سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۲/۱۹

هشدار انجمن اسلامی رادیو تلویزیون به مجلس شورای اسلامی!

خط امام و صدا و سیمای جمهوری اسلامی

در این جزوه نامه سرگشاده انجمن اسلامی کارکنان صداوسیما به مجلس شورای اسلامی را می خوانیم که به نقد عملکرد غیرانقلابی رئیس وقت صداوسیما (صادق قطب زاده) و گروه گرایی وی اشاره می کنند...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر که برای اولین بار در فضای مجازی منتشر می شود برگرفته از جزوه انجمن اسلامی کارکنان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در سال های اولیه انقلاب است.

این جزوه از چند بخش تشکیل شده است. ابتدا مقاله تحلیل ایدئولوژیک بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق است که متن آن از رادیو جمهوری اسلامی در آن سال پخش شده است و نسل اولیه بنیانگذاران سازمان مجاهدین را با ایدئولوژی متفاوت از نسل جدید مجاهدین (منافقین) تحلیل می کند. این تحلیل با مخالفت سازمان مجاهدین خلق در نشریه وابسته به آن سازمان مواجه می شود.
در ادامه جزوه سخنان امام خمینی(ره) و رهنمودهای ایشان به صداوسیما آمده است و در انتها نیز نامه سرگشاده انجمن اسلامی کارکنان صداوسیما به مجلس شورای اسلامی را می خوانیم که به نقد عملکرد غیرانقلابی رئیس وقت صداوسیما (صادق قطب زاده) و گروه گرایی وی اشاره می کنند.

***

مقاله تجلیل و تحلیل ایدئولوژیک بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق

در فضای خفقان زده و جو سیاه پلیسی که نیروهای اهریمنی پنجه در حلقوم ها کرده بودند شرایطی که اصالتها و ارزشهای والای انسانی دستخوش بازیگری ددصفتان شیطان منش شده بود، و در گرماگرم حاکمیت رژیم منحط شاهنشاهی، ملت ستمدیده ایران دیده به افق دوخته بود تا شاید از ورای ابرهای ظلمت نوازش خورشید را بر تن های فرسوده و سرد خویش احساس کنند. دشمن نیک می دانست که چه می کند اما همانگونه که خاصیت تبهکاران است و با تکیه بر قوای شیطانی خود گمان نمی برد که روزی دست خدا از آستین خلق بیرون خواهد آمد و پایه های سست کاخ فرعونیش بلرزه درخواهد آورد که این وعده خداست و چه کسی از خداوند صادق تر است؟ ومن اصدق من الله قیلا».

بهمن سال ۱۳۴۱ بود. هیچکس را یارای اغراض و فریاد بود که فریادها را در گلو خفه کرده بودند و ناگهان دشمن، خود با دست خویش اولین تیشه را بر ریشه سست و نااستوارش فرود آورد، نیروهای رژیم به دانشگاه و فیضیه حمله ور شدند و به دنبال این یورش وحشیانه جمعی از دانشجویان و طلاب مبارز را در خون خویش غلطانیدند.

رژیم گمان می کرد که لااقل می تواند برای چند صباحی از عصیان مردم بپاخاسته در امان باشد اما هرگز چنین نبود، آتش خشم خلق خدا هر لحظه زبانه می کشید و بر تار و پود از هم گسسته دشمن چون طوفانی عظیم می پیچید. این آتشفشان در زیر خاکستر سرانجام در پانزدهم خرداد سال ۱۳۴۲ آنچه در دل داشت بیرون ریخت. انفجار آغاز شد، قیام به رهبری آیت الله امام خمینی از سنگر همیشه استوار تاریخ تشیع علوی، و به یاری توده های محروم ملت هر لحظه گسترش می یافت اما این بار دشمن با تکیه بر اربابان خویش و با بکار گرفتن همه توان نظامی خود موقتا این قیام را سرکوب نمود.

در چنین گیروداری سه تن از جوانان برومند ملت قهرمان ایران براساس تعهد و مسئولیتی که در قبال جامعه به انحطاط کشیده خود احساس می نمودند تصمیم به ایجاد تشکیلات منظم و سازمان یافته ای گرفتند که بتواند حلقومی برای فریاد خلق باشد. این سه تن قهرمان غیور و مومن به خدا و خلق- محمد حنیف نژاد- علی اصغر بدیع زادگان و سعید محسن بنیانگزاران سازمان مجاهدین بودند.

شهید محمد حنیف نژاد در سال ۱۳۱۷ در خانواده ای فقیر در تبریز متولد شد، تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در دبستان همام و دبیرستان های منصور و فردوسی گذراند، بطوری که از گفتار خود او برمی آید، در این دوران بیشتر با فرزندان کارگران و باربرها که از لحاظ موقعیت اجتماعی همردیف او بودند، همنشین و معاصر بوده است.

«حنیف» علیرغم وضع بد اقتصادی خانواده اش، توانست به دانشگاه راه یابد، و در سال، ۶۲ در رشته مهندسی ماشین آلات کشاورزی، فارغ التحصیل شود. او از دوران دبستان در هیئت های مذهبی به فعالیت پرداخت، ولی اینگونه فعالیتها نتوانست روح تشنه او را سیراب کند، او همیشه به شرایط نابرابر و غیر عادلانه موجود معترض بود، و می گفت چنین جو نامساعدی که باعث فقر توده های ضعیف و بهره مندی اقلیتی حاکم است، باید از میان برود. در هر جمعیتی که وارد می شد، بدان تحرک و جنبشی بیشتر می داد، ورود او و برادر همرزمش «سعید محسن» به نهضت آزادی موجب شد که روش این سازمان به مقدار زیادی تغییر کند و سران آن بیش از پیش احساس مسئولیت نمایند.

دو روز پیش از رفراندوم قلابی شاه در بهمن ماه سال ۱۳۴۱ از طرف ساواک دستگیر و به زندان افکنده شد. وی هفت ماه در زندان های قرل‌قلعه و قصر گذراند، در آنجا نیز از فعالیت باز نایستاد، همانجا بود که او با تعلیمات آیت الله طالقانی به عمق تازه‌ای از دریای بیکران قرآن دست یافت. زندان محیط مناسبی بود برای جمع‌بندی مبارزات گذشته و تجربه‌ای جهت حرکتهای آینده محمد حنیف نژاد و دیگر برادر مبارزش سعید محس با الهام از پیام امام علی (ع) که در اولین گفتار دَربارش پس از رسیدن به حکومت عنوان شده، به بررسی تاریخ ایران از قیام مشروطیت به بعد پرداخت.

امام علیه السلام در گفتار خویش تکیه بر این مسئله دارد که تقوی مانع از لغزش کسی است که تجارب گذشتگان برایش روشن گردیده است، و با تکیه بر همین گفتار حنیف، روند مبارزات گذشته را ارزیابی کرد، و در حد توانائی خویش به بررسی علل شکست آنها پرداخت، زیرا وی بخوبی به این مسئله آگاه بود که زمانی شکست به پیروزی مبدل می شود که به جای تسلیم در برابر آن به جمع بندی ابعادش پرداخته، و با تحلیل صحیح وقایع رهنمودهائی برای حرکتهای آینده به دست آورد، چه در غیر اینصورت، علیرغم کسب موقعیت های موقتی علت اصلی ضربه و شکست آشکار شده و بر انجام نیز چیزی جز همان شکست عاید نمی شود.

از آنجائی که حرکت اولیه سازمان مجاهدین خلق، بر اساس نقطه نظرهای این ۳ مبارز قهرمان و دلیر یعنی محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و سعید محسن صورت گرفته است، به نظر می رسد که توضیحی در مورد ۲ مجاهد دلیر دیگر داده شود تا کیفیت و نحوه کار سازمان خصوصا در ابتدای شکل گیری آن برای همگان روشن شود.

مجاهد شهید علی اصغر بدیع زادگان در سال ۱۳۱۷ در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. دوره دبیرستان را در تهران گذراند و سپس در رشته شیمی دانشگاه تهران به تحصیل خود ادامه داد. او در دوران فعالیت سیاسی خود که همزمان با تحصیلات دانشگاهیش بود در سالهای ۳۹ تا ۴۲ با مسائل سیاسی آشنا شد. و فعالیت خود را در این جبهه و نهضت آزادی، آغاز نمود. از همان ابتدا کمتر به فعالیت های علنی پرداخت و لذا شناخته نشد و رژیم از تفکر سیاسی او اطلاعی نداشت، فقط همفکران نزدیک وی می دانستند که او فعالیت سیاسی دارد.

بدیع زادگان در بسیاری از موارد خالصانه بیش از آنها که علنی فعالیت می کردند، برای پیشبرد هدف خود وقت می گذاشت و این خود نمایانگر روحیه قهرمان و پرخاشگر او بود که حاضر به فداکاری بی دریغ در راه مبارزه بود.

در سال ۱۳۶۹ به خدمت نظام رفت و پس از دوره آموزشی، ۹ ماه از ماموریت خود را در کارخانه اسلحه سازی تهران گذرانید، پس از مدتی هم در آنجا استخدام شد.

در پایان ماموریت ۹ ماهه به وی پیشنهاد شد که در رکن دوم ارتش مشغول به کار شود، اما هر بار به بهانه عدم رضایت پدرش تن به این تقاضا نمی داد، بی آنکه کسی به درستی علت عدم قبول وی را بفهمد، اما حقیقت امر این بود که وی حاضر به همکاری با دشمنان مردم و کسانی که مدام بر علیه منافع خلق توطئه می کنند نبود و معتقد بود باید تشنگی که از زمان میرزا کوچک خان بر زمین مانده است از زمین برداشته شود، دوباره باید ملت ایران قدم در میدان مبارزه بگذارد.

بدیع زادگان در روابط خود با دوستانش دقت بسیاری داشت و در طول دیدارهائی چندی از آنان را کنار گذاشت و با ۲ دوست مجاهدش حنیف و سعید محسن رابطه محکمتری برقرار کرد. همین تجمع تازه هسته اولیه سازمان را شکل می داد.

بدیع‌زادگان از خدمت در ارتش دست کشید و در دانشکده فنی دانشگاه تهران به عنوان استادیار شیمی به کار در آزمایشگاه دانشکده پرداختو او از همه امکانات موجود در دانشکده خصوصاً تماس با جوانان متعهدی که سازمان تازه پا گرفته بوجودشان نیاز شدیدی داشت استفاده می کرد. زندگی وی چه در زمان خدمت در ارتش که حقوق زیادی داشت، چه هنگام استادیاری دانشگاه ساده و بی‌آلایش بود، و همواره قسمت اعظم حقوق خود را به سازمان می داد. این نمونه ای از صداقت و خلوص اصغر بود.

در مرداد ۱۳۶۹ از طرف سازمان به عنوان مسئول گروهی که، قرار بود با الفتح تماس بگیرند و زمینه تعلیمات اعضای خود را در پایگاه های الفتح فراهم کنند، از کشور خارج شد. ظاهرا وی برای ادامه تحصیل و گرفتن بورس از دانشکده فنی به فرانسه رفت ولی در واقع در پایگاه های انقلابیون فلسطینی در (سپتامبر ۱۹۷۰) برابر با شهریور ۴۹ بدیع زادگان دوش به دوش برادران فلسطینی اش از انقلاب ملت فلسطین حمایت کرد. نهایت سعی او در این بود که از تجارب انقلابی الفتح استفاده کند، و خود را برای نبرد علیه رژیم سلطنتی محمدرضا خان آماده کند، او همینگونه هم عمل کرد و پس از پایان گرفتن ماموریتش، بطور عادی با مقادیری سلاح به ایران بازگشت.

هنگامی که او به وطن خود بازگشت، سازمان در مرحله تدارک عمل مسلحانه بود و او با دست آوردهائی که در زمینه عمل انفجاری داشت کمک های شایانی به سازمان کرد. دستگیری بدیع زادگان که در خانه یکی از خویشاوندانش صورت گرفت ضربه ای سخت به سازمان وارد کرده، رژیم جلاد شاه که پس از کوشش مجاهدین برای ربودن یکی از ننگین ترین چهره های دربار یعنی (شهرام) قاچاقچی معروف، بشدت غضبناک شده و ردی هم از مجاهدین پیدا نکرده بود، هر چه توان داشت روی شکنجه اصغر گذارد. مقاومت این مجاهد شهید در تحمل سوختن بوسیله اجاق برقی، نشانه روح مقاوم و ایمان استوار وی بود. جلادان ساواک نخست او را روی اجاق برقی نشاندند و سپس به پشت خواباندند، یک بار برای ۴ ساعت مداوم او را چنان سوزاندند که سوختگی از پوست و گوشت گذشت و به نخاع رسید و این مجاهد دلیر در آستانه فلج قرار گرفت اما همچنان مقاومت کرد و لب به سخن نگشود. او را به همان حال در سلولی انداختند و در را برویش بستند. زخم های سوخته چرک کرد و تعفن و پوسیدگی فضای سلول را پر کرد. زندانیان دیگر از بوی تعفن به تنگ آمده بودند ولی جلادان آریامهری همچنان سعی می کردند به هر نحو که شده او را به حرف آورند. اما اصغر در آن حال نیز سخنی نگفت.

هنگامی که او را برای بازجوئی به اطاق شکنجه می بردند، زیر بغلش را گرفته و بر زمینش می کشیدند با این همه او فقط به مکتب انقلاب و به توده های رنج کشیده می اندیشید و چیزی نمی گفت. پلیس خون آشام رژیم ۳ بار او را مورد عمل جراحی قرار داد اما دیگر کار از کار گذشته بود و نمی توانستند او را مدتی دیگر برای شکنجه زنده نگاه دارند، این بود که ناجوانمردانه وی را کشتند و او همچون درختی برومند، ایستاده و استوار به شهادت رسید.

گرچه دیگر همرزمان اصغر حنیف مثل خود آنها انسانهای شجاع و قهرمانی بودند که تن به ذلت ندادند و در راه پیشبرد اهداف خویش تا آخرین نفس مردانه ایستادند اما معرفی هرکدام از آنها به تنهائی خالی از ضرورت نیست، این است که به معرفی سومین نفر از بنیانگذاران سازمان مجاهدین می پردازیم.

مجاهد شهید سعید محسن، نمونه ای بارز از انسانیت بود؛ او با حساس مسئولیت سعی در تغییر رژیم ستم بار شاه می نمود. دوران دانشجوئی وی مصادف بود با سالهای ۳۸ تا ۴۳ و در همان زمان عضو کمیته دانشجویان نهضت آزادی ایران بود.

شب اول بهمن ماه ۱۳۴۰ که فردایش کماندوهای شاه به دانشگاه حمله کردند، و آن همه جنایت را مرتکب شدند دستگیر و زندانی شد، اما پس از مدتی آزاد شد. سعید هرگز از آموختن غافل نبود، الگوئی از یک انسان پر تحرک و زنده بود، همیشه می کوشید از همه چیز سر در بیاورد. نه تنها به کارهای فنی رشته اش علاقه داشت بلکه از وظایف اجتماعی خویش هیچوقت غافل نبود زیرا به این نتیجه رسیده بود که تا در جامعه روابط سالمی وجود نداشته باشد یک مهندس خوب هم جز در خدمت رژیم مستبد کاری انجام نخواهد داد.

هنگامی که در سال ۳۹ -۴۰ سیلی جوادیه را خراب کرد و نیز به هنگام زلزله قزوین در سال ۴۰ او با کمک بدیع زادگان و مردم خیرخواه و دیگر دانشجویان همدردی خود را با ملتش نشان داد. سعید در آن روزها تحصیل و کار را رها کرد و مدت چند ماه در آنجا به کارگری پرداخت. پس از پایان تحصیل به سربازی رفت. در ۹ ماه اول خدمت، ارتش را ارزیابی می کرد. نقاط ضعف و قوت آن را می سنجید، و لذا با علاقه فراوان تعلیمات نظامی را فرا گرفت و هنگام تقسیم شدن به دلیل فعالیت های سیاسی او را به منطقه گرمی در جنوب یعنی جهرم فارس فرستادند و در واقع او را به آنجا تبعید کردند. اما دیری نگذشت که این مجاهد دلیر را نیز در سحرگاه خرداد سال ۱۳۴۹ پس از شکنجه های طولانی به درجه شهادت رساندند.

قبلا در مورد تشکیل هسته اولیه سازمان مجاهدین خلق به دست بنیانگذاران اولیه به طوراجمال سخن گفتیم، اینک که با ۳ چهره اصیل از پایه گذاران این سازمان آشناتر شدیم به بررسی دقیق این مسئله می پردازیم.

بنیانگذاران سازمان در بررسی تجارب انقلابی به این نتیجه رسیدند که پیروزی بر امپریالیسم جهانی بدون داشتن یک سازمان و تشکیلات امکان پذیر نیست. از نظر آنها این سازمان می بایست دارای عناصری استوار در عقیده و عمل باشد تا در هر زمان و تحت هر شرایطی بتوانند اساس سازمان را حفظ کنند و خط مشی صحیحی که این هدف را برآورده کند همان خط مشی اصیل مکتبی اسلام می باشد.

آنها به درستی واقف بودند که ادامه حیات سیاسی یک سازمان انقلابی بستگی تام و تمام به جهت مکتبی بودن آن دارد و تنها با چنین طرز تفکر و نحوه عملی است که حرکتها در جهت صحیحی به جریان می افتد و به نتیجه مثبتی می رسید، زیرا دیده شده است جریانات سیاسی که در اثر کمبود و نقص در چنین بعدی ضربه‌های اساسی خورده و چه بسا بطور کلی از هم پاشیده و حتی به ابتذال کشیده شده است. بنیانگذاران سازمان، با درک این مهم ایدئولوژی اسلام را بعنوان راهنمای عمل خویش در امر مبارزه برگزیدند. این کاری بس بزرگ و رسالتی سنگین بود چه درک ابعاد وسیع اسلام احتیاج به مطالعه و آگاهی زیادی داشت و در صورت عدم درک صحیح از مسائل و احتمالاً در بعضی از موارد، یافتن خلأ و کمبودی در نظامات اسلامی چه نظام اجتماعی و چه سیستم اقتصادی و غیره می‌توانست مبارزه را به انحراف عقیدتی بکشاند و از خط صحیح اسلامی خارج کند.

دوره اول حرکت سازمان از شهریور ۱۳۴۴ آغاز شد. آنها مجموعه نظریات خود را در مورد مبارزات گذشته در جزوه ای تحت عنوان «مبارزه چیست» منتشر کردند.

هدف هائی که در این جزوه خط مشی اصلی سازمان را مشخص می کرد بطور خلاصه بقرار زیر است:

١- هدف استراتژیک، تربیت مسئولین همه جانبه که جبران کننده ضعف اصلی مبارزات گذشته باشند.

۲- با توجه به خصوصیات امپریالیزم جهانی دشمن اصلی را چنین عنصری معرفی کرده و در سومین قسمت برای دچار نشدن به حرف تنها، آمیزش با جامعه را که می تواند شناخت درستی از دردهای آنان بدست دهد، شرط ضروری و لازم دانستند.

هدف چهارم، ضرورت مکتبی بودن مبارزه و داشتن سازمانی انقلابی با ضوابط اصولی می باشد و نیز اصول مخفی کاری و حرفه ای بودن در مسئله مبارزه را در این اصل بعنوان عامل ضروری برای پیروزی تلقی کرده اند.

اینها اصولی بودند که بنیانگذاران اولیه سازمان مجاهدین شهید محمد حنیف نژاد، علی اصغر بدیع زادگان و سعید محسن آن را چهارچوب عمل خویش قرار دادند. (عنصر یک).

اما اکنون که ما پس از پیروزی انقلاب کبیر اسلامی مان چه به عنوان تجلیل و بزرگداشت و چه به عنوان تجزیه و تحلیل تجربیات گذشته و رسیدن به یک جمع بندی بعنوان دستور کار آینده به بررسی شخصیت های تاریخمان می پردازیم باید این کار را بادقت تمام و از همه زوایا و جوانب و به دور از هرگونه تعصب گروهی و شخصی انجام دهیم. آنچه از شخصیت ۳ شهید بزرگ مبارزات ملتمان ذکر شد در واقع نمایش یک بعد از شخصیت آنها بود ولی مطلق کردن این بعد و سرایت دادن آن به همه جنبه‌ها چه بسا که دیگر نه تنها مفید نباشد بلکه ضایعه آفرین و تاسف آور هم هست.

در سالهای سیاه اختناق و دیکتاتوری، ضرورت تشکیل یک سازمان مسلح چیزی بود که در عمق روح هرانسان متعهد و باوجدانی جوانه داشت ولی شکفتن این جوانه ها فقط در زمین های پربار و ثمری چون حنیف نژادها ممکن بود. البته پیش از آن نیز تاریخ ملتمان حماسه هائی از این قبیل زیاد دیده بود از حماسه شکوهمند جنگل به رهبری میرزا کوچک خان تا فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی و تا جمعیت های موتلفه و حزب ملل اسلامی و دیگر گروههای پرشوری که باید در جای خود از آنها تجزیه و تحلیل دقیق به عمل آید. ولی آنچه محمد حنیف و یارانش را از سایرین جدا می کرد از طرفی سیستم متشکل و انضباط سازمانی آنها بود که این به دلیل جو شدید پلیسی حاکم بر جامعه بود و از طرف دیگر دریافت آنها از لزوم وحدت و هدف و انگیزه برای تحقق یک نظام واحد تشکیلاتی بود و این نیز جز در سایه برخورداری از یک ایدئولوژی مشترک ممکن نیست خصوصا که در همان ایام و سالهای بعد سازمان مسلح دیگری هم با ایدئولوژی و راه و مقصدی متفاوت تشکیل شده بود.

خلاصه خصیصه مکتبی بودن از ضروریات این تشکل محسوب می شد و اینجاست که نقطه حساس مسئله و لغزشگاه این مسیر محسوب می شود.

بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق برای تدوین ایدئولوژی ابتدا به مهندس بازرگان رجوع کردند و با سوابقی که از او درنهصت آزادی داشتند مساله را با او در میان گذاشتند ولی مهندس بازرگان به دلائلی از انجام این کار سرباز زد و حاضر به یک همکاری تشکیلاتی نشد و اینجاست که سازمان خود را با یک خلأ ایدئولوژیک مواجه می بیند.

طبیعی است که در این میان متعهدترین فرد سازمان یعنی حنیف بیش از دیگران در خود احساس مسئولیت می کند و سعی می کند این مهم را نیز با همت شخص خود و سایر دوستان برآورد.

محمد حنیف جوان بیست وچندساله ای که در این زمان از بار مطالعاتی چندانی نیز برخوردار نبود و تازه آن هم تحت تاثیر گرایش های علم‌زده محیط آن روز که منزه ترین آن جریان نهضت آزادی بود که نهایت سعی رهبرانش تطبیق اسلام و علم و تمدن غرب بود و با توجه به جو شدید اختناق پلیسی که امکان هرگونه تماس آزاد با متفکرین و روحانیون متعهد را سلب می کرد و نیز با ذکر این نکته که اصولا الگوی سازمانی آنها در تشکل خود به دلیل نداشتن سابقه در جامعه خودمان بیشتر الگوهای مارکسیستی نظیر چه گوارا و مائو بود خواه ناخواه حاصل همه اینها بدین منجر شد که بزرگترین اشتباه در حرکت ایدئولوژیک این سازمان اتفاق افتاد و آن تدوین کتاب شناخت بود.

اینکه می گوئیم در حرکت ایدئولوژیک برای این است که از لحاظ سیاسی و سازماندهی اصولا درهمان ابتدا سازمان پذیرفته بود که الگوی سیاسی آنها می تواند الگوی مارکسیستی باشد و باصطلاح مارکسیسم را بعنوان علم مبارزه تلقی کرده بود.

ولی اگر بفرض این چنین خطائی در تاکتیک های مبارزاتی قابل چشم پوشی باشد در اساسی ترین و بنیادی ترین مساله ایدئولوژیک قابل قبول و جبران نخواهد بود.

به هرحال کتاب شناخت که عمدتا توسط مجاهد شهید حنیف نژاد جمع آوری شده بود در واقع برگردان کاملی است از مقاله ای درباره تضاد مائو. اگر امروز کسی فصل به فصل و بخش به بخش مقالات درباره تضاد و پراتیک مائو را ورق بزند و سپس با کتاب شناخت مقایسه کند پی به شباهت تام و تمام آن خواهد برد جز اینکه مثالهای چینی به ایرانی و اسلامی تبدیل شده اند و احیانا جای به جای آیه‌ای از قرآن و اینجاست نکته حساس بحث که هر انسان منصف و مسلمان متعهدی را مجبور به واقع بینی خواهد کرد که گرچه برادر مجاهدمان حنیف نژاد در تاریخ مبارزات ملت مسلمانان نقشی برجسته و فراموش نشدنی خواهد داشت ولی این مساله هیچگاه نباید به مطلق کردن این نقش و سرایت آن در ابعاد ایدئولوژیک بیانجامد. ما از این قبیل مطلق کردن ها بزرگترین صدمات را خواهیم خورد.

نمونه دیگر این طرز برخورد را از مجاهدین اولیه باید در مجاهد محمود عسگری زاده جستجو کرد. البته در مقام مقایسه حنیف نژاد شخصیتی ویژه داشت ولی عسگری زاده نیز از سردمدارای جریان مسلحانه بود و او نیز در تدوین ایدئولوژی کتاب «اقتصاد بزبان ساده» را نوشت که امروز هرکس کوچکترین اطلاعی از اقتصاد مارکسیستی داشته باشد بخوبی در خواهد یافت که درواقع این کتاب ساده شده «نظریه ارزش اضافی» مارکس می باشد.

بنابراین برماست که با روشن بینی و واقع نگری نگذاریم که اگر آن بزرگان و شهدای راه فضیلت در مواردی به دلیل ضعف مطالعات و جو اختناق و سایر محظورات دچار لغزش و اشتباه شده اند دیگرانی که شاید اشتراکشان با آنها جز اشتراک در لفظ نیست با مطلق کردن شخصیت مبارزاتی آن شهیدان بخواهند کجروی ها و انحرافات خود را در سایه شخصیت آنها یدک بکشند برماست که ببینیم انگیزه شهیدان حنیف و بدیع آیا جز تحقق اسلام بوده است؟ آیا آنها اگر می بودند و انقلاب اسلامی را و رهبر کبیرمان امام امت را ملاحظه می کردند، عملکرد آنها با آنچه توسط مدعیان راه آنان در یکساله اخیر انجام شده یکسان می‌بود؟

اگر حنیف نژاد می‌بود و می‌دید که امام برای آشنائی با اسلام مطالعه کتب متفکر شهید مطهری را توصیه می کند آیا دستور مطالعه آنها را به طرفداران خود می داد یا دستور بایکوت کردن و نزدیک نشدن به آنها را؟ آیا اگر حنیف نژاد می بود به قانون اساسی که امام در آن انحراف اسلامی ندیدند و خود به آن رای دادند رای نمی داد؟ و دهها مطلب و مساله دیگر.

ما مطمئنیم که اگر حنیف نژاد زنده می بود و پس از این همه بحث و گفتگو که در اطراف مسئله شناخت و دیالکتیک شده است و این همه کتابهایی که از طرف صاحبنظران مسلمان منتشر شده، حاضر نبود نیم نگاهی به آن جزوه کذائی افکند ولی اکنون باعث تاسف است که مشاهده می شود در سایه درخت تنومندی که از خون حنیف نژادها بارور شده، کسانی بر اریکه رهبری نشسته و بدون در نظر گرفتن شرایط علنی زندگی حنیف می خواهند تمام انحرافهای ایدئولوژیک خود را به حساب او گذارند و در نهایت جوانان مسلمان مهین مان را به راهی که یکبار در سالهای ۵۴ و ۵۵ ثمره اش را دیدیم بکشانند.

 

صدای جمهوری اسلامی ایران رجوی را به بحث آزاد دعوت کرد

این اطلاعیه در مورد دعوت آقای رجوی به بحث آزاد از طرف صدای جمهوری اسلامی ایران صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ چهارم خرداد، صدای جمهوری اسلامی ایران در برنامه ای به مناسبت سالروز شهادت پنج تن از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران به تجلیل وتحلیل جنبه های گوناگون شخصیت این ستارگان آسمان شهادت ملت ایران پرداخت.

در این برنامه ضمن تجلیل و بیان زندگینامه سراسر حماسه این شهیدان، بنابر رسالت مکتبی و اجتماعی که بر عهده صدای جمهوری اسلامی ایران است به تبیین خطوط فکری آن بزرگان پرداختیم و گفته شد که شهید محمد حنیف نژاد که در آن سالهای سیاه بیشترین نقش را در تکوین سازمان برعهده داشت بمناسبت احساس مسئولیت شدید از یکطرف و جو اختناق پلیسی و نداشتن امکانات از سوی دیگر بناچار در تدوین ایدئولوژی سازمان دچار اشتباهی اساسی شد و آن اخذ قسمتی از این ایدئولوژی از منابع مارکسیستی خصوصات مقالات “درباره تضاد” و “پرا تیک” مائو بودکه عمدتا این مطالب در کتاب معروف شناخت آمده است و نیز گفته شده شهید محمود عسگری زاده درکتاب “اقتصاد به زبان ساده” در واقع نظریه اقتصاد مارکس را ساده و خلاصه کرده است و پس از ذکر این موارد یادآوری شدکه ضمن نهایت قدرشناسی و تجلیل نسبت به شخصیت این شهیدان راه حق و آزادی نبایستی شخصیت آنها را مطلق کرده و از اشتباهات ایدئولوژیک آنها نیز متأثر شویم و یادآوری شد که اگر چنین جریانی وجود داشته باشد، سوء استفاده از موقعیت ارزنده این شهیدان نزد ملت مسلمان ایران است. این خلاصه تمام مطالب آن برنامه بود که نوار آن هم موجود است.

پس از پخش این برنامه تا کنون در دو شماره از نشریه مجاهد، ارگان سازمان مجاهدین خلق ایران، ضمن درج مطالبی سراپا فحش و ناسزا به مسئولین رادیو، به شرح مطالبی می پردازدکه جان کلامشان در این است که “این بار نیز در سالروز چهارم خرداد، تئوریسین های پوک مغز مرتجع به خودشان جرات دادند که از طریق رادیو به تحلیل حنیف نژاد و مجاهدین بپردازند”.

آری صدای جمهوری اسلامی ایران، آگاهانه می کوشد تا با روشنگری آراء و عقایدی که ذهن جامعه را بخود مشغول داشته است،  راه را برای شناخت حقیقی و صحیح اسلام راستین روشن کند، اگرچه صاحبان بعضی از این عقاید در اوج کبریائی ذهن گروهی جای داده شده باشند.

و اگر امروز و در طلیعه ارزشمند جمهوری اسلامی ایران به این مهم پرداخته نشود پس کی؟ پس از این توضیحات به ملت شریف و مسلمان ایران یادآور می شود که همانگونه که کراراً از صدای جمهوری اسلامی ایران بیان شده است، ریشه بسیاری از تفرقه‌های اجتماعی بویژه در بین مسلمانان، اختلاف در مسائل عقیدتی است لذا در شرایط فعلی، حل و بحث ابهامات ایدئولوژیک از اصلی ترین وظائف برای ایجاد وحدت اجتماعی می باشد. به همین مناسبت همانطور که همگان مطلعند از حدود ۵ ماه پیش در سه اطلاعیه مکررا از نمایندگان همه گروههای موجود جامعه و صاحبنظران تقاضا شد که در جلسات بحث ایدئولوژیک شرکت نمایند. متاسفانه این دعوتها از سوی گروه هائی که خود را مترقی و انقلابی می دانند اجابت نشد. تا اینکه در دو ماه گذشته بحث زیربنا چیست “رسما” با یک فرصت معین اعلام گردید. در محل ضبط تلویزیونی نمایندگان سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمان چریکهای فدائی خلق ایران و جنبش مسلمانان مبارز حضور نیافتند و آن بحث باز هم برگزار نشد.

آری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران همیشه و همیشه با آغوش باز و روئی گشاده آماده است که هرگونه درخواست بحث آزاد خصوصا در زمینه مسائل ایدئولوژیک را از جانب گروهها پذیرا شود و چاره نهایی حل مشکلات سیاسی و اجتماعی موجود را نیز تنها در حل همین گونه اختلافات ایدئولوژیک می داند. امروز نیز با صراحت اعلام می کنیم که همه گروهها باید بدون تزویر و ریا با حداقل صداقت انقلابی و اسلامی برای بحث رودررو با مخالفین خود در رادیو تلویزیون آماده شوند تا سرانجام بر ملت مسلمان روشن شود که این اقشا ر التقاطی و انحرافی که تا این حد مورد حساسیت رهبر و امام امت که شاخص اسلام راستین می باشند چه کسانی هستند.

ما به صراحت اعلام می کنیم که اصول وکلیات کتاب “شناخت” و “اقتصاد به زبان ساده” مارکسیستی بوده و معتقدین به آن اصول التقاطی می باشند و مطمئنیم که علاقمندان به انقلاب اسلامی و وحدت امت مسلمان، بینهایت خوشحال خواهند شد که آقای رجوی با هر فرد مسئول دیگری دعوت ما را برای بحث آزاد اجابت نموده و مطمئن باشید که ما حاضر بلکه موظفیم نه تنها یکساعت که دهها ساعت وقت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را به بررسی این مسائل که موجب انحراف واشتباه جوانان مسلمان میهن شده است، اختصاص دهیم.

امیدواریم که آقای رجوی یا هر نماینده دیگری از سازمان مجاهدین خلق ایران، این دعوت خیرخواهانه، عاجزانه واز روی درد را بپذیرند: و مطمئن باشند که اگر واقعاً به وحدت امت اسلامی در مقابل امپریالیسم می اندیشید، این وحدت حاصل نخواهد شد مگر در سایه وحدت ایدئولوژیک. مادام که مردم به افکار شما به دیده مشکوک بنگرند هیچ اتحاد حقیقی ای میان مردم و شما صورت نخواهد گرفت.

 

امام: آنجا را تصفیه کنید به طوری که یک بنگاه اسلامی به تمام معنا شود

… امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پیش ازظهر دیروز مدیران واحدهای مختلف صدای جمهوری اسلامی و اعضای انجمن اسلامی را بحضور پذیرفتند. در این دیدار امام سخنانی به این شرح ایراد نمودند.

شما توقع این را نداشته باشید که یک مرکزی که پنجاه و چندسال تحت سیطره حکومت جابر اداره می شده و افراد هم منتخب اینها بوده است بزودی بصورت اسلامی در آید. البته من هم می دانم که خوب شده است لیکن نه به آن خوبی که اسلام می خواهد. باید بطور جدی پاکسازی شود. در مرکزی که مهمترین مرکز تبلیغات اسلامی است نباید اشخاصی باشند که برخلاف مسیر اسلام حرکت کنند و از ریشه های رژیم سابق باشند. رادیو تلویزیون بطوری که در قانون اساسی هست باید تحت نظارت سه قوه اداره شود و همانطور که می دانید مجلس هنوز شروع بکار نکرده تا بتواند مستقیما در اموری دخالت کند از این جهت شما تامل کنید تا ان شاءالله مجلس استقرار پیدا کند و بکار مشغول شود و این مرکز مجلس و سایر قوائی که باید نظارت کنند نظارت کنند.

الان هم باید اشخاصی که در آنجا مسئولیت دارند و خصوصا آن کسی که سرپرست است باید در خط اسلام باشد و اگر چنانچه انحرافی برای یکی از اینها یا خدای نخواسته برای خود سرپرست و یا کسانی که در مراکز حساس این سازمان هستند پیدا شود بدون اشکال باید کنار بروند و من او را برکنار می کنم. شما همه مشغول مطالعه باشید و افرادی که لایق نیستند شناسایی کنید و افراد لایق را پیدا کنید تا جایگزین آنها بشوند و ان شاءالله این امور اصلاح بشود.

البته انقلابی به این بزرگی نمی شود که یکدفعه متحول شود به یک جو سالم، باید به تدریج این جو سالم پیش بیاید ومن امیدوارم با کوشش کسانی که مسلمان و متعهدند و در آنجا فعالیت می کنند این مراکز بخوبی اداره شود و با برپائی مجلس شورای اسلامی با نظارت مجلس و دیگران که در قانون اساسی تعیین شده همه اشکالات رفع بشود. من از اولی که این نهضت استقرار پیدا کرد راجع به رادیو تلویزیون این مطلب را می گفتم که باید اینجا اصلاح شود و با این اصلاح خیلی از امور اصلاح می شود، چنانچه با فساد اینجا خیلی از امور فاسد می شود.

شما کوشش کنید در هر مرکزی که هستید خدمات خودتان را بطور اسلامی انجام بدهید و اشخاصی که اسلامی نیستند را زیر نظر بگیرید تا ان شاءالله بطور جدی عمل شود و اشخاص نالایق کنار بروند و افراد لایق بجای آنها گذارده شود.

من امیدوارم که ان شاءالله این امور اصلاح شود و البته یک قدری هم صبر لازم است و همچنان نیست که فقط در رادیو تلویزیون اینطور باشد همه نهادها آشفتگی هائی در آنها هست که باید به تدریج درست شود و مطابق دلخواه اسلام و احکام اسلامی باشد. ان شاءالله موفق و موید باشید، خداوند همه شماها را موفق بدارد و همه سالم باشید و ان شاءالله آنجا را تصفیه کنید بطوری که یک بنگاه اسلامی به تمام معنا بشود.

***

آنگاه یکی از مسئولین در مورد پخش سرودهائی که از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش می شود نظر حضرت امام خمینی را جویا شد، امام در پاسخ فرمودند این جور سرودهائی که مهیج است و سرودهائی که مفید است اشکال ندارد از جمله سرودی که درباره آقای مطهری ساخته شده است اشکالی ندارد.

 

پیام جامعه مدرسین حوزه علیمه قم به انجمن اسلامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی

بسمه تعالی

انجمن اسلامی کارکنان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران؛

با تقدیم سلام و تحیات توفیق شما را در ادامه هرچه بهتر برنامه های رادیو و تلویزیون آرزومندیم.

پیام شما عزیزان که چون همه مسلمانان صدیق و مخلص تاریخ مورد تهاجم مخالفین هستید در روزنامه جمهوری اسلامی قرائت شد. ما ضمن توجه به همه مشکلات و کارشکنی ها و عدم هماهنگی هائی که از سوی مخالفین خط امام امت در تولید و ارائه برنامه های شما انجام می گیرد، وظیفه خود می دانیم که از برنامه های ارزنده و سازنده آن رسانه عمومی تقدیر و تشکر کنیم و شما را در این راه پرمسئولیت و خطیر دعوت به صبر و استقامت نمائیم و امیدواریم که همه کارکنان شریف و متعهد این رسانه حساس، شما را یاری دهند و بگویند تا در تولید و پخش برنامه های رادیو و تلویزیون در جهت برآوردن خواست ملت و پرهیز از هرگونه تبلیغ گروهی که مخالف مشی ملت عزیز است ، تلاش بیشتری داشته باشند.

ضمناً یادآور می شود یکی از برنامه های مفید و سازنده، که می تواند جو ابهام آ لود اندیشه ها و ایدئولوژی های منحرف و التقاطی را برای امت مسلمان روشن کند، بحث های آزاد و مناظره رادیو و تلویزیونی است و فحش و فحشنامه از هرکه باشد هرگز ره به جائی نمی برد.

دعوت گروه ها به مناظره و بحث آزاد بخصوص در مسائل زیربنایی و مکتبی و ایدئولوژیک، امیدواریم این گونه بحثها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که مورد خاص و تاکید جناب آقای رئیس جمهور هم می باشد آغاز شود تا از این طریق ماهیت گروه ها و سازمان ها برای ملت رشید و آگاهمان روشن گردد. چرا که بیشتر گرایش های انحرافی نسل جوان ما از آشفته بازار اندیشه ها و مکتبهای عرضه شده سرچشمه می گیرد،  و جوانان عزیز اسلام، فریب چهره به ظاهر اسلامی و انقلابی گروه ها را می خورند و چه بسا با نیت خالص جذب اینگونه دستجات التقاطی و غیراسلامی می شوند.

بدیهی است کسانی از اینگونه بحث های آزاد می گریزند که از روشن شدن ماهیت خود در پیشگاه ملی مسلمان ایران وحشت دارند.

ما بار دیگر حمایت خود را از اینگونه برنامه ها اعلام می داریم باشد که منطق صحیح و روش سالم و حرف حق جایگزین جنجال و هیاهوگردد. بی شک اسلام ناب و خالص تواناست که در برابر اندیشه ها و مکتب های دیگر اصالت خود را نشان دهد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

 

هشدار انجمن اسلامی رادیو تلویزیون به مجلس شورای اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس شورای اسلامی؛

ضمن آرزوی موفقیت در تحقق بخشیدن به حاکمیت قوانین اسلامی و الهی برای شما نمایندگان منتخب و برگزیده امت و به امید آنکه هرچه بیشتر و بهتر بیانگر خواست امام امت بوده باشید.

ما همواره بر این امر معترف بوده و در این راه در حد توان کوشیده ایم که رادیو تلویزیون طبق رهنمود امام باید دانشگاه اسلامی باشد و جهت جامه عمل پوشانیدن به این رهنمود هیچ راهی جز اجرای دقیق فرامین و رهنمودهای امام در این مورد نیست، که تاکنون نه تنها هیچ گامی در جهت اجرای این فرامین برداشته نشده بلکه گام هائی نیز به خصوص در دوران مدیریت عامل جدید در جهت عکس برداشته شده و می شود.

نداشتن شناخت روشن از اوضاع سازمان و در نتیجه عدم برخورد قاطعانه، همواره خنثی کننده و بی اثرسازنده تمام رهنمودهای ارائه شده است. که ما این امر را بیشتر ناشی از حسابگری های گروهی و غیر اسلامی مدیریت بالای سازمان می دانیم گرچه عناصر باصداقت و نسبتا صالح بدون داشتن چنین اغراضی در شوراهای قبلی سرپرستی وجود داشتند ولی مساله هدایت به طریق اسلامی این سازمان به دلیل عدم تجانس شوراهای قبلی صورت واقعیت بخود نگرفت. اکنون نیز دقیقا بهمین دلیل مساله صدا و سیمای جمهوری اسلامی دچار بحران بسیار حادی گردیده است که ما آن را بطور صددرصد حاصل عملکرد مدیریت عامل سازمان می دانیم.

البته با استناد به نص قانون اساسی بایستی این سازمان تحت نظارت سه قوه اداره گردد، که درصورت تحقق این شکل مدیریت و نظارت امید بیشتری به حل بحران رادیو تلویزیون می توان داشت ولی برخورد غیرمشروع و غیر قانونی در انتصاب مدیریت عامل این سازمان که مخالفت صریح قانون اساسی است پایه گذار این مشکل بزرگ و جدید گردید.

مدیریت عامل جدید در مجموعه صحبت ها و مصاحبه ها و غیره ای که در آستانه انتخاب به این مسئولیت انجام دادند و باتوجه به رهنمود کاری که برایشان به عنوان حکم انتصاب صادر شده بود، چنین تداعی گردید که تنها اهتمام ایشان در بقول خودشان اصلاح این ارگان و حذف عناصر گروه گرا که با دید ایشان شامل عناصر مسلمانی می شوند که جز مطرح کردن فرامین و رهنمودهای امام گناه دیگری ندارند. امام در چنین رابطه ای با احضار نامبرده توصیه های اکیدی نمودند دایر بر اینکه کنار گذاشتن عناصر مسلمانی به هیچ عنوان و هیچ برچسبی نباید صورت گیرد، اما مدیریت عامل علیرغم رهنمود امام همان مشی اولیه خود را در حال پیاده کردن هستند.

مدیریت عامل جدید از همان روزهای اول بدون هیچ تماس و مشورتی با نیروهای مومن و مسلمان در این سازمان علیرغم تکلیفی که امام بایشان کرده بودند که با مسلمین سازمان باصلاح امور بپردازند، غیر اسلامی ترین انتصاب ها انجام گرفت. شیوه ای که در هیچ رژیم شریفی چنین عمل نمی شود که اشخاصی که هیچ شناختی نسبت به این سازمان ندارند سرنوشت و مقدرات سازمان و نهایتا امت مسلمان را به دست بگیرند.

حذف و جایگزینی های حساب شده شروع گردید و عناصر مسلمان و متعهد نه به صراحت، اما با انتصاب افراد جدید عملا منفصل شده اند. تا این اواخر که حکم معاونت امور سهرستان ها را هم دوبله به معاونت امور مالی و اداری جدید الانتصابشان دادند و شورای امور شهرستان ها نیز به دلیل عدم مشروعت عمل فوق که تخطی آشکار از رهنمود امام بود دستجمعی استعفا نمودند که این خود ضربه بزرگی بود چراکه مسئولیت امور شهرستان ها چندان کم اهمیت نبود و سابقه کاری ضرورت اساسی در انتصاب مسئولین این امر دارد و این شورا می توانست تا اندازه ای پاسخگوی نسبتا مناسبی باشد. و نظایر این جریان در مورد رادیو نیز در شرف تکوین است.

احتمالا در صورت ادامه روال کار به این صورت رسد زمانی که دیگر کمترین نقش سازنده و فعالی برای عناصر متعهد و مسلمان اصیل باقی نماند. و در مورد امر پاکسازی نیز که امام قاطعانه به اجرای آن فرمان داده اند تاکنون حتی شورای پاکسازی و نفراتش هم تعیین نشده چه برسد به خود تصفیه و به نظر می رسد که یک بازی فریبنده و محیلانه برای انحراف کلی فرامین امام در جریان است.

این به مثابه هشداری لست به همگی شما نمایندگان منتخب مردم که به اعتراف امام امت اکثرا مسلمان و متعهد هستید و رسالت واقعی تداوم انقلاب در جهت اسلام اصیل و خط امام بر دوشتان می باشد و دقیقا تمسک ما نیز در این مورد بدین جهت است که رادیو تلویزیون نقش اساسی و بسیار تعیین کننده ای درحال و آینده انقلاب دارد که این مورد کمترین شبهه ای نیست چراکه تغذیه فکری جامعه به طور عمده برعهده این رسانه گروهی است و میزان اهمیتش برای همه روشن و کمترین ابهامی ندارد و این اساس شکل دهی اندیشه اجتماعی است که خود پایه هر تحولی است.

به هرحال ما اکنون با احساس تعهدی که داریم به دلیل تخطی آشکار از رهنمودهای امام و عدم اجرای آن در وحله اول و به جهت رسیدگی سریع به مساله اساسی و مهم این سازمان که مدیریت آن می باشد در وحله دوم به شما تمسک می جوئیم. باید در صدر برنامه های مجلس این امر حیاتی قرار گیرد و تکلیف مدیریت سازمان به زودی از ناحیه مجلس تعیین و عناصر صالح و متعهدی برای سرپرستی مشخص گردد که منحرف و گروه گرا و قدرت طلب و… نباشند و درثانی به موارد عدول از قانون اساسی و تخطی های آشکار دیگر از رهنمود امام رسیدگی شود.

با آرزوی توفیق برای شما در جهت انقلاب اسلامی،

انجمن اسلامی کارکنان صدا و سیمای جمهوری اسلامی در ایران

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق