و بر اساس استنتاج‌های مارکس و انگلس از روند مادی تاریخ.) و اساس اصلی ساختمان حزب سانترالیزم دموکراتیک است (Centralism democratic؛ مرکزیت مردمی) یعنی ارگان های حزبی از پایین به بالا هستند و به این ترتیب تصمیمات ارگان های مافوق بدون قید و شرط از طرف ارگان های پائین اجرا می گردد.

…در اسفند ماه سال گذشته پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، که متضمن آزادی های بدون حدود و ثغور بود، دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان پیامی فرستاد (از پیام دبیرکل نقل از روزنامه «کوردستان» شماره ۵۴ اسفندماه سال ۱۳۵۷).

در این پیام گفته شده که حزب دموکرات کردستان ۳۲ سال مبارزه مخفی کرده است، حزب دموکرات کردستان حزب قیام مسلحانه سال های ۴۶ -۴۷ می باشد؛ در اینجا ۱۰ خواست را دبیرکل به شرح زیر اعلام نموده است:

۱- استقرار جمهوری دموکراتیک در ایران.

۲- تامین حقوق خودمختاری تمام خلق‌های ایران در چهارچوب کشور ایران.

۳- تامین آزادی های دموکراتیک برای تمام احزاب و سازمان‌های سیاسی، ملی بدون استثناء.

۴- طرح ریزی سیاست اقتصادی به سود مردم و بالا بردن سطح زندگی زحمتکشان.

۵- حل مسئله زمین به نفع دهقانان فقیر و میانه حال. (زمین مال کسی است که روی آن کار می کند)

۶- محدود کردن ساعات کار هفتگی کارگران و تامین بیمه همگانی برای تمام کارگران و زحمتکشان.

۷- ریشه کن کردن بی سوادی و بالا بردن پایه فرهنگی و علمی مردم بر پایه توسعه زبان‌های مادری تمام خلق‌های ایران.

۸- خاتمه دادن به نفوذ امپریالیسم آمریکا (پاورقی: البته در اینجا اشاره‌ای به روس و انگلیس نشده است)، خروج از پیمان‌های نظامی و اتخاذ یک سیاست مستقل خارجی.

۹- پشتیبانی از جنبش آزادی‌بخش تمام ملت‌های جهان و دفاع از اصل حق ملل در تعیین سرنوشت خویش.

۱۰- ایجاد پیوند دوستی با تمام کشورها براساس احترام متقابل و شناسائی حق حاکمیت ملی و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و تحکیم روابط دوستی و همکاری با کشورهای ضد امپریالیستی.

بعلاوه در تاریخ یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۵۷ این حزب با صدور یک قطعنامه ۱۲ ماده ای که به وسیله یک میتینگ در مهاباد اعلام گردید، فعالیت های علنی خود را دوباره شروع کرد.(روزنامه «کوردستان» شماره ۵۴ اسفندماه ۱۳۵۷)

با نگاهی گذرا به سادگی درک می کنیم که بیشتر خواست هائی که دبیرکل حزب در پیام خود عنوان کرده، شعارگونه است و مخالف حتی با خواسته های مردم کردستان که جمهوری اسلامی می خواهند نه جمهوری دموکراتیک و با دیدی ژرف‌تر این سئوال مطرح می شود که آیا این ده خواست از روی مرامنامه‌ها و یا قطعنامه‌های کشورهای بلوک شرق  -به ویژه در جهت منافع شوروی – فتوکپی نشده است؟

پیگیری حوادثی که پس از انقلاب در منطقه کردستان رخ داده و تجزیه و تحلیل جریانات تاسف بار غرب کشور که در صفحات بعد از این نظر ما خواهد گذشت تا حدودی به این سئوال پاسخ می گوید.

موضع در برابر انقلاب اسلامی ایران:

موضع حزب دموکرات کردستان، بر اساس اطلاعیه‌هایش، در قبال انقلاب اسلامی ایران کاملا مزورانه بوده است. اشاره می کنیم که اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌هائی که برای عرض به رهبری جنبش نوشته شده، در آنها صحبت از رهبری امام خمینی است ولی در سایر اعلامیه‌ها دیگر صحبت از رهبری امام نیست و بعلاوه در هیچ‌کدام از این اعلامیه‌ها سخن از انقلاب اسلامی ایران نیست بلکه صحبت از انقلاب ایران یا انقلاب عظیم ایران است.

و ضمنا باید اضافه کرد که در تاریخ ۱۳۵۸٫۱٫۳ با توجه به درگیری‌های ضد انقلاب در سنندج از طرف شیخ عزالدین حسینی مدعی نمایندگی کردها، یک اعلامیه ۷ ماده ای منتشر گشت که در آن خواستار کردستان خودمختار از نظر اداره داخلی، پلیس، ژاندارمری و خروج پادگان‌های نظامی از شهرها و استقرار آنان در مرزها و اتخاذ سیاست خارجی به وسیله حکومت مرکزی بود. (تکثیر از حزب دموکرات کردستان، تشکیلات بانه)

بعلاوه گوشه‌ای از عملکردهای حزب ناشی از مواضع آن در برابر انقلاب اسلامی ایران را در صفحات بعد به داوری خواهیم گذاشت.

موضع در برابر رفراندوم جمهوری اسلامی ایران دهم فروردین ۱۳۵۸:

در برابر رفراندوم دهم فروردین، این حزب روش ضد انقلابی در پیش گرفت چرا که با توجه به دستور صریح رهبری نهضت برای شرکت در همه پرسی، اعم از اینکه جواب مثبت یا منفی باشد، در هفتم فروردین ماه شیخ عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد، طی اعلامیه‌ای اظهار داشت: «ضمن اینکه به مبانی اسلامی معتقد است ولی چون مفهوم جمهوری اسلامی از نظر او معلوم نیست در رفراندوم شرکت نمی کند ولی بقیه مردم مختارند با توجه به مسئولیت های خودشان، خود تصمیم بگیرند.» (تکثیر از حزب دموکرات کردستان)

در تاریخ هفتم فروردین ماه امسال نیز این حزب اطلاعیه‌ای به همین مضمون منتشر کرد که روز دهم فروردین در سی و دو سال پیش (۱۳۲۶) دولت محمدرضا شاهی و امپریالیزم آمریکا پیشوا قاضی محمد و رفقایش سیف قاضی و صدر قاضی را اعدام و کردستان را به ماتم نشاند و ما و همه اکراد هر سال را در دهم فروردین عزادار خواهیم بود و متاسفانه دولت هم امسال رفراندوم را به دهم فروردین انداخته است.

اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های دیگری نیز از این حزب منتشر شد که مردم را به عدم شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی دعوت می کرد، از جمله در هشتم فروردین ماه ۱۳۵۸ حزب در مورد رفراندوم اطلاعیه‌ای به این شرح منتشر کرد: «چون انتخاب در رفراندوم فقط منحصر به انتخاب رژیم شاهنشاهی یا جمهوری اسلامی است و عملا حق انتخاب نوع جمهوری و شکل حکومتی از آنان سلب شده و از طرف دیگر برنامه جمهوری اسلامی هنوز به طور دقیق برای مردم ایران روشن نیست و به ویژه جوابگوی اصلی خلق کرد یعنی دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان نمی‌باشد، با در نظر گرفتن این حقیقت و نحوه غیر دموکراتیک بودن برگزاری رفراندوم، حزب دموکرات کردستان در این رفراندوم شرکت نمی کند.»

ضمنا تشکیلات سقز این حزب در اطلاعیه دیگری اعلام می کند که «مجبور ساختن مردم به شرکت در رفراندوم و بر چسب ضد انقلابی و ضد اسلامی زدن به کسانی که از رای دادن خودداری می کنند، نارواست». اما افراد حزب دموکرات روز شنبه یازدهم فروردین به اتومبیل حامل صندوق رای پادگان پیرانشهر حمله مسلحانه و تیراندازی کرده و در اشنویه اتومبیل بازرس اعزامی از ارومیه را همان روز به رگبار بستند. عصر شنبه یازدهم فروردین افراد حزب دموکرات نیز قصد حمله به ستاد عملیاتی رفراندوم را در فرمانداری نقده داشتند که به وسیله مجاهدین انقلاب اسلامی خنثی شد.

نظرگاه‌ها راجع به اداره مملکت:

در اطلاعیه‌ای که از طرف حزب در نهم فروردین در کیهان انتشار یافته گفته شده: روز هشتم فروردین ماه ۱۳۵۸ هیات نمایندگی حزب دموکرات کردستان به ریاست دبیرکل حزب ملاقاتی با امام خمینی به عمل آورد. در این ملاقات نقطه نظرهای حزب در مورد خواسته های مردم کردستان به اطلاع امام رسید. هیات نمایندگی ما از حسن برخورد و حسن نیت امام نسبت به مسائل کردستان اظهار رضایت می کند و امیدوار است این نخستین دیدار مقدمه‌ای برای ایجاد تفاهم متقابل بین حزب دموکرات کردستان ایران و رهبری انقلاب سراسر ایران باشد.

اطلاعیه پانزدهم فروردین امسال کمیته مرکزی حزب دموکرات کردستان ایران نیز موضوع ملاقات دکتر عبدالرحمن قاسملو، غنی بلوریان، محمد امین سراجی اقدم و امیر قاضی اعضای دفتر سیاسی حزب و چند نفر دیگر با نخست وزیر را مطرح کرده است که در آن خواستار گنجاندن خواست‌های خلق کرد در قانون اساسی بودند و خواسته اند تا نماینده مردم کردستان در تدوین قانون اساسی شرکت کند و در اطلاعیه‌ای که از حزب دموکرات کردستان، تشکیلات بوکان، تکثیر شده و در آن خواسته های مردم کردستان جهت استحضار امام خمینی توضیح داده شده است نیز مسئله فدراتیو بودن کردستان مطرح شده و همچنین به دنبال ماجرای پادگان مهاباد حزب اطلاعیه ۱۵ ماده ای منتشر کرد که در ماده پانزدهم آن قید شده بود که به زودی هیاتی به رهبری شیخ عزالدین حسینی به منظور توافق کامل با دولت به تهران خواهد رفت.

در این فرصت، روز نوزدهم اردیبهشت ماه شیخ عزالدین پس از ملاقات با آیات عظام قم در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت که: «خودمختاری کردستان هیچ لطمه‌ای به وحدت ایران نمی زند.» و با نگاهی دیگر به مرامنامه حزب می توان نظرگاه‌هایش را نسبت به اداره مملکت، بر اساس اطلاعیه‌ها و نوشته ها درک نمود.

احزاب و سازمان‌ها و جمعیت‌هائی که در کردستان فعالیت دارند:

قبل از اینکه عملکرد حزب دموکرات کردستان را بررسی کنیم لازم است نامی از احزاب، سازمان‌ها، جمعیت‌ها و یا افرادی که تحت پوشش خودمختاری کردستان، با کمک عوامل داخلی و یا خارجی فعالیت های سیاسی و احیانا نظامی دامنه داری را شروع کرده اند برده شود:

الف: اتحادیه زحمتکشان کرد به رهبری صلاح الدین شمس برهان که فارغ التحصیل آلمان است. اعضا و هواخواهان آن حدود هزار نفر و هدفشان خودمختاری کردستان در چهارچوب حکومت ایران است که مرامی کمونیستی دارند.

ب: چریک های فدائی خلق که از تهران هدایت شده و به علت در رفت و آمد بودن بسیار، اعضای آن نامشخص است. هدف آنها در پوشش خودمختاری کردستان به وجود آوردن پایگاهی برای ایجاد یک رژیم کمونیست در ایران است.

ج: شفق سرخ که از تبریز هدایت شده و اعضایش کم است. و برابر بعضی از شایعات موجود در منطقه از طریق ساواک تقویت می گردند.

د: گروه ضربت به سرپرستی عبداله منگوری اهل مهاباد که تمامی اعضایش که حدود ۲۵۰ نفر می‌باشند مسلح هستند. اینان تحت پوشش خودمختاری و ملی گرایی از این بازار داغ اسلحه استفاده کرده و مبادرت به جمع آوری و تجارت اسلحه می‌نمایند.

ه: قیاده موقت به رهبری فرزندان ملا مصطفی بارزانی، مسعود و ادریس، که تعداد اعضایش نامشخص است. عشایر بادینان در مرز ترکیه و ایران (ایل شکاک، هرکی و قسمتی از جلالی ترکیه) هواخواه اینان بوده، هدفشان خودمختاری کردستان عراق است ولی فعلا به علت وجود اختلاف با جلال طالبانی قادر به فعالیت در عراق نمی‌باشند. احتمالا ممکن است فعالیت خود را از منطقه مهاباد به عنوان ایجاد یک پایگاه و اظهار وجود و کسب شخصیت شروع کنند.

و: طرفداران شیخ عزالدین حسینی که با وجود سوابق همکاری با رژیم گذشته و ساواک که پرونده‌های آن موجود می باشد به علت شیخ القبیله بودن نسبتا نفوذی داشت ولی این نفوذ به تدریج کم شده و روز به روز کمتر خواهد شد. نامبرده وابستگی حزبی ندارد ولی در خیلی از موارد به ویژه در مورد خودمختاری کردستان با دموکرات ها هماهنگی دارد.

ز: حزب کمونیست و حزب توده که فعالیتشان در حدود تبلیغات و آماده سازی روانی مردم می باشد تا تمایلات کمونیستی در آنان به وجود آورد.

ح: افراد موثر در منطقه:

۱- جلال طالبانی

۲- شیخ عزالدین حسینی

۳- ادریس و مسعود بارزانی

۴- رحمن قاسملو

۵- طاهر سمیتغو (سمکو)

عملکردهای حزب دموکرات کردستان در غرب کشور:

از کردستان گزارشات بسیاری در مورد وقایع اسفباری که بعد از انقلاب اسلامی در غرب کشور رخ داده است رسیده است. گزارشات نقده، سنندج، مریوان و دیگر نقاط کردستان زنگ خطر عظیمی است که طنین صدای زجرآور آن تمامی، تار و پود هر ایرانی و کرد غیرتمند و مسلمانی را آسیب پذیر می سازد. کشتار، آتش سوزی، غارت و تجاوز به ناموس، اینها همه فقط گوشه‌ای از فجایعی است که مرتبا با فواصل زمانی کوتاه در غرب رخ داده اند. اصولا خواندن اطلاعیه‌هائی که از جوانان مسلمان این شهرها منتشر شده وظیفه سنگین را بر دوش همه ما می گذارد. برای آشنائی، قسمتی از اطلاعیه شماره ۲ جوانان مسلمان نقده را عینا نقل می کنیم.

فاجعه ای که حزب دموکرات در نقده ببار آورد:

سطح خیابان‌های نقده هنوز از خون جوانان شهید رنگین است. صدای ناله مادران داغدار، پدران فرزند کشته و طفلان یتیم از گوشه و کنار شهر بگوش می رسد. بچه های کوچکی به چشم می خورند که با رنگ پریده و نگران آینده مبهم و تاریک خود چشم به انتظار آمدن پدر به دیوار تکیه کرده، صدای ضجه و ناله فضای گورستان را پر کرده، کشته بقدری است که مردم از کندن گور خسته شده اند، تخت‌های بیمارستان پر از زخمی، افرادی که بی‌گناه در نتیجه تکبر و غرور و جاه طلبی عده ای خودخواه دست و یا سایر اعضای بدن خود را از دست داده اند کم نیستند. بعضی از خانه‌ها به وسیله شلیک توپ‌های غارت شده پادگان مهاباد که بدست اشرار افتاده به ویرانه‌ای تبدیل گشته و منظره شهر درست به یک شهر جنگ زده می ماند.

اغلب روستاهای ما خالی از سکنه گشته و اموالشان غارت رفته، اغلب بدن‌های مقدس شهدای گلگون کفن به خون خفته، مثله شده و سرها با تبر شکافته و دست و پای جوانان را بسته، مثل شتر قربانی با گلوله نحر کرده اند. مسئول این همه فجایع چه کسانی هستند و اینها قربانی کدامین هوسران هستند و چه کسی این فجایع و کشتار را ببار آورد؟

با اندکی تامل و تحقیق ملاحظه خواهد شد که دکتر قاسملو رهبر مغرور و نژادپرست حزب دموکرات کردستان و عزالدین حسینی رهبر فریب خورده مهاباد که دربست در اختیار کمونیست‌هاست، مسئول این فاجعه ناگوار که منجر به برادرکشی شده می‌باشند.

بلی غرور رهبر حزب دموکرات کردستان که از کمونیست‌ها تغذیه می شود با همدستی جلال طالبانی و چریک های به اصطلاح فدائی سبب به خاک و خون کشیده شدن مردم بی گناه شد.

اگر از دکتر قاسملو رهبر حزب مذکور سوال شود که در کدام نقطه از جهان در کشورهای حتی صد درصد دموکراسی میتینگ مسلحانه دیده یا شنیده است در جواب چه خواهد گفت؟

آیا تاراج و غارت بیت المال مسلمانان جایز است؟ اگر نه چرا شما اموال و سلاح های پادگان مهاباد را غارت کردید؟ آیا غیر از اینست که آنها را می خواهید برای سرکوبی مردم بکار ببرید؟

آقای قاسملو شما که می‌دانستید منطقه در حال انفجار است چرا بیست هزار کرد مسلح و افراد طالبانی و چریک های فدائی را با برنامه قبلی و یک شب قبل از موعد مقرر به نقده وارد کردید؟

آقای قاسملو چرا….. و از همه این چراها معلوم می شود که شما قصد حمله و قتل عام مردم ترک نقده را داشتید و در نتیجه ما جنابعالی و دوستانت عزالدین حسینی و ملا صالح رحیمی را مسبب واقعه جانگداز جمعه سیاه سی و یک فروردین که صفحه تاریخ بشریت را سیاه کردید دانسته و از دولت موقت انقلاب اسلامی ایران تقاضای رسیدگی فوری و مجازات شما را خواستاریم…

اعمال وحشیانه در پاوه و سر بریدن ۱۸ پاسدار و حمله به بیمارستان به منظور کشتن مجروحین و سرقت دارو که منجر به شهادت یک بهیار و مجروح شدن چند پزشک گردید نمونه های دیگر است.

گزارشات جگر خراش تر فراوان است. در مریوان نیز این حزب پس از عملیات نظامی که در شرحش اتلاف وقت است و بیشتر به یورش وحشیانه می ماند در روی خودروهای ارتشی علامت‌های خود را نصب کرد. این عملکردها صداقت حزب دموکرات کردستان را در گفتن و اطلاعیه و مرامنامه نشان می دهد!!

با مقایسه مطالب گذشته در مورد حزب دموکرات کردستان و حوادثی که در غرب کشور از بدو انقلاب تاکنون بروز نموده است؛ آیا می توان به‌درستی ماهیت این حزب را که حدود ۱۰ هزار نفر عضو و ۱۵ هزار نفر طرفدار دارد در جریانات اخیر کردستان ارزیابی کرد؟

آیا به دنبال هر توطئه، هر کشتار، هر آتش سوزی، هر هراس، هر غارت و هر جنگ ظالمانه نابرابر جای پای این حزب و یاران وفادارش که مذکور افتادند را در کردستان نمی توان دید؟

آیا همان گونه که در مقدمه به آن اشاره شده، حزب دموکرات کردستان و احزاب و جمعیت‌های مشابه آن نقش واسطه را در بازی گرفتن اکراد برای هرج و مرج و آشوب و تجزیه طلبی به وسیله برخی از کشورهای خارجی بازی نمی کنند؟

آیا این حزب با گروه ها و سازمان‌هایی که ماهیت ضد مردمی و ضد انسانی داشته و دارند و در سرکوبی مردم و تجاوزات حقوقی به مردم کردستان و آذربایجان و در نتیجه تمام مردم ایران ائتلافی نداشته است؟

آیا از تناقضاتی که در اطلاعیه‌های این حزب به سادگی درک می گردد، حتی سوای تضادی که در عمل با گفته ها دارد، نمی توان به هدف های حزب دموکرات کردستان در جهت نفاق و از هم پاشیدگی ملت یکپارچه ایران پی برد؟

آیا حزب دموکرات کردستان در کشتار شهرهای سنندج، بانه، نقده، مریوان و احیانا ترکمن صحرا و امثالهم سهمی بسزا نداشته است؟

و بالاخره آیا برخی از مردم کردستان به علت ناآگاهی از انقلاب اسلامی ایران ناخودآگاه آلت دست اداره کنندگان اینگونه احزاب واقع نگشته‌اند؟

ده ها سئوال مشابه و تجزیه و تحلیل جواب‌های آنها راهنمای خوبی می تواند باشد برای شناخت حزب دموکرات کردستان.

به این سئوالات پاسخ دهید و جواب‌های خود را با متن جزوه مقایسه نمائید:

۱- شهرهای اصلی کردستان کدامند؟ جمعیت کردها چقدر است؟

۲- آیا جامعه کردها طبقاتی است؟ طبقات مختلف و خصوصیات هر کدام را ذکر کنید؟

۳- کردهای عراق و ترکیه و سوریه در چه وضعی به سر می برند؟

۴- منبع زندگی و درآمد کردها در حال حاضر چیست؟ چرا کردستان در مقابل ضد انقلاب آسیب پذیر است؟

۵- انگیزه های تشکیل حزب دموکرات کردستان و علل رشد آن را شرح دهید؟

۶- دولت کردستان در چه تاریخ و توسط چه کسانی پایه گذاری شد؟

۷- چه چیزی زمینه قیام مردم را در کردستان بعد تشکیل دولت کردستان فراهم آورد؟

۸- شعب حزب دموکرات را نام ببرید؟

۹- خطوط اساسی مرامنامه و اساسنامه حزب دموکرات کردستان را ذکر کنید؟

۱۰- تفسیر خودمختاری از زبان حزب دموکرات چیست؟

۱۱- موضع حزب دموکرات در مورد انقلاب و رفراندوم جمهوری اسلامی و رهبری چگونه است؟

۱۲- چه سازمان‌هایی تحت پوشش حزب دموکرات فعالیت دارند یا با آن همکاری می کنند؟

۱۳- چند نمونه از فجایع اخیر ایادی این حزب را ذکر کنید؟

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق