چهارشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۸
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۴:۰۱ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۷

نگاهی به سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر؛

روایت های قطره چکانی «ناگهان درخت» به کارگردانی صفی یزدانیان

فیلم هم می خواهد داستان بگوید، هم ما را یاد بچگی هامان بیندازد، هم رشت را تبلیغ کند، هم عشق را، هم با موسیقی های فولکلور گوشمان را نوازش دهد، هم ارزش مرگ و زندگی را یادمان بیاورد و هم نقش مهم مادر را و... ولی همه می شود هیچ!

ندای اصفهان- محمدسلمان علی بابایی

اگر فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» را ببینید و با دنیای جذاب کارگردان «صفی یزدانیان» آشنا شوید؛ می توانید «ناگهان درخت» را هم اول تا آخرش را ببینید. گاهی بخندید و گاهی بغض کنید؛ به یاد بیاورید یا آرزو کنید.
اما اگر ندیده اید؛ نمیدانم چه میشود… شاید تیپ فرهاد برایتان جالب باشد، یا موسیقی های دلنشین فیلم و شاید هم نماهای کارت پستال مانندش. ولی همه این ها منفک از هم و از فیلم است.

فیلم در واقع می خواهد شخصیت کامل فرهاد را با همه خاطرات و علاقه هایش بسازد. ولی این همه را خواستن، باعث می شود همه اش در فیلم ناقص شود و هدف ظاهرا اصلی، یعنی همزیستی با فرهاد حاصل نشود. هم می خواهد داستان بگوید، هم ما را یاد بچگی هامان بیندازد، هم رشت را تبلیغ کند، هم عشق را، هم با موسیقی های فولکلور گوشمان را نوازش دهد، هم ارزش مرگ و زندگی را یادمان بیاورد و هم نقش مهم مادر را و… ولی همه می شود هیچ.


قالب فیلم برای روایت، مونوگرافی فرهاد است در دیالوگ با روانشناسش، که واقعا بهانه است. چون ما چندبار بیشتر روانشناس را نمی بینیم و گاهی هم اصلا یادمان می رود که وجود دارد! کاملا اضافه است در فیلم. روایت زندگی فرهاد انسجامی ندارد و ریتم این روایت بارها می افتد.

فیلم قطره چکانی می گذرد. زمان هم. انگار این مرد نصف عمرش دنبال دلبران و ابراز احساسات بوده، نصف دیگرش هم در یک زندان محلی! و نصف سومش! هم درحال خدمت به مادر و بحث در مورد بچه دار شدن یا نشدن… واقعا باید یک سکانس در جنگل اینقدر طولانی باشد!؟

مهناز افشار می گوید سردترین نقش عمرش را بازی کرده؛ باید پرسید آیا اصلا سعیی هم کرده برای بازی کردن؟ اصلا بازی کرده؟ مثل یک تکه گوشت حرکت می کند و دیالوگ ها را می گوید و می شود بزرگترین نقص فیلم. مادر فیلم اما دوست داشتنی ست و مرکز ثقل فیلم. موسیقی های بی کلام و باکلام، مختلف و فراوانند بدون چشاندنشان به مخاطب.
انگار که من رفیق جناب فیلمساز هستم و این فیلم فقط یادآوری ست برای گذشته های من و رفیقم. مثل رشتی که مدام در فیلم همه تعریفش را می کنند ولی ما فقط تعدادی نماهای صرفا چشم نواز ولی کارت پستالی می بینیم، بدون نسبت افراد فیلم با این مکان ها. مثل زمان فیلم که می تواند هر وقتی باشد و هر نسبتی با افراد داشته باشد. مثل پایان عجیب و غریب و سورئال فیلم که هر شکلی می خواهد باشد، باشد؛ چون انگار هیچ نسبتی با کل فیلم ندارد غیر از اسم فیلم!…

آقای یزدانیان! عجله نکنید. لازم نیست در یک فیلم همه حرف ها را بزنیم و همه نوستالژی ها را نشان بدهیم؛ این طوری نه آن حرف ها حرف می شوند و نه آن نوستالژی ها نوستالژی. وقت زیاد است. بازهم می توانید بمانید و فیلم بسازید…

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
اولین سررسید هوشمند دانش آموزی؛ به جای پول «همکلاسی» عیدی بدهیم!
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق