شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۲۱ - ۱۳۹۷/۱۱/۲۹

ام البنین سلام الله علیها؛ فاطمه ثانی

گرچه نام او فاطمه بود ولي خود مي خواست كه او را ام البنين صدا كنند تا فرزندان فاطمه(سلام الله عليها) اندوهگين نشوند. او همسر شهيد و مادر ۴ شهيد و پاسدار عاشوراست. آن هم چه شهيداني! يا ليتنا كنا معكم فافوز فوزا عظيما

ندای اصفهان- مهران آدرویش

نام: فاطمه؛ گرچه نام او فاطمه بود ولی خود می خواست که او را ام البنین صدا کنند تا فرزندان فاطمه(سلام الله علیها) اندوهگین نشوند.

کنیه: ام البنین/ زمان تولد: ۵ ه.ق

نام پدر: ابوالمجل حزّام ابن خالد. پدر ام البنین از عاشقان علی ع بود و در این راه کتک بسیار خورد اما دست از محبت و اظهار این محبت بر نداشت. (به نقل از حجت الاسلام شیخ عباس صراف)

نام مادر: ثمامه بنت سهیل ابن عامر ابن مالک و برخی لیلی گفته اند. مادرش تعبیر خواب می دانست که علمی لدنی است(به نقل از حجت الاسلام شیخ عباس صراف)

نام قبیله: بنی کلاب؛ آنان در شجاعت و فصاحت بی نظیر بودن. آنان سرنیزه ها را به بازی می گرفتند و به دلیل شجاعتشان قبایل بزرگ نیز از آنان خوف داشتند. حلیمه دایه پیامبر نیز از همین قبیله است. هنگامی که علی(علیه السلامن) از برادرش عقیل که نسب شناس بود همسری شجاع طلب کرد به او فرمود: ولدتها الفحوله ِلتَلُد لی ولدا شجاعا زنی شجاع می خواهم که برایم پسری شجاع بیاورد. عقیل، فاطمه بنت حزّام را معرفی کرد. و گفت: در میان عرب از پدران او شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود. طایفه بنی کلاب در شجاعت اینطوراند که کسی را در برابر خود مرد نمی بینند.(حالا فکر کنید خون مولا علی با خون این طایفه یکی بشود.لذا دارد وقتی مشک را پر از آب کرد تا قطره آخر پر کرد و انگار نه انگار که آن همه لشکر که با او پدر کشتگی داشتند آنجا هستند.)

زمان رحلت: ۱۳ جمادی الثانی ۶۴ه.ق در سن ۵۹ سالگی

مکان تدفین: بقیع جنب امام حسن و فاطمه بنت اسد(مادر امام علی) علیهم السلام

زمان ازدواج با امام علی: ۲۶ ه.ق یعنی ۱۵ سال بعد از شهادت فاطمه زهرا(سلام الله علیها).در این زمان فرزندان فاطمه جوانان رشیدی هستند.

ام البنین گوید: شب خواستگاری علی(علیه السلام) از من، در خواب دیدم که در باغی نشسته ام؛ باغ سرسبز بود و پر درخت، نهره ها روان داشت و میوه های فراوان. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و در باره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم؛ در مورد آسمان که بدون ستون برافراشته شده و روشنایی ماه و ستارگان. در این افکار غرق بودم که ناگهان ماه و سه ستاره به دامن من نشستند. نوری از آنان ساطع بود که چشم ها را خیره می کرد پس هاتفی ندا داد: فاطمه! مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه و سه ستاره درخشان که پدرشان سید و سرور انسان ها بعد از پیامبر(صل الله علیه و آله) است.

حاصل ازدواج: چهار پسر(سلام الله علیهم اجمعین) به نام های : عباس/ عبدالله/ جعفر/ عثمان بود و هر ۴ فرزندش در رکاب امام حسین(علیه افضل الصلوات المصلین) به شهادت رسیدند.

مقدمه ای در باب معرفت چهارده معصوم علیهم السلام

بنا بر روایات آدم به حوا گفت: حق تعالی بهتر از ما خلقی را نیافریده است. حق تعالی بسوی جبرئیل وحی کرد که: دو بنده من آدم و حوا را بسوی فردوس اعلی ببر. وقتی آدم و حوا داخل فردوس شدند نگاهشان بسوی خانمی افتاد که بر روی تختی از تخت های بهشت نشسته است و تاجی از نور بر سر داشته و در گوشهای خود دو گوشواره از نور دارد که تمام بهشت ها از نور روی او روشن گردیده است. آدم گفت: ای حبیب من جبرئیل! این خانم کیست که تمام بهشت از نور روی او روشن گردیده است؟جبرئیل گفت: این خانم، فاطمه(ع) دختر محمد(ص) است، و محمد(ص) پیغمبری از فرزندان توست که در آخر الزمان ظاهر خواهد شد. آدم گفت: این تاجی که بر سر دارد چیست؟ جبرئیل گفت: این تاج، شوهر او علی(ع) است. آدم پرسید: این گوشواره ها چیست که در گوش اوست؟ جبرئیل گفت: دو فرزند او، حسن و حسین(ع) هستند(فاطمه از ولادت تا شهادت، ص ۷۴، ۱۱۱)

و این همان درختی بود که نباید به آن نزدیک می شدند(وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ)؛ چون شان آنها دون آن بود که خواستار مقام آنان شوند اما با دیدن مقام آنان تاب نیاوردند و شیطان آنها را وسوسه کرد و خواستار مقام آنان شدند. و خداوند آنان را بیرون کرد تا همگان بدانند که مقام آنان مقامی دست نایافتنی است.

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَهِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ؛ پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورت‌هایشان برایشان پوشیده مانده بود، برای آنان نمایان گرداند و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد، جز [برای] آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره] جاودانان شوید( اعراف ۲۰)

فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَی شَجَرَهِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَی؛ پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانی و پادشاهی‌ای که کهنه و نابود نشود راه بنمایم؟(طه ۱۲۰)

از این دو آیه معلوم می شود که شیطان درباره آن درخت سه امتیاز را متذکر شد. “فرشتگی”(عصمت)، “جاودانگی” و “سلطنتی کهنه نشدنی”. شیطان به آدم و حوا دروغ نگفت و آن شجره طیبه واقعا از آن سه ویژگی وسوسه کننده برخوردار بود.آنها معصوم اند(انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا/ احزاب ۳۳).آنها جاودان هستند(کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ وَ یَبْقى‌ وَجْهُ رَبِّکَ  ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ/ الرحمن ۲۶ و ۲۷) و سلطنت آنها در دنیا و بر قلوب و آخرت کهنه نشدنی است(ان للحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا؛ نمونه اش اربعین حسینی ع).

آدم و حوا با درخواست مقام انحصاری ولایت اهل البیت ع از بهشت و قرب خدا رانده شدند و آدم دویست سال گریه کرد اما توبه اش پذیرفته نشد تا این که جبرییل ع بر آدم نازل شد و به او گفت مگر به تو نگفتم آن پنج تن را فراموش نکن. پس خدا را به آن پنج تن قسم بده تا توبه ات پذیرفته شود(فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ/ بقره ۳۷) و آدم عرضه داشت الهی یا حمید بحق محمد… پس توبه آدم پذیرفته شد؛ یعنی همان کسانی که با رویکرد “جایگزینی” موجب اخراجش از بهشت شدند همانان با رویکرد “جانشینی” موجب بازگشتش به بهشت قرب شدند.و این یعنی ما نباید ولایت را بخوریم و جایگزین آنان بشویم بلکه باید با اطاعت، محبت، توسل و الگوگیری از آنان زیر سایه سار آنان جانشینی کنیم.

امروز نیز شیطان دست روی هدف خلقت(خلافت و جانشینی) گذاشته و هدف خلقت را از جانشینی به جایگزینی تغییر می دهد.تمام ایسمها با محوریت اومانیسم عبارت است از همین تحریف هدف آفرینش از جانشینی به جایگزینی.آنها شجره طیبه را خورده اند و حذف و هضمش کرده اند و خود را محور قرار داده اند.

ادب ام البنین: ام البنین س با توجه به این معارف حد خود را به درستی تشخیص داده بود و هنگامی که حضرت امیر او را به همسری خویش برگزید این امتیاز باعث نشد که از حد خود خارج بشود و خود را جایگزین زهرا سلام الله علیها یا حتی همردیف بداند بلکه با ادب، تواضع، محبت و طرح مساله کنیزی به جای خانمی و مادری، فاصله خود را با آن شجره طیبه حفظ کرد(لا تقربا) و نه تنها از آن درخت نخورد که حتی فرزندان خویش را قربانی آن شجره طیبه نمود و با خون آنان آن درخت را آبیاری نمود.

لذا آورده اند که شب زفاف، هنگامی که فاطمه بنت حزام به درب خانه علی(سلام الله علیه)رسید به فرزندان بی بی فاطمه زهرا گفت: سادتی انا هنا خادمه عندکم جئت لخدمتکم، فهل تقبلونی بهذا الشرط… و الا فانی راجعه الی داری؛ یعنی برای ورود شرطی دارم اگر آقازاده ها قبول کنند وارد می شوم و الا به خانه پدرم باز می گردم و آن شرط این است که من خدمتکار شما باشم؛ پس امام حسن و امام حسین و زینب (علیهم السلام) به ایشان خوش آمد گفتند و فرمودند: انت عزیزه و کریمه و هذا بیتک؛ شما عزیز و بزرگوار هستید و این خانه هم متعلق به شماست.

ایمان و معرفت ام البنین: رسول خدا ص فرمود: مومن نیستید مگر این که مرا از خود و فرزندان مرا از فرزندان خود بیشتر دوست بدارید. ام البنین از بشیر مرتب خـبر از حسـین می گرفت و  بشیر خبر از شهادت فرزندانش می داد و او می گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسـمان است فدای حسـینم باد. و زینب کبری(علیها سلام) بعد از ورود به مدینه نزد ام البنین رفت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت(بلکه تبریک) گفت که نشان از منزلت والای این بانو دارد. و ام البنین در پاسخ با قلبی مالا مال از حزن و اندوهی تمام نشدنی گفت: ای کاش تمام دنیا فدا می شد اما حسین زنده می ماند.

علامه مامقـانی گویـد این شـدت علاقه کاشف از بلنـدی مرتبه او در ایمان و قوت معرفت او به مقام امامت است که مرک چهار جوان رشـید خود را که نظیر ندارد سهل می شمارد.

گریه های فاطمی ام البنین علیها سلام

خانه ام البنین مرکز عزاداری برای شهدای کربلا بود. ام البنین با روش حضرت زهرا؛ یعنی شعر و گریه مستمر، مدام مردم را علیه حکومت غاصب بنی امیه تحریک می کرد و نهضت عاشورا را زنده نگه می داشت. او اهل دانش، فصیح و شاعره بود.

ام البنین هر روز دست فرزند قمر بنی هاشم(عبید الله ابن عباس) را می گرفت و به قبرستان بقیع می رفت و شعر می خواند و گریه می گرد.گریه های فاطمی که قلب هر انسانی را به درد می آورد.

علامه سماوی در ابصار العین گوید: ام البنین همه روزه در بقیع می رفت و مرثیه می خوانـد به گونه ای که مروان بـا آن قساوت قلب گریه می کرد و اشکهای خود را با دسـتمال پاک می نمود.

لا تَدْعُوِنِّی وَیْکِ أُمَّ الْبَنِینَ                                                  تُذَکِّرِینِی بِلِیُوثِ الْعَرِینِ

واى بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوان                                  که مرا به یاد شیران بیشه‏ام مى‏اندازى

کَانَتْ بَنُونَ لِی أُدْعَى بِهِمْ                                                  وَ الْیَوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِینَ

مرا پسرانى بود،که به آنان خوانده مى‏شوم                              اما امروز براى من پسرانى نیست

أَرْبَعَهٌ مِثْلُ نُسُورِ الرُّبَى                                                     قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِینِ

چهار پسر مانند کرکسان بلندیها             که با بریده شدن رگ حیات یکى پس از دیگرى به مرگ پیوستند

تَنَازَعَ الْخِرْصَانُ أَشْلاءَهُمْ                                                  فَکُلُّهُمْ أَمْسَى صَرِیعا طَعِینَ

نیزه‏ها بر پیکرهایشان ستیزه داشتند                                      همه آنان با تن مجروح به خاک افتادند

یَا لَیْتَ شِعْرِی أَ کَمَا أَخْبَرُوا                                                بِأَنَّ عَبَّاسا قَطِیعُ الْیَمِینِ

اى کاش مى‏دانستم آنچنان است که خبر دادند                         این که دست عباسم بریده شده بود.

آری! او همسر شهید و مادر ۴ شهید و پاسدار عاشوراست. آنهم چه شهیدانی! یا لیتنا کنا معکم فافوز فوزا عظیما.

روضه ابالفضل العباس ع

اجازه بدهید من آخر روضه را عرض کنم؛ وقتی ابالفضل ع دید که امام دارد بدنش را بلند می کند عرضه داشت یَا أخَاه مَا تُرِید؛ برادر، چه می کنی ؟ امام فرمود: می خواهم تو را به خیمه  ها ببرم. ابالفضل گفت مرا به خیمه  ها نبر؛ چون من به بچه ها وعده آب داده ام. پس امام در حالی که آثار شکستگی در چهره اش نمایان بود به خیمه ها رسید دخترش سکینه جلو آمد و گفت: هَل عِندَکَ خَبر یَا اَبَتا بّعَمِّیَ العباس؟ پس امام در حالی که عمود خیمه عباس را می کشید گفت: رَحِمَ الله عَمَّکَ العباس. آه از بی کسی.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
ثبت نام دبستان پسرانه طاها
ثبت نام دبستان پسرانه طاها
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق