دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۴:۵۷ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۳

اختصاصی ندای اصفهان؛

به مناسبت چهلم ابوذر زمان آیت الله سید محمود طالقانی/ جزوه حزب جمهوری اسلامی

طالقانی خدمتگزار ملت بود و ملت از خدمتگزار خودش قدردانی می کند لکن این تمام انگیزه نبود، این مقاومت در بعضی از اشخاص دیگر هم بوده و هست لکن برای آن ها مردم متأثر و متأسف، اما این انفجار حاصل نشد. مقاومت و مخالفت با دستگاه های جبار را به اضافه روحانی بودنش بود که این کار شد.

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود، نشریه شماره ۷ حزب جمهوری اسلامی است که با عنوان «به مناسبت چهلم ابوذر زمان آیت الله طالقانی» به چاپ رسیده است.

***

داخل جلد: …رهبری و شخصیت رهبر به قدری قاطع، به قدری دارای ایمان و حسن نیت است که کمتر می توانید شما رهبری مثل آیت الله خمینی پیدا کنید. گروه هایی گله می کنند که ما راه نداریم، بیخود گله می کنند. یک گوش شنوا و «اُذن واعیه» همان طوری که قرآن در وصف پیغمبر گفته است، حرف ها را می شنود، می سنجد، و بعد آنچه که صحیح است و درست است و قابل اجرا است دستور می دهد.

من گاهی که مسافرت به قم می کنم بعضی خیال می کنند فقط برای یک مسئله مهم سیاسی است، روزنامه ها جنجال می کنند، سر و صدا، خط های درشت. بله، تبادل نظر هست. ولی مهم تر از این؛ من هر وقت احساس به ضعف می کنم، گاهی یأس برایم پیش می آید از چنین رهبری قاطعیت، توکل، ایمان، خلوص او الهام می گیرم. اگر قدردانی نکنید خداوند در اثر این کفران نعمت باز همان طوری که از رهبرهای گذشته قدردانی نکردید خداوند ما را مبتلا به عذاب خواهد کرد.

(از سخنان آیت الله طالقانی)- ۳۰ تیر

متن سخنان رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی در مدرسه فیضیه

به مناسبت درگذشت آیت الله طالقانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

ما برادری را از دست دادیم و ملت ما پدری را و اسلام مجاهدی را، همه در سوگ هستیم و متأثر از این مصیبت بزرگ؛ خداوند او را غریق رحمت و شما را بردبار و صبور بفرماید.

آقای طالقانی پس از سالهای طولانی خدمت و رنج و نگرانی و مجاهدت از بین ما رفت و با اجداد طاهرینش ان شاءالله محشور شد. ما باید از وقایعی که رخ می دهد عبرت هایی بگیریم و تعلیم هایی و تنبه به بعضی مسائل پیدا کنیم. چرا در مرگ آقای طالقانی این انقلاب و این انفجار در مملکت ما و سایر ممالک حاصل شد؟ مگر که بود که این انفجار حاصل شد؟ ما اوصاف و ابعاد او را تحلیل می کنیم و بعد خود ملت را میزان قرار می دهیم. ما در تحلیلات نباید میان یک اطاق دربسته بنشینیم و فکر کنیم و قلم به دست بگیریم و به خیال خودمان تحلیل بکنیم. ما باید مطالعه در حال ملت بکنیم ببینیم ملت چرا این احترام را به آقای طالقانی گذاشت، چه بود در او؟ و انگیزه ملت چه بود؟

آقای طالقانی ابعاد مختلفی را داشت، اولاد پیغمبر بود، عالم بود، خدمتگزار بود، متفکر بود، مفسر قرآن بود، انسان متعهد بود، مخالف با رژیم بود، مخالف با چپ و راست بود. کدام یک از این ابعادی که آقای طالقانی داشت این طور مردم را برانگیخت و این طور همه طبقات را در سوگ نشاند؟ هر یک از این اوصاف به تنهایی در خیلی ها هست و یک چنین مطلبی رخ نمی دهد. آنچه که ما از حال ملت و فریاد ملت می توانیم بفهمیم دو سه مطلب مهم است که آن مطالب موجب این انفجار ملت ما و این تأثرات فوق العاده ملت ما شد.

یکی روح مقاومت و مخالفت با دستگاه ظلم بود؛ از اول جوانی تا وقتی که به دار بقاء اجداد طاهرینش ملحق شد انگیزه او مخالفت با جباران و ستمکاران و چپاولگران بود. هیچ وقت از پا ننشست و دنبال این معنی به حبس های متعدد منتقل شد. ملتی که با یک رژیم مخالف است، ملتی که از دست رژیم طاغوتی رنج کشیده است، ملتی که همه بدبختی های خودش را از این رژیم طاغوتی و از ارباب های او می داند اگر ببیند کسی با این رژیم با تمام قوائی که دارد در جوانی و پیری مخالفت و مقاومت کرده است رنج برده است. در این مخالفت و مقاومت، حبس رفته و تبعید و اهانت شده است و شاید شکنجه شده است، ملتی که ببیند کسی با دشمن او با کسی که تمام حیثیت ملی و دینی او را از بین برده است این طور مخالفت می کند، این ملت از او قدردانی می کند. یعنی این قدردانی از خدمتگزار خودش هست.

طالقانی خدمتگزار ملت بود و ملت از خدمتگزار خودش قدردانی می کند لکن این تمام انگیزه نبود، این مقاومت در بعضی از اشخاص دیگر هم بوده و هست لکن برای آن ها مردم متأثر و متأسف، اما این انفجار حاصل نشد. مقاومت و مخالفت با دستگاه های جبار را به اضافه روحانی بودنش بود که این کار شد. یک روحانی، یک شخصی که به واسطه ی روحانیتش در بین مردم محبوبیت دارد وقتی خدمتگزاری او را هم که مشاهده کنند این انفجار حاصل می شود. شما آن وقت که ایشان را دفن کردند در تلویزیون دیدید، و شعارهای مردم را شنیدید، شعار چه بود؟ انگیزه مردم از شعارشان پیدا می شود.

توی اطاق های دربسته این نویسنده ها ننشینند برای خودشان وجه درست کنند، انگیزه درست کنند. انگیزه های علمی و توهمی غیر از انگیزه های واقعی محسوس است. مردم چه می گفتند؟ و چه شعاری می دادند؟ می گفتند ای نایب پیغمبرِ ما جای تو خالی. این نفس مردم بود. مردم به عنوان نایب پیغمبر او را می شناختند. لکن نایب پیغمبر هم در جهات معنوی و هم در مقاومت، و در مخالفت با دستگاه ظلم، نیابت هم در مقابله ی با ظلم، مخالفت با جباران، مقاومت در مقابل ستمکاران. و هم در روحیات و معنویات، اما انگیزه ای نایب پیغمبر ما بود. شما که آن بیل و کلنگی که با آن قبر کنده بودند دیدید که مردم با آن چه می کردند، عشق بازی می کردند، می بوسیدند، به همدیگر حمله می کردند و بیل و کلنگ را می بوسیدند، چرا می بوسیدند؟ بیل و کلنگ که بوسیدنی نیست. برای این که آقای طالقانی یک مرد دموکراتی بود که بیل و کلنگش را می بوسیدند؟ نه، بلکه به همان انگیزه ای که ضریح ائمه اطهار و بزرگان ما را می بوسند همان انگیزه مردم را وادار کرد که بیل و کلنگش را ببوسند. برای روشنفکریش نبود. برای این بود که او را نایب پیغمبر خودشان می دانستند.

حضرت معصومه را دختر امام خودشان می دانند که آستانش را می بوسند. آستانه یک قدر طلا و یک قدری آهن است، این آهن و طلا را را می بوسند؟ خیلی آهن و طلا در دنیا هست. این انگیزه علاقه مردم به مبادی است چرا حجرالاسود را می بوسند و لمس می کنند و به او تبرک می جویند؟ چرا دور یک خانه سنگی و گلی هر سال میلیون ها مردم می روند و طواف می کنند؟ چرا؟ انگیزه، انگیزه الهی است هرچه که مربوط به دستگاه خدا باشد مردم او را احترام می کنند.

شما این پوستی را که با او جلد کلام الله را درست می کنند می بوسید و به چشم می گذارید، خوب، پوست است چرا؟ برای این که در جوف این کلام خداست. همه چیز برای خداست. ما احترام بر هرکسی که بگذاریم برای خدا باید باشد. ملت ما این بیل و کلنگی را که چند روز پیش از این می بوسیدند با انگیزه ی این بود که نایب پیغمبر ماست. خودشان هم فریاد می کردند که ای نایب پیغمبر ما جای تو خالی. چرا این قدرت را می خواهید از دست بدهید؟ چرا اینقدر کم سلیقه و بدسلیقه هستید؟ چرا این جوان هایی که می خواهند خدمت به مملکت خودشان بکنند از یک چنین قدرتی استفاده نمی کنند؟ نمی بینند این قدرت را؟ نمی بینند که یک پیرمرد هفتاد و چند ساله ای که هیچ قدرت بر این که یک فعالیت سیاسی داشته باشد به آن معنی ندارد ضعف پیری او را گرفته است، نقاهت دارد وقتی از دست مردم می رود یک چنین انقلابی در ایران و سایر کشورها شده و مورد تحیر غرب و شرق می شود؟ این قدرت را چرا می خواهید از دست بدهید؟

چرا می شکنید این قدرت را؟ چرا هرچه می شود از دوش اسلام برمی دارد و می خواهید بر روی آن یک عنوان غربی بگذارید؟

ای ملت، ای روشنفکران، ای متفکران، از این قدرت استفاده کنید، این قدرت بود که طاغوت را تا جهنم راند، شما که نمی توانستید چرا هر روز این مظاهر الهیه و قدرت خدائی را می بینید و بیدار نمی شوید؟ این مرض چه مرضی است که بعضی از روشنفکرهای ما دارند؟ همه آن ها را نمی گویم بعضی از آن ها را می گویم. این چه مرضی است این ها دارند که وقتی ملت در سرتاسر ایران بر سر می زند و بر سینه می کوبد و به عنوان نایب پیغمبر از کسی یاد می کند وقتی می خواهند بنویسند، می نویسند که آقای طالقانی یک مرد روشنفکری بود. از این جهت مردم چه کردند، تو هم یک روشنفکر هستی چرا مردم برایت فاتحه نمی خوانند؟

این قدرت را از دست ندهید کسانی که علاقه به کشور و ملتشان دارند می خواهند با دشمن های خود مقابله کنند، نگذارند این رژیم چپاولگر بازگردد. اگر عقل دارند از این قدرت روحانیت استفاده کنند و به این دریای مواج متصل شوند.

من نصیحتشان می کنم فردا دانشگاه ها باز می شود و باز یک دسته ای که خودشان را روشنفکر می دانند و خود را برای اسلام، برای ملت خدمتگزار می دانند باز می ریزند و نمی گذارند که انگیزه های ملت به آن طوری که هست شکوفا بشود. دوستان ما هم متوجه نیستند آن ها هم غافلند “سعدی از دست دوستان فریاد”، دوستانمان هم ملتفت نیستند که نباید این قدرت را از دست بدهند؛ این یک قدرت الهی است (یدالله مع الجماعه) می توانید این را انکار بکنید که آقای طالقانی فوت شده است؟ می توانید انکار بکنید که دنبال فوتش انفجار حاصل شده است؟

می توانید انکار بکنید که این انفجار از خود متن ملت پیدا شده است بدون این که من و تو او را تبلیغ بکنیم؟ می توانید انکار بکنید که متن ملت فریاد می زند که ای نایب پیغمبر ما جای تو خالی است؟ کجا می توانید این کار را بکنید؟ قدرت ملت را می توانید انکار بکنید؟ این قدرت ملت است. به این قدرت متصل شوید، ای قطره ها به دریا متصل شوید تا محفوظ باشید و الا مستهلک هستید و از بین می روید.

ای افکار کوتاه بیدار شوید خودتان را متصل کنید به این دریا، دریای الوهیت، دریای نبوت، دریای قرآن کریم. از این غرب زدگی ها بیرون بیائید شما پنجاه و چند سال است که در غرب زدگی بودید که این مصیبت ها را بر ما وارد کرده است. به خود بیائید یک قدری، به اسلام فکر کنید. این سد بزرگی که قدرت های بزرگ را شکست، نشکنید و نمی توانید هم بشکنید. عرض خود می بری و زحمت ما می‌داری.

آقا ملت علاقه به خدا دارد و با آن ها که خدا را انکار می کنند ملت ما معارض است، ملت علاقه به روحانیت دارد، نایب امام می داند این ها را، نایب پیغمبر می داند این ها را، برای طالقاتی ای نایب پیغمبر ما می گوید، علت را خودش نقل می کند این که من بر سر می زنم برای این است که یک دموکرات رفته است؟ نه برای این است که یک روشنفکر رفته است برای این است که نایب پیغمبر رفته است. شما مطالعه در حال ملت بکنید. در خانه ننشینید و پیش خود انگیزه فکری و برخلاف آن چیزی که مسیر ملت است بنویسید و اگر بنویسید هم فایده ای ندارد.

لکن چرا متصل نمی شوید به این ملت؟ چرا آنی که هست نمی گوئید؟ هی آخوند مرتجع- آخوند مرتجع همانی است که دشمنان اسلام به شما تزریق کرده اند تا شما را از آخوند جدا کنند. همین قلم هایی که آخوندها را مرتجع می داند و می نویسد یا ادراک ندارد و مطالعه در کار آخوند نکرده است و یا غرض دارد و قلم او اجیر است، اجرت می گیرد و می نویسد. این کشور عراق را از دست انگلستان آخوند نجات داده است و از حلقوم انگلستان بیرون آورده. آقامیرزا محمد تقی شیرازی سلام الله علیه عراق را از حلقوم انگلستان بیرون کشید، آخوند مرتجع است یا تو؟ آن نصفه سطر میرزا شیرازی رضوان الله علیه مملکت ما را از حلقوم خارجی ها بیرون کشید؟ الیوم استعمال دخانیات حرام است و معارضه با امام زمان است.

این یک کلمه ملت را وادار به مخالفت کرد، چرا این قدرت را می شکنید؟ آخر آدم باشید!! این آخوند بود که در عراق به جبهه رفت و اسیر شد. همین مرحوم آقای سید محمدتقی خوانساری رضوان الله علیه یکی از اشخاصی است که به جبهه رفت و جنگ کرد و مدت ها هم اسیر بود. این قدرت را نشکنید. صلاح ملت و کشور نیست که یک قدرتی که در مقابل قدرت های بزرگ مشتش را گره می کند و آن ها را از صحنه بیرون می کند حالا اجر او را تحویلش بدهید و یک چنین قدرتی را بشکنید.

این دژ بزرگ اسلام و این دژ بزرگ روحانیت هر دو مورد نفرت اجانب است، هم با اسلام دشمن هستند برای این که از اسلام بدی دیده اند، اسلام نمی گذارد که این ها مخازن ما را از بین ببرند و هم روحانیت را معارض خودشان می دانند و این را می خواهند بشکنند. رضا خان که آمد تمام نظرش این بود که قدرت آخوند را بشکند، مأمور بود لکن مأمور معذور نبود، تمام قوایش را صرف این کرد که این لباس را از تن این ها بیرون بیاورد.

ما در مدرسه دارالشفا حجره ای داشتیم در بحبوحه فشار به ملت و روحانیت، رفقای ما در مواقعی که از کارهاشان فارغ می شدند می آمدند و مجتمع می شدند. یک روز یک کارآگاه آمد توی حجره نشست و گفت: بنابراین است که در تمام ایران ۶ نفر معمم باشد!

از این عمامه ها این ها می ترسیدند. چرا؟ برای این که این عمامه توی مردم به عنوان «نایب پیغمبر ما جای تو خالیست» بودند؛ مردم از این ها حرف می شنیدند. از این مسجدها می ترسیدند و اخیراً برای هر مسجد یک سرهنگ بازنشسته مأمور گذاشته بودند برای این که از این مساجد می ترسیدند. آن ها کوشش کردند که این لباس را از تن روحانیت بیرون بیاورند و روحانیت را خلع کنند از این پستی که دارند و به حمدالله نتوانستند و حالا نوبت شما شده است، حالا نوبت این شده است که شما هرکدامتان به روحانیت یک نقی بزنید. یک روحانیتی که این همه خدمت به ملت کرده است و چندین مرتبه ملت را از مهلکه نجات داده است، حالا آقایان آمده اند با قلم ها و قدم هایشان و با کلماتشان از روحانیت انتقاد می کنند.

من نمی خواهم بگویم سرتاسر ایران هرکس عمامه دارد کذا است، نایب الامام است یک همچین حرفی نیست، لکن آن ها که می شکنند بدها را نمی شکنند، آن ها با خوب ها بد هستند، با بدها خوبند، بدهایی که هم پست و هم رای آن ها و در خدمت دستگاه هستند و بودند با این ها بدی ندارند. این ها با آن هایی که خوبند بد هستند، این ها با طالقانی بد هستند. من می گویم که این قدرت را یک کاسه نکنید و آن ها را بشکنید. این قدرت الهی است که از آن استفاده باید کرد.

من به آقایان روحانیون هم کرارا گفته ام حالا هم عرض می کنم که مسئولیت بزرگی به عهده شماست. این ملت که همه دارند می گویند نایب الامام و نایب پیغمبر اگر خدای نخواسته از شما انحرافی ببینند این روحانیت را می شکند، روحانیت اگر شکسته شود اسلام شکسته شده است، روحانیت اسلام را نگه داشته است اگر در این مقطع زمان اسلام به دست ما شکسته شود ما خیانت به اسلام و قرآن کرده ایم. خودتان را حفظ کنید و متوجه باشید اعمالتان را با اسلام تطبیق بدهید.

اگر در بین شما کسانی خدای ناخواسته انحراف دارند، از صف خود خارج کنید. و نصیحت دیگری که به آن ها می کنم و کرده ام این که این قدرت دانشگاهی و طبقه جوان را حفظ کنید، در مقابل آن ها نایستید. همه اهل یک ملت هستید، همه اهل یک کشور و خانه هستید این خانه خودتان را هر دو گروه حفظ کنید. مقدرات مملکت شما بعد از چندی به عهده این دانشگاهی هاست. این ها وزیر خواهند شد این ها را حفظ کنید، همانطوری که به آن ها عرض می کنم که این قدرت روحانیت را از دست ندهند به شما عرض می کنم که آن قدرت را از دست ندهید، با هم برادر باشید.

به دانشگاهی ها عرض می کنم که اینقدر گروه گروه نشوید، شما دشمن دارید، در مقابل دشمن باید مجهز بشوید، مجهز شدن این است که همگی یک گروه با وحدت کلمه، جوان های معتقد مسلمان ما که بحمدالله اکثر دانشگاه را در قبضه دارند اگر گروه گروه نشوند و مجتمع باشند چهار تا آدمی که معوج و منحرف است یا به این ها ملحق می شود که ان شاءالله ملحق بشود و یا گورش را گم می کند و می رود.

شما منتظر این نشوید که دولت یا ملت جلوگیری کند. بیائید خودتان با اجتماع خودتان بدون این که دعوائی راه بیندازید بدون این که درگیری در کار باشد، با اجتماع و با وحدت کلمه جلو این توطئه ها را بگیرید. فردا دانشگاه ها باز می شود، از این توطئه ها و توطئه گرها که دشمن شما و ملت هستند جلوگیری کنید. هم روحانی باید با دانشگاهی دوست و برادر باشد و هم دانشگاهی با روحانی؛ تا این دو قدرت متفکر بتوانند مملکت خودشان را حفظ کنند. خداوند ان شاءالله شما را هدایت کند و ما را. خداوند خدمتگزاران به ملت را رحمت کند و مرحوم آقای طالقانی را مورد مرحمت خودش قرار دهد و همه ما را سعادت و سلامت و مملکت ما را استقلال و آزادی بدهد.

والسلام علیکم

 

متن خطابه آیت الله طالقانی در نماز عید فطر

۱۳۹۹ هـ- ق

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در یک فصل تاریخی، بعد از شورش و انقلاب مسلمانان علیه خلیفه وقت و بعد از این که مردم مدینه، سران مهاجر انصار با آن حضرت بیعت کردند، اولین برنامه حکومتش را در یک خطابه مفصلی در مسجد مدینه اعلام فرمود. همانطوری که علی، روح و فکر و اندیشه و برنامه و سخنش همیشه زنده است این کلمات هم زنده است گویا همین امروز است که علی در میان همه مسلمان ها ایستاده و این مسائل و مطالب و برنامه را اعلام می کنند. همان علی که در فتح مکه همه گوش چشم و زبان و دل بود نسبت به رهبر بزرگش پیامبر عظیم الشأن. و در پای سکوی مجاور کعبه ایستاده بود و می شنید خطابه انقلابی پیغمبر اسلام را، بعد از این که بت ها فرو ریخت و مرکز توحید فتح شد و همه مشرکین تسلیم شدند، آن خطبه مفصل را فرمود و بعد فرمود:

«هر افتخاری در جاهلیت زیر پای من و هر ریائی در جاهلیت زیر پای من و هر امتیازی زیر قدم من، همه محو شده است… بعد فرمود همه افتخارات ملغی، همه امتیازات ملغی عرب بر عجم و عجم بر عرب، سفید و سیاه بر یکدیگر هیچ امتیازی ندارند. گرامی ترین شما نزد خدا متقی ترین شما هستند. زمان برگشت به همان وضع فطری که این امتیازات طبقات و افتخارات نبود».

علی همه این ها را می شنید با تمام وجود درک می کرد. راز انقلاب توحیدی اسلام را از زبان پیامبر و وحی قرآن دریافت. بلال حبشی و غلام شکنجه دیده، رفت بالای خانه کعبه و بانگ اذان برداشت، یعنی این غلامی است که به حسب فضیلت و تقوی باید بر همه مردم از جهت سبقت در اسلام و درک توحید و تقوی باید برتری داشته باشد. از همین جهت که همه قریش و سران قریش و آن کسانی که بادهای افتخارات جاهلیت در دماغشان بود به خود می پیچیدند. زمان گذشت رسول خدا وفات یافت. به تدریج همان کسانی که مارک بلغاک به پیشانیشان خورده بود به دستگاه خلافت نفوذ کردند امتیازات شروع شد.

امتیاز قریش بر عرب، امتیاز عرب بر عجم، چه در مقامات و پست ها و چه در تقسیم بیت المال و زمینه های اقتصادی، تا به آنجا رسید که این امتیازات مسلمان های اصیل را به حرکت درآورد و در این میان خلیفه قربانی شد. مردم با علی بیعت کردند با این سابقه محمل تاریخی، بنی امیه عقب رانده شده و حزب اموی در دستگاه خلافت نفوذ پیدا کردند. یزید بن ابی سفیان در شام و پس او معاویه بن ابی سفیان، مروان رانده شده همه کاره ی دستگاه خلافت شد علی مواجه است با یک اجتماعی که اسلام از هر امتیازی و افتخاری پاک کرده بود دو مرتبه به وضع جاهلیت برگشته بود. اینست که ایستاد و این خطابه را خواند، خطابه ای که امروز هم از زبان من می شنوید.

ولی در همین موقعیت وضع ما مسلمان هاست و همه دنیای اسلام و دنیای بشر، از زبان علی بشنوید این خطابه انقلابی، این انقلاب مفهوم دار نه شعار، متأسفانه بیشتر مفسرین و مترجمین نهج البلاغه این کلمات را یک خبری از آینده می دانند یعنی آنچه می شود نه آنچه باید بشود، با این که موقعیت این خطابه و مسائلی که امیرالمؤمنین مطرح می کند بعضی این مسئله و آنچه که من فعلاً می خوانم باید انجام بگیرد من درباره این مطلب پیش خدا و خلق و قرآن و وحی و نبوت متعهد هستم. من گروگان این حقیقتم، من در بند این حقیقتم و متعهدم و باید اعلام کنم.

مردمی که این همه تجربه دیده اند، عبرت های تاریخی را دریافته اند و مسائل را برخورد کرده اند و نمونه هایی را از گذشته تاریخ در مقابل چشمشان به صراحت موضع تاریخ را بیان می کند و گذشته را که ظلم و سرکشی، خودخواهی ها، چگونه منجر به خونریزی ها و انقلاب ها خواهد شد. پس همین بس است این نمونه های تاریخی که مردم دارای تقوای اجتماعی و روحی را از فرو رفتن در مکتب ها، مسائل، برنامه ها و شعارهای شبهه انگیز خود را نگهدارند که دوباره تاریخ گذشته تکرار نشود. گرفتاری های شما دو مرتبه برگشت گرچه به ظاهر اسلام و در لباس اسلام است ولی همان گرفتاری که پیامبر در میان آن مشرک ها، خودخواهی ها، وحشی گری ها و امتیازات منبعث شد. این گرفتاری شما همان گرفتاری است.

فرمود: گرچه این ها مخالفین من در شعار اسلام و لباس اسلام هستند ولی این بصیرتی که خدا به من عنایت کرده باطن و اندیشه های جاهلیت و کفرآمیز را من می بینم. امروز هم این مردمی که در لباس اسلام و در رنگ اسلام به جاهلیت برگشته اند می نگرم، گرچه نماز می خوانند در صف جماعت هستند، شعار قرآن می دهند ولی همان نظام جاهلیت است. این دو قسمت از سخن علی است.

بعد می فرماید… بعد از این دو تذکر می گوید اما برنامه چیست؟ اول این که همه به هم آمیخته بشوند باید همه به هم آمیخته بشوند، این دیوار و این سدهای طبقاتی بین قریش و عرب و عجم و موالی باید برداشته بشوند و همه به هم بریزند. این مرحله اول، بعد از آن، در میان به هم ریختگی غربال بشوند، چه جور غربالی، که آن دانه درشت های متعهد متقی و آن هایی که اسلام را دریافته اند و پای اسلام ایستاده اند، این ها شناخته بشوند، نخاله ها بیرون بروند، بعد هم با هم آمیخته بشوند و ترکیب بشوند مثل موادی که باید در میان دیگ بجوشند و با هم ترکیب پیدا بکنند و یک صورت دیگری به این ها داده بشود. این برنامه علی است، برنامه انقلابی علی است.

به هم ریختن آن نظامات فاسد و فاصله ها و درآمدن شخصیت های متعهد و از میان رفتن و برکنار شدن نخاله های خودخواه و خودپرست و فرصت جو و بعد یک ترکیب اجتماعی نو، اجتماعی انقلابی، اجتماع پیشرو، آیا این کلمات برای همان روز علی بود یا امروز هم ما دچاریم؟ اگر این مسیر انقلاب، در این انقلاب اسلامی ما این مسیر علی، و این برنامه علی پیش نرود، باید به طور یقین بدانیم که به جای اول برخواهیم گشت، بعد می فرماید: حتی آنقدر باید زیر و رو بشوید که آن پائینی ها آن پائین شهری ها، آن محروم ها، آن هایی که زیر پا مانده اند آن هایی که نفس ندارند، ناله شان به گوش کسی نمی رسید، آن ها بالا بیایند، و آن خودخواه هایی که بر گرده مردم سوارند، آن ها باید به تیغ کشیده بشوند. زیر پایی ها، نادیده گرفته ها، محرومین، مستضعفین، بالا بیایند، مستکبرین، خودخواه ها، سرمایه دارها و غارتگرها باید بروند دنبال کارشان، گرچه طلحه و زبیر باشند، گرچه در مقابل پیغمبر شمشیر زده باشند، گرچه خویش نزدیک پیامبر باشند باید بروند کنار. از این انقلابی تر، شما هیچ خطابه ای، هیچ رهبری را در دنیا شنیده اید یا دیده اید؟

…آن پیشی گیرنده ها، آن شکنجه شده های دوره ابتدای بعثت و در میان وادی های مکه و در کنار حرم خدا و در کنار کعبه، آن ها که رفتند کنار، باید بیایند جلو، آن ها پیشگامان بودند. آنهایی که بیخود خودشان را جلو انداخته اند آن ها بروند عقب…

این هایی که می گویم به اندازه سر سوزنی دروغ نیست، واقعیاتی است که باید انجام بگیرد و هیچ حقیقتی را من کتمان نکرده ام، من این موقعیت را قبلاً در این وضع و در این شرایطی که امروز واقع شدم قبلاً به من آگاهی داده شده بود. برنامه من از قبل تعیین شده بود، برنامه علی برنامه قبل از انقلاب مدینه بود نه مثل ما مسلمان ها که اول انقلاب کردیم حالا نشستیم، می خواهیم برنامه معین بکنیم. باید چه کار کرد. این حقیقت است، این مسئله است، این راه است، این ادامه انقلاب است، اگر این انقلابی که علی آن روز گفت، امروز هم صدایش به گوش همه مسلمان ها و به گوش شما می رسید، اگر تداوم پیدا نکند، هر کاری، هر اندیشه ای، هنر تدوین قانونی کم اثر و یا بی اثر خواهد بود.

مگر ما در مشروطیت قانون اساسی ۷۰ و خورده ای سال پیش ننوشتیم، چقدر مترقی بود، غیر از چند قسمتش همه مسائل زنده، ولی چه شد، برای این که همان قدر که قانون اساسی تدوین شد توده انقلابی مردم خیال کردند که کار تمام شد رفتند دنبال زندگیشان، دوباره همان هایی که اشرافی های دربار محمدعلی شاهی و قاجاریه بودند و اشراف و طبقات آمدند توی مجلس، بعد هم از وسط این ها رضاخان آمد. اگر انقلاب تداوم نیابد، هر اندیشه ای، هر کاری ما بکنیم، علاج ارتجاع و برگشت به وضع جاهلیت که علی اعلام خطر کرده چاره اندیش نیست، چاره نمی کند.

من نمی خواهم نفی بکنم، باید قانون اساسی نوشته بشود، تدوین بشود، ولی باید هشیار باشیم این قانون اساسی، مسئله ای است و اصولی است، مجری اش کیست؟ شما مردم، کی می توانید یک قدرت اجرائی قوی باشید که این اصول آزادی بخش را بتوانید پیاده بکنید؟ وقتی انقلابی باشید!

انقلاب تداوم پیدا کند، نه این که متوقف بشود… لغزش، اشتباهات، کج روی ها، به تدریج به جای این که انسان سوار بر کار و مسلط بر اوضاع باشد، اشتباهات و خطاها و گناهان بر انسان حاکم می شود. چشم و گوش بسته می کشند افراد و جماعات وابسته را به یک جهت انحرافی تا این که به حد سقوط برسانند.

می فرماید «خطاها، اشتباهات، لغزش ها، مانند اسب های چموشی است که سوارانی بر آن سوار شده اند و افسارها گسیخته شد و اختیار از دست سوارکار بیرون رفته و یکسره سوار کار را به سوی سقوط و جهنم می برد»

…اما تقوا، خودداری از گناه و تحت هر شعاری نرفتن، تحریک نشدن، گول نخوردن تقوای فکری، اخلاقی و اجتماعی یک مرکب های رهرو و رهواری هستند که سوار بر آن ها به آسانی می تواند به مقصد خود برسد و زمام امور را به دست بگیرد و آن را به طرف بهشت سوق دهد. این قسمتی است از خطابه امیرالمؤمنین علیه السلام که متأسفانه یک قسمت بزرگی از این خطابه را مؤلف نهج البلاغه از روی نظر خودش نادیده گرفته و حذفش کرده است و اگر مجال شد ان شاء الله قسمت های دیگر را به شما عرض می کنم.

امیدوارم این عید بزرگ و با عظمت برای همه ما منشأ خیر و برکت باشد و به همه مسلمین. عیدی بود بسیار پر برکت، اجتماعات بسیار عظیم، نماز جمعه و جماعات بسیار با شکوه و پر معنی، این برکات وحدت، وحدت در هدف، وحدت در رهبری، همه این ها برکت و خیر بود برای ما. ولی متأسفانه در اواخر این ماه پر برکت، ماه مبارک، ماه روزه، ماه تقوا، ماه توجه به خدا و ماه همبستگی قلوب و وجدان های مسلمانان، یک عده جانی این برکت را، این خیر را آلوده کردند. افرادی که در انجام جنایت از هیچ کاری فروگذار نکردند. تازه اسم خودشان را دموکرات می گذارند… دموکراتی که مردم را به گلوله ببندد مردم مظلوم، مردم بیچاره و مردم بی طرف، پاسداران، بیماران. ای خاک بر سرشان باد. چقدر این نام همیشه برای این کشور نام دموکرات خاطرات بدی داشته است.

بعد از جنگ بین المللی اول یک عده دموکرات پیدا شدند. سر نخ شان معلوم نبود به کجا هست. همه چیز را به هم ریختند، ترور کردند و بعد از آنی که قدرت متمرکز شد، آن وقت یک عده پیروان بیچاره مستضعف فریب خورده را به جای گذاشتند و فرار کردند رفتند! آن ها را دم گلوله و چکمه دادند. بعد از جنگ بین المللی دوم (۱۳۲۰) دیدند دموکرات های آذربایجان چه کشتارها کردند. همین که قدرت مرکزی قوی شد و به آن طرف رفتند آن ها فرار کردند و پیروان بیچاره را دم چکمه دادند.

امروز هم، همان چهره ها هستند به نام دموکرات یک عده بیچاره، یک عده مستضعف با شعارهای فریبنده. این ها را جمع کردند، اگر یک مقدار فشار زیاد شد همان طوری که حالا هست سران فرار می کنند. دست دوم و دست سوم را آن وقت دم چکمه. چه مکتبی دارند، چه می گویند، چه می خواهند. مگر بارها اعلام نشده شما برادران کرد هر پیشنهادی دارید هر مسئله ای دارید بیائید مطرح کنید رسیدگی بشود. آن قدری که در امکان هست برایتان انجام داده خواهد شد.

چه می خواهند این ها؟ اگر می خواهند تجزیه کنند کردستان را، در دامن چه کسی می خواهند قرار گیرند بهتر از دامن اسلام و رهبری های اسلامی و مردم مسلمان که من به یقین می دانم که چنین اندیشه ای در مردم و توده کردستان نیست که بارها هم اعلام کرده ام. جز خودخواهی، جز جاه طلبی، جز بلندپروازی مثل همه حزب بازی ها که همه را جمع بکنند و شعاری بدهند و کلاه دیگران پس معرکه باشد. من نمی دانم ما چرا باید پیش از این که ارتش دخالت بکند از برادران کردمان انتظار داشتیم که خود آن ها، این آتش را خاموش بکنند، چرا نمی کنند؟!

ای برادران مسلمان! ای خواهران مسلمان کرد، ای کسانی که می دانید دل من برای شما می تپد و ما و همه مردم ما برای شما و محرومیت ها شما و فشارهایی که بر شما وارد شده، همه دلسوز هستند چرا باید آلت دست یک مشت خودخواه و خودپرست، یک چنین فاجعه این طور چهره مردم بزرگوار، سالم و مرزدار این طور باید آلوده بشود؟ خدا لعنت کند آن هایی را که فتنه به پا می کنند. (مردم: الهی آمین)

در این روز عید صد بار بر آن ها لعنت، از درگاه خدا و خلق دور باش بر همه این ها. چقدر ما سعی کردیم با مذاکره، مهربانی، دور هم نشستن مسائل را حل کنیم. چه این جوجه کمونیست های داخل خودمان و چه آن ها، یک مشت جوان احساساتی و سی ساله، خیال می کنند قیم همه مردمند، قیم همه زنان ما هستند. زنان ما احتیاج به قیم ندارند. زنانی که حقشان پایمال شده مگر خودشان نمی توانند حرف شان را بزنند؟ کارگران حقشان به تو چه؟ تو که دستت پینه نزده، نشستی فقط شعار می دهی. جوانان مسلمان ما هستند که تو این آفتاب با زبان روزه در میان مزارع دارند کار می کنند. آنجا نشستی فقط شعار دادن. این شد مسئله (مردم: صحیح است) من خودم را برای دفاع از این ها فدا می کردم.

آیت الله طالقانی در ادامه سخنان خود فرمودند:

حتی خود رهبر به من می فرمود چرا مسامحه می کنی دوباره با این ها؟ گفتم آقا، شاید این ها به نصیحت و موعظه و تغییر اوضاع، تغییر شرایط جذب عامه مردم بشوند اما دیگر حوصله همه را سر آوردند. این رهبری که سراپا دلسوزی نسبت به مستضعفین و محرومین است ببینید چطور او را به خشم آورده اند. این کار بود؟ حال بچشند جزای اعمال خودشان را و کارهایی را که کردند دیگر در میان مردم جایی ندارند (مردم: صحیح است) بروند فکر دیگری بکنند (مردم: صحیح است).

خطبه دوم

بسم الله الرّحمن الرّحیم…

قسمت دیگری است از همین خطابه انقلابی علی:

«مردم بصیر، مردم دارای بینش که بهشت و دوزخ را در مقابل خود می بینند این ها باید از فتنه جویی ها، از انحراف ها، خود را نگهدارند، این مسیر نهایی حرکت را در نظر داشته باشند…»

«مردم پیشرو، مردم شتابان به طرف حق، به طرف کمال، به طرف خیر نجات می یابند… آن هایی که کند حرکت می کنند امیدی هست که شاید به سر منزل مقصود برسند، چه افراد چه امت ها… آن هایی که کوتاه می آیند در انجام وظیفه، در سرعت به طرف خیر و انقلاب به طرف حق و توحید، آن ها در میان آتش، آتش هایی که خود بر می افروزند سقوط خواهند کرد.»

شمال در مقابل یمین، یعنی چپ «راست روی و چپ روی حرکت به طرف گمراهی است.»

ما نمی دانیم علی در آن روز با این که چپ گرایی و راست گرایی اصطلاحات همین یک قرن اخیر است. چه جور مسائلش زنده است، آن روز به آن مردم می گوید راست روی و چپ روی هر دو به طرف گمراهی است. در قسمتی از خطبه دیگر درباره منحرفین می فرماید:

از صراط حق منحرف شدند. یک عده راستگرا شدند یک عده چپ گرا شدند…

برای این که هرچه می توانند راه گمراهی و گمراه کردن را بپویند… تا راه رشد و حرکت و کمال را رها کنند… من این عبارت را برای یک عده از نماینده ها و برادران کشورهای عربی و سفرای آن ها می خواندم که می دانید این عبارت از کیست گفتند نمی دانیم، از نهج البلاغه بیچاره ها خبر ندارند ما نتوانستیم منطق شیعه را به طور اصالت به دنیای خودمان برسانیم. خیال کردند که اخیراً جعل شده. گفتم این کتاب نهج البلاغه این مال علی است… چپ گرایی و راست گرایی به گمراهی می کشد آیا این تجربه را در این مدت ما ایرانی ها نداشتیم، همیشه ضربه ای که خوردیم یا از راست گراهای متعصب و جامد خوارج نهروانی بوده یا از چپ گراهای به طرف دیگر…

راه وسط، صراط مستقیم این جاده ای است، که کاروان بشر را به سر منزل نجات و سعادت می رساند، این کتاب باقی، این قرآن بر همین مبناست یعنی بر صراط مستقیم، نه راست، سنت رسول خدا و اولیاء دین، اگر بخواهد راه پیدا کند نه در چپ گرایی می تواند نه در راست گرایی، در طریق مستقیم است… عاقبت خیر در همین طریق وسطی است.

مردم پر ادعای کم کار و فریبکار از بین خواهند رفت در حکومت ما، بروند دنبال کارشان و آن هایی که دروغ می بافند، تهمت می زنند، این ها هم دستشان خالی است، فقط مردم صادق می توانند راه انقلاب، انقلاب علی را پیش ببرند (صحیح است).

کسی که روبروی انقلاب بایستد باید هلاک بشود، نابود بشود (صحیح است).

به من نگوئید صحیح است برادرها، به علی بگوئید، من عبارت علی را می گویم…

انقلاب انقلاب محرومین است، انقلاب، انقلاب توده مسلمان است، انقلاب، انقلاب پیروان قرآن است، انقلاب، انقلاب پیروان توحید است هرکس از این مسیر منحرف شد برود پایمال بشود (صحیح است) اگر نشستند و در مقابل حق نایستادند کاری به کارشان نداریم همان طور که اماممان فرمود، همانطوری که وارث علی گفته است.

«چقدر یک انسان جاهل و پست است که قدر خود را نشناسد…

در محیط تقوا، ریشه زراعت هیچ کس خشک نخواهد شد. همه به آمال خودشان، چه آمال دنیوی شان چه اخروی شان خواهند رسید، در مقابل در محیط بی تقوایی، بی بند و باری، دروغ گویی، فریب، افترا، ادعاهای بی خود، گول زدن ها همه محروم خواهند بود، همانی که خیال می کند زرنگ است، دیپلمات است، آن هم محروم خواهد شد، این عبارت را حفظ کنید: «ریشه زراعت و آمال هیچ فردی بر مبنای تقوا از بین رفتنی نیست» معجزه است، این جمله مثل سایر جملات، زراعت هیچ قومی تشنه نخواهد ماند، آمالشان اعمالشان، فعالیت هاشان همه به ثمر می رسد در محیط تقوا.

این خطاب به ضد انقلاب است، آی ضد انقلاب ها بروید خانه هایتان بنشینید، و خودتان را اصلاح کنید اصلاح کنید تا جامعه شما را بپذیرد. اگر واقعاً توبه کردید، برگشتید، توبه پشتیبان شماست، با شماست، شما را دستگیری خواهد کرد «اگر کسی کار خیری کرد و خدمتی انجام داد و خیری به او رسید از هیچکس ستایش نکنند فقط از خدا». ستایش گویی و مداحی را کنار بگذارید به هرکس خیری رسید فقط پروردگارش را ستایش کند. و اگر کسانی منحرف شدند، گناه کردند، فقط خودشان را سرزنش کنند این قسمتی است از خطابه تاریخی و انقلابی علی، که هم باید هشیار باشیم و امیدوار باشیم در همین خطبه ای که علی معین کرده است حرکت کنیم: خداوند همه ما و همه شما را و همه این ملت را به راهی که خودش صلاح می داند هدایت کند، همه را خداوندا هدایت بفرما.

من به همه برادرانم، به برادران ارتشی و پاسدار و کسانی که اعزام شده اند به طرف کردستان همان توصیه ای که دیشب امام فرمود، این رهبر با بینش عالیقدر ما، این توصیه را همه ما باید بکنیم که فقط کسانی که متعرض جان و ناموس و حیثیت مردم شده اند آن ها باید معدوم بشوند اما آن هایی که فریب خورده اند، رحمت خدا، همان طوری که علی می فرمود، بالای سر آن ها هست و ما مسلمان ها و همه مسلمان ها از آن ها خواهیم گذشت.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق