یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۱:۱۴ - ۱۳۹۷/۱۱/۲۹

نگاهی به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر؛

شعارهای غیرقابل درک در فیلم «سرخپوست» به کارگردانی نیما جاویدی

تکنیک های به کار رفته در این فیلم فقط احساسی آنی و زودگذر برای مخاطب دارد و دیگر هیچ. نه کسب تجربه ای، نه همزادپنداری و نه حس پایداری. و نه پیدایش فرمی بومی و متناسب با فرهنگ مخاطبینش. واقعا زمان این فیلم کی است؟ کجای تاریخ این مردم است؟

ندای اصفهان- محمدسلمان علی بابایی
«سرخ پوست» به نویسندگی و کارگردانی «نیما جاویدی» فیلمی پلیسی جنائیست. سال ۱۳۴۶، یک زندان قدیمی در جنوب تهران به دلیل مجاورت با فرودگاهِ در حال توسعهٔ شهر در حال تخلیه است. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان به همراه مامورانش در حال انتقال زندانیان به زندان جدیدند. یک زندانی در انتقال کم می آید و همه دنبالش می گردند. قصه ای هرچند کلیشه ای، ولی سرگرم کننده و جذاب. البته قضیه ای اخلاقی هم داریم: رئیس زندان که حالا بین فراری دادن یک زندانی بی گناه و ارتقاء درجه اش گیر کرده است. با چاشنی همیشگی عشق و لجبازی و…
وقتی قضیه ای اخلاقی وارد یک درام می شود، اول از همه فیلمساز باید موضع خود را مشخص کند، که سرخ پوست موضعی ندارد. اصولا ما باید همراه پریناز ایزدیار شویم و آرزو کنیم سرخ پوست پیدا نشود. ولی این طور نیست. به چند دلیل:

اولا بازی بد پریناز ایزدیار که هیچ شخصیت جدیدی به ما نشان نمی دهد (در مقابل شخصیت کار شده ی نوید محمدزاده).

دوما شعارهای بیرون زده و گاه و بیگاه فیلم در دفاع از سرخ پوست و اهمیت بخشِش. مثل سکانس التماس پیرمرد روستایی و قورباغه مرده بعدش، و گرفتگی نفس نوید محمدزاده که مثلا درک شرایط سرخ پوست است. و البته اصرارهای افراطی پریناز ایزدیار… این ها همه، مفهوم بخشش را به شعاری تقلیل می دهد که نه تنها مخاطب همراهش نمی شود، بلکه وسوسه می شود که کاش نوید محمدزاده موفق شود. هم در شغلش و هم در عشقش!
برای همین است که سکانس آخر فیلم هرچند ابتکاری است و جالب، ولی شعاری است و غیر قابل درک برای منی که قبلش را دیده ام. منی که احمد سرخ پوستی نمی شناسم و همراه نوید محمدزاده هستم و اهداف او. اهدافی که با تمام اتفاقات شعاری افتاده در قبلش، هنوز پا برجا مانده بود… تا ناگهان سکانس آخر همه اش عوض شد!! فقط به خاطر عشق؟ کدام عشق؟…


در ضمن این قضایای اخلاقی و عشقی، بُعد ماجراجویی و معمایی فیلم را کاملا تحت تاثیر خود قرار می دهد. انگار نه انگار که داستان اصلی فیلم چه بوده است… ما باید بنشینیم پای ملغمه ای از همه ترفندهای هالیوودی همه با هم؛ از جمله تکنیک های چشم و گوش نواز. که البته همین تکنیک ها هستند که هم مخاطب را نگه می دارند و هم فیلم را نسبت به سینمای شوخی ایران، در درجه بالاتری قرار می دهد.

واقعا در کدام فیلم ایرانی به طور جدی به دکور و نور و مخصوصا موسیقی این چنین جدی توجه شده است؟ پس در این سینمای بی تکنیک ایرانی، این الگوگیری ها از هالیوود خوب است، اما نه به قیمت این هزینه بالا و همچنین از دست رفتن فیلمنامه و خط روایی داستان و شخصیت ها.
تکنیک فقط احساسی آنی و زودگذر برای مخاطب دارد و دیگر هیچ. نه کسب تجربه ای، نه همزادپنداری و نه حس پایداری. و نه پیدایش فرمی بومی و متناسب با فرهنگ مخاطبینش. واقعا زمان این فیلم کی است؟ کجای تاریخ این مردم است؟
سرخ پوست کاملا در نقطه شروعی مهم، درمانده است. سرخ پوست لقمه بزرگ از دهانش برداشته است. سرخ پوست شروعی خوب می تواند باشد ولی برای بقیه و نه برای خود فیلمساز…
انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به همدیگر «همکلاسی» هدیه بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق