سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۵

ترس دشمن از اسلامیت نظام- موقعیت روحانیت- اهمیت مجلس؛

سخنان امام خمینی(ره) با شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی

من یک وقت گفتم ملت ما اسلام را می‌خواهد و در اسلام اصلاً دیکتاتوری در کار نیست و هرگز نبوده و هیچ وقت نخواهد بود و ما باید کوشش کنیم به این‌که یک مجلس صحیح بوجود آوریم و از این حرف‌ها هم هیچ نترسیم؛ شما هرچه بهترش را درست کنید آن‌ها بیشتر خواهند گفت

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر سخنان امام خمینی(ره) با شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و گروهی از نمایندگان مجلس خبرگان در شهریور ۱۳۵۸ است که توسط طرف‌داران حزب جمهوری اسلامی در برازجان به چاپ رسیده است.

توجه شود که مرجع استناد به صحبت های امام خمینی(ره) موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی است و این جزوه به دلیل بررسی اسناد و آرشیو حزب جمهوری اسلامی منتشر می شود. (مراجعه به صحیفه امام خمینی، جلد ۹، صفحات ۵۲۰ الی ۵۳۱)

علاقه مندان می توانند جزوه اصلی این سخنرانی را به صورت فایل PDF از اینجا دانلود و مشاهده کنند.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

در این نوشته شما از مشکلات بحث کرده‌اید؛ راه‌حل این است که همه با هم تفاهم داشته باشید، دولت با شورای انقلاب، شما با حزب جمهوری اسلامی و اگر نشود با حزب های دیگر بتوانید تفاهم بکنید الان درگیری بین دولت و حزب یا دولت و شورا یا رادیو و تلویزیون و دیگران صد درصد صفر است، ما احتیاج داریم به این‌که یک آرامش و یک تفاهمی باشد.

بدون شک مشکلات زیاد است به زودی رفع شدنی نیست؛ یعنی شما بخواهید یک رادیو تلویزیونی که پنجاه و چند سال در خدمت رژیم فاسد بوده و افرادی که در آنجا بوده‌اند از آن نسخ تعیین شده‌اند حالا نمی‌شود یک دفعه به اشخاص مؤمن و مسلمانی که فکرشان فکر اسلامی و ملی است تبدیل شوند. اگر بخواهد دولت هم ظرف مدت کوتاهی بتواند این کارها را انجام بدهد و با اجرای دولت بخواهید که صد درصد در طریق ما باشد این هم بزودی عملی نیست.

من می‌بینم اشخاصی را که در این راه نیستند لکن علاج این نیست که ما درگیری ایجاد کنیم و برویم سراغ دولت و بگوییم افراد را کنار بگذارید یا برویم سراغ تلویزیون و بگوییم که باید امروز این عوض بشود و یکی دیگر بیاید باید قدری اشکالات خود را کم کنیم تا بلکه استقراری پیدا کنیم تا این‌که مجلس خبرگان کارش ان‌شاءالله به همت آقایان زودتر تمام بشود.

و بعد مجلس شورا تشکیل شود و کارها به خود ملت واگذار شود و با واگذاری کارها به ملت و نمایندگان آن‌ها و اشخاص متعهد که نظریه صد درصد اسلامی و علمی داشته و از هر جهت منعکس و همه جهات در آن جمع باشد جامعه اصلاح شود. از اول انقلاب تابه حال هر کس را در راس کار قرار داده‌اند عده‌ای فوراً آمده‌اند که این شخص وضعش خوب نیست، مثلاً آقایان بعد از تفتیش و تفحص زیاد یک نفر را برای ستاد ارتش انتخاب کردند به مجرد این‌که او را در راس کار گذاشتند یک عده شروع کردند بگویند او چگونه است؛ این نمی‌شود که ما تا چهار نفر را انتخاب کردیم اشکال کنند و تا این‌ها را عوض کردیم و گروهی دیگر را آوردیم عده دیگری اشکال کنند، اگر این‌طور بشود اسباب این می‌شود که کاری نخواهیم انجام بدهیم.

ما الان باید قدری حساب‌شده کار بکنیم مثلاً بعضی از روی سوءنیت و یا تشخیص برای دولت حرف‌هایی می‌زنند و یا شورایی که افرادش را من می‌شناسم و می‌دانم چه کسانی هستند، عده‌ای که نمی‌شناسند آن‌ها را انتقاد می‌کنند و می‌گویند شورایی که هیچ معلوم نیست چه جوری است و یا چیزهای دیگر مجلس خبرگانی که با رأی مردم تشکیل شده است و همه می‌دانند که این مجلس را تحمیل نکرده و خود مردم اشخاص را انتخاب کرده‌اند مورد انتقاد قرار می‌دهند. حزب جمهوری اسلامی و احزاب دیگر مثل سایر کشورها کاندیدا انتخاب کرده‌اند و حال که حزب جمهوری پیروز شده است و احزاب دیگر شکست خورده‌اند می‌گویند چرا ما نیستیم این است که شما در بین ملت وجهه‌ای نداشتید که انتخاب بشوید، کسی نیامده جلوی رأی مردم را بگیرد، شماها جلوی رأی مردم را می‌گرفتند حزب جمهوری اسلامی جلوی مردم را نمی‌گرفت.

چه کسی گفت که ما با آقای بهشتی رفیق هستیم و آقای بهشتی هم در بین مردم وجاهت داشت و به واسطه وجاهتش مردم به او رای دادند آیا این خلاف واقعیت است و این یک زور است یا اینکه مردم خودشان این‌جور تشخیص دادند و عمل کردند؟

الان هم که می‌بینید درباره مجلس خبرگان هر کس از هر طرف یک چیزی می‌گوید و یا راجع به حزب جمهوری اسلامی چیزی می گوید این‌ها هم برای آن خوفی است که عده زیادی از اسلام دارند و می‌ترسند مبادا یک وقت نظام اسلامی پیدا بشود که ما نتوانیم دیگر هر کاری که دلمان می‌خواهد بکنیم و هر طوری که دلمان می‌خواهد بشود. مسئله به نظر من این‌طور است که روی‌هم‌رفته وقتی حرف‌ها را گوش می‌کنند و می‌بینند که ناراحتند از این‌که یک عده آمده‌اند در مجلس خبرگان که می‌خواهند اسلام را سرپا کنند و برای جمهوری اسلامی قانون بنویسند این ها از این ناراحتند و می‌گویند چرا ما نیستیم؟ خوب شما را انتخاب نکردند یکی دوتا را هم که از شما انتخاب کردند آن هم با خیانت انتخاب شدند، این‌ها بازی درست کردند و قاسملو را انتخاب کردند که خود کردها هم با او مخالفند. ای‌کاش آمده بود من خیال داشتم که بیاید همین‌جا نگهش دارم.

آقایان بنا دارند یک نظام اسلامی درست کنند که این چپاول‌ها نباشد، این غارتگری‌ها نباشد، این غرب‌زدگی ها نباشد و این انحرافات نباشد و همه ناراحتی‌ها این است که آخوند چطور است، اگر آخوند هم مثل خود آن‌ها بود هیچ به او کاری نداشتند لکن می‌فهمند که آخوند می‌خواهد اسلام را پیاده کند از این جهت می‌گویند چرا در مجلس خبرگان همه آخوند هستند، علتش معلوم است برای این‌که مردم ببینند احکام اسلام اجرا می شود، هر آخوندی که از آن‌جا هست این‌ها آخوندهای منتخبی هستند که مردم انتخابشان کردند برای تصویب قانون جمهوری اسلامی. بلی اگر می‌خواستند یک جمهوری غربی درست بکنند آن وقت یک افراد دیگری باید باشند یک آخوند هم نباید باشد، ولی آیا ما که می‌خواهیم قانون برای جمهوری اسلامی درست بکنیم برویم از اروپا افراد پیدا کنیم؟ برویم از آن‌هایی که طرف‌دار اروپا و طرف‌دار کمونیست‌ها هستند افرادی پیدا کنیم؟

این مطالب را بدانید که اگر این آقایان هم کسی را معرفی می‌کردند و ملت می‌فهمید که این انتخاب بر خلاف مسیر اسلام است از آقایان هم انصراف پیدا می‌کردند. مردم با آقایان عقد اخوتی نبستند مردم به‌‌عنوان این‌که این‌ها اسلامی هستند و معرف اسلام هستند و به‌‌عنوان این‌که ما خدمتگزار به اسلام هستیم ما را می‌پذیرند.

این‌ها می‌دانند که ماها خدمتگزار هستیم و مردم به خدمتگزارها علاقه دارند این مردمی که برای آقای طالقانی اظهار احساسات کردند و این واقعاً همان طور که آن آقا نوشته بود چون دمکرات بود از این جهت مردم به او احترام گذاشتند؟ آیا این‌که مردم می‌بوسیدند آنچه قبرش را به وسیله آن کنده بودند برای این بود که ایشان یک مرد دمکرات بود؟ یا چون ایشان یک روحانی بود و چون مردم روحانی را مظهر نبوت و مظهر امامت می‌دانند این‌طور شده است. باید ببینیم این مردم که انقلاب کردند و چنین اظهار مصیبت کردند چه چیزی می‌گفتند؛ آیا «نایب پیغمبر ما جای توخالی» آن‌ها ایشان را به‌‌عنوان نایب پیغمبر می‌شناختند از این جهت آن کلنگ را می‌بوسیدند مثل ضریح حضرت معصومه که می‌بوسند، این به خاطر علاقه به طلا و نقره و آهن نیست بلکه اظهار علاقه ای است نسبت به خدا و نسبت به پیغمبر، این‌ها خوف دارند که یک سید پیرمرد وقتی از بین این جمعیت می‌رود این‌طور می شود و هزار نفر از حزب دمکرات اگر از بین بروند مردم شادی می کنند.

ما هم نباید آن‌ها را تأییدشان کنیم برای این‌که آن‌ها می‌خواهند یک جایی داشته باشند و دست‌ و پا می‌زنند که یک فکری برای خودشان بکنند و لکن ما باید به این فکر باشیم که ملت ما از چه چیز ضربه دیده و باید با چه عصایی راه برود که آن ضربه‌ها را نخورد. ما پنجاه و چند سال است که از اجانب ضربه خوردیم و از گرایش به اجانب و از این‌که همه چیز ما توجه به آنجا داشته، ما باید منقلب کنیم مسیر را به یک انقلاب دیگری. لااقل آن‌هایی هم که اعتقاد ندارند که مکتب ما مترقی‌ترین مکتب است تجربه کنند، پنجاه سال آن طرف را تجربه کرده‌اند  ۵ سال هم این طرف را تجربه کنند آن‌وقت اگر این طرف هم همان قلدری‌ها و همان آدم‌کشی‌ها، همان غارتگری‌ها بود آن وقت بیایند و بگویند هر دوتان کنار بروید و یک فکر دیگری باید کرد.

یک وقت این هست که شما می‌گویید این فرد را قاطع نمی‌دانیم این یک مسئله است، یک وقت می‌گویید این فرد همان کارهای رژیم سابق را می‌کند که عبارت بود از دزدی، غارتگری، از خدمت به اجانب و اگر چنین بگویید این خلاف انصاف است. ما افراد را می‌شناسیم افرادی که در شورای انقلاب هستند آن‌ها را می‌دانیم چه کسانی هستند و همچنین افرادی که در دولت هستند خوب می‌دانیم. این انصاف است که ما بگوییم که این رژیم سابق فرق نکرده، رژیمی که انسان را کتک می‌زد غارت می‌کرد مالش را می‌برد و داغش هم می‌کرد با حال هایی که نه حبس برای مردم عادی و برای غیر خیانتکارها هست نه چپاولگری هست نه خوردنی است و نه بردنی است فرق ندارد حالا اگر یک جا هم یه کسی دزدی بکند این هم باز از ارث رژیم سابق است و مهم قضیه این است که از شماها می‌ترسند برای خاصیت به اسلام است، همه مخالفت‌های با روحانیت هم برای اسلام است نه برای روحانی و همه مخالفت‌ها برای اینست که از شماها می‌ترسند برای خاصیت به اسلام است همه مخالفت‌های با روحانیت هم برای اسلام است نه برای روحانی و همه مخالفت‌ها برای این است که اسلام را این‌ها مخالف با منافع خودشان می‌دانند.

این‌ها با آمدن اسلام احساس کردند که اسلام قدرت است، قدرت دارد. اسلام قدرتی داشت که رژیم سابق با آن‌همه قدرت و با آن‌همه پناهگاه نتوانست دوام بیاورد که به ما دائماً از طرف آمریکا فشار می آوردند شما با این‌ها این‌طور نکنید بعد.

بعد از رفتن شاه همه می‌گفتن به بختیار فشار نیاورید این‌ها شما را دیدند که این همه قدرت‌ها شان را روی هم گذاشتند و یک جبهه ملت با نداشتن هیچ خبر ولی چون فریادش اسلام بود نتوانستند او را نگه دارند و حالا که فهمیدند این قدرت کن است تا آخر هم دیگر نگذارد دست این‌ها در مملکت باز بشود. از این جهت می‌ترسند باید هم مخالفت کنند چاره‌ای هم ندارند در خارج هم آن‌همه فعالیت می‌شود و آن همه چیزها نوشته می شود برای همین است که می‌ترسند. دیروز آن زنی که آمده بود اینجا و می‌گفت این‌گونه مطالب شما را ناراحت نمی‌کند گفتم از جهتی چرا و آن این است که چرا باید انسان این‌طور باشد که برای مقاصد خودش یک مسائل خلاف واقع بگوید، گفتند که خمینی وادار کرده است که پستان‌های زنان را ببرند حالا هم که شما آمده‌اید این جا بروید در بین مردم بپرسید که آیا تا حالا پستانی بریده شده است تا این‌که آمرش چه کسی باشد.

دیروز هم ورقه ای آوردند اینجا که گفتند این هیتلر است؛ و ما هم نباید توقع داشته باشیم که این‌ها خوب بگویند اگر خوب بگویند معلوم می‌شود ما خیانت کاریم. من آن وقت‌ها می‌گفتم که این دستگاه نمی‌فهمد، برای سقوط من باید شروع کنند به تعریف کردن ما، اگر چنانچه آمریکا از ما تعریف کند و روزنامه‌ها از ما تعریف کنند آن وقت باید مردم بگویند این چه قضیه‌ای است که دارند تعریف می‌کنند. البته این‌ها باید از ما تکذیب کنند و از شماها هم باید تکذیب کنند. از جمهوری اسلامی باید تکذیب کنند درهرصورت. این‌ها از این نظامی که امید است ان‌شاءالله در خارج تحقق پیدا کند خو‌فشان برداشته این یک مملکتی است اسلامی، یک مملکتی است که مردم بیل و کلنگی که مردم می‌خواهیم قانون بنویسیم اگر ما فشار آوردیم به این که حتماً باید به این مسئله رای بدهند آن وقت به ما اشکال است.

اما اگر به دست مردم دادیم و گفتیم آقا این مسئله از شما، قبولش دارید یا نه، دیگر اشکالی نیست. ممکن است همین یک چیز را به آراء عموم بگذارند که آیا شما قبول دارید که عالم درجه اول اسلام این کارها را نظارت بکند.

۳۵ میلیون نفر مگر آن‌هایی که همه دست‌هایشان را توی هم داده‌اند و یک میلیون نتوانستند درست کنند می‌گویند همین‌طور است و مسئله این نیست که ما می‌خواهیم به زور تحمیل بکنیم. دیکتاتور کسی است که برخلاف مسیر ملت چیزی را به زور گردن ملت بگذارد، ما مطابق مثل آقایان رفتار کردیم، ما یک مجلس درست کردیم با آرا، مردم بیایند بگویند کجایش زور بوده است و کجا یک نظامی را گذاشته‌اند آنجا که تو باید این‌طور رای بدهی، یا یک صندوقی را بردند و خلافش کرده‌اند؟ بیایید بگویید هر جا هست باطلش می کنیم آراء همه مردم کجایش اشکال دارد که آقایان این‌قدر سوزوگداز می‌کنند، جز این نیست که همان رگ خلاف اسلامی است که این ها را وادار می‌کنند. مسئله این‌طوری است و من به همه آقایانی که اینجا هستند می‌گویم که ما حالا باید تهیه قضیه مجلس شورا ببینیم، مهم این است اگر چنانچه مجلس شورای مورد خواست اسلام تحقق پیدا کرد ما هم می‌رویم سراغ کارمان و آن‌ها هم مشغول کارشان می شوند دیگر ما نمی‌توانیم تا آخر در زحمت باشیم.

ملت خودش کارش را انجام می‌دهد و وقتی که یک ملتی خودش کار خودش را انجام می‌دهد دیگر هرکه می‌خواهد هر صدائی بکند هر داد و فریادی بکند ملت خودش می‌خواهد. من یک وقت گفتم ملت ما اسلام را می‌خواهد و در اسلام اصلاً دیکتاتوری در کار نیست و هرگز نبوده و هیچ وقت نخواهد بود و ما باید کوشش کنیم به این‌که یک مجلس صحیح بوجود آوریم و از این حرف‌ها هم هیچ نترسیم؛ شما هرچه بهترش را درست کنید آن‌ها بیشتر خواهند گفت.

مرحوم آقای میرزا محمد فیض رحمت الله تعالی از علمای اینجا بود، آن وقت گفته بودند که باید طلبه‌ها امتحان بدهند و نمی‌دانید که چه فضاحتی سر ما درآوردند. در مدرسه فیضیه من رفتم خدمت ایشان، ایشان فرمودند این‌ها می‌خواهند تشخیص بدهید خوب و بد را چه اشکال دارد، من به ایشان عرض کردم این‌ها از خوب‌هاشان می‌ترسند، این‌ها خوب‌ها را می‌خواهند از بین ببرند بله اگر می‌خواستند بدها را از بین ببرند مورد تصدیق ما بود اما این‌ها نمی‌خواستند بدها را از بین ببرند از خوب می‌ترسند، رضاخان از مدرس می‌ترسید. خارجی‌ها از امثال مدرس می‌ترسیدند فلان آدمی که با رأی آن‌ها موافق است یا فرقی به حالش نمی‌کند فقط به این فکر است که بساطش جور باشد تابع این است که اتومبیلش خوب باشد این اتومبیل را عمر سعد به او بدهد یا امام حسین هیچ فرقی به حالش نمی‌کند برای این‌که برای او اتومبیل میزان است، آن که زندگی برایش میزان است مکتب در کارش نیست زندگی برایش مطرح است. این زندگی را اگر رضاخان بدهد اهلاً و سهلاً و اگر هم شما بدهید اهلاً و سهلاً فرقی به حالش نمی‌کند.

آن‌هایی که مکتب دارند و آن‌هایی که گرایش به اسلام دارند شما پیدا بکنید برای مجلس و از حالا شروع کنید. این دفعه مصیبتتان زیادتر است برای این‌که مجلس خبرگان برای مدت کوتاهی بود و این یک مجلس است که برای مدت طولانی است باید خیلی دقت بکنید خیلی زحمت بکشید و کاندیدتان را انتخاب کنید و به مردم ارائه بدهید که این کاندیدای ما است و این است که برای اسلام کار می‌کند و ترویج کنید از آن. اسلام شمشیر دستتان باشد شمشیر هم است با این شمشیر کارها را انجام بدهید، این شمشیر برنده اسلام یک شمشیری است که جانی ها را از بین می‌برد خادم ها را در امان نگه می‌دارد به مردم حالی کنید که ما کاندیداهامان عبارت از این شصت نفر یا پانصد نفر هر چقدری که باید باشد آن‌ها هستند.

که بگویند آخوندیش کرده‌اند اسلام آخوندیش کرده به ما چه ربطی دارد. آخوند و آخوند مسلک یعنی اسلام و اسلامی مسلک هم باید این‌طور باشند شما اگر خودتان ترسیدید در مجلس هم بیایید ان‌شاءالله بروید، استراحت کنید خود ملت کارش را انجام می‌دهد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق