شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۵:۰۸ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۳

بدمستی با روشنفکران!

دکتر سروش و ادعای ناآشنایی علامه طباطبایی و شهید مطهری با ساینس و خامی در المیزان

انگيزه نوشتن اين خطوط به چندي پيش باز مي گردد که در صوتي شنيدم دکتر سروش بدين مضمون بيان مي کرد: «مايه تاسف است که علما و بزرگاني که به خصوص پس از انقلاب مطرح شده اند، با ساينس آشنا نيستند...»

ندای اصفهان- محمد سجاد احمدی (طلبه درس خارج – حوزه علمیه مشکات)
انگیزه نوشتن این خطوط به چندی پیش باز می گردد که در صوتی شنیدم دکتر سروش بدین مضمون بیان می کرد: «مایه تاسف است که علما و بزرگانی که به خصوص پس از انقلاب مطرح شده اند، با ساینس آشنا نیستند و به عنوان مثال همین بی اطلاعی علامه طباطبایی و شهید مطهری باعث تاثیر بر جهان بینی و دین شناسی آنان شده و یک خامی در کتاب المیزان علامه طباطبایی و حرفهای شهید مطهری در مورد علم را نمایان کرده است.
این بزرگان یک بیولوژی ساده، ریاضیات اولیه و… نخوانده بودند و…»

علامه طباطبایی و تثلیث زاویه
در همان ابتدا، سوالاتی برایم پیش آمد که چرا در طرح چنین موضوعی باید از علامه طباطبایی و شهید مطهری نامبرده شود؟! چرا بدین شیوه؟!
به راستی «علامه طباطبایی ملاک ریاضی دانی استاد را فقط در تثلیث زاویه می دانست» [۱] و دکتر سروش حتی زندگی نامه دست نویس علامه را نخوانده و اینگونه قضاوت می‌کند؟![۲]
آیا واقعا «امام خمینی برای رحلت علامه طباطبایی، هیچ بیانیه ای ندادند»؟! [۳]

سخن ناسزا گفتن درباره علامه، اخلاق مداری؟! یا صراحت علمی؟!
آیا این گونه مطرح کردن مسائل، اخلاقی است؟!
آیا دکتر سروش که راه نجات زمانه را اخلاق مداری می‌داند، کنار هم گذاشتن چنین مقدماتی را اخلاقی می داند؟!
یا حتی چنین صغری و کبری چیدنی برای یک بحث و نتیجه گیری علمی درست است؟!
و…

مقابله تمام قد سروش با قرائت نقادانه
ناگاه خاطراتی از گذشته در ذهنم نمایان شد.

از سویی به یاد آوردم که عبدالکریم سروش چگونه در برابر فردیدی ها تمام قد ایستاد و وقتی بحث غرب پیش آمد، اجازه نداد که قرائت نقادانه ای نسبت به غرب در ایران رواج یابد و در برابر تفکر هایدگر که از درون تمدن غرب به نقد غرب می‌پرداخت، [۴] تمام قد ایستاد و حق شاگردی نسبت به پوپر را ادا کرد تا چنین تفکری از غرب به سوی ایران نیاید.

ایستادگی سروش در برابر نقد مدرنیسم
یا از سوی دیگر به یاد تقابلش با سیدحسین نصر افتادم که چگونه در برابر سنت گرایی ایستاد تا بر دامان مدرنیته گردی ننشیند.[۵]
این دست خاطرات تصویری از دکتر سروش می سازد که گویی او بیش از آنکه دغدغه نواندیشی داشته باشد، به دنبال پیش برد اندیشه و تفکر خویش است و در نتیجه، هر بار به گونه‌ای در برابر جریان های معارض، صف آرایی می کند؛
گویی مخاطبش که نسل جوان و حقیقت جو هستند برای او ارزش چندانی ندارند و بیش از حقیقت، خود ایشان مهم هستند که همیشه به عنوان یک روشنفکر بی بدیل باقی بمانند.

نقد سخنان آقای سروش در سخنرانی مورد اشاره
اگر بخواهیم به طور صحیح و بنیادین به نقد این سخنان بپردازیم، پیش از هر چیز نگاه به شدت science زده و پوپری دکتر سروش را باید مورد انتقاد قرار داد، چرا که ایشان سراسر از علم و علم روز حرف می زند و در آخر هم بحث علوم انسانی را پیش می کشد ولی تمام مثالهایش به علوم تجربی برمی­ گردد، گویی که علمی جز علم تجربی وجود ندارد؟!
که البته این موضوع خود بحثی مفصل می طلبد و در این مقال نمی گنجد؛
و ناچار از این موضوع اصلی صرف نظر می کنم و تنها به ایرادات و اشتباهات بزرگی که در این سخنرانی مشهود است می پردازم.
اگر دکتر سروش تنها علم تجربی را مدنظر دارد، آیا جستجویی ساده در زندگی علامه نکرده؟!
خاطرات مرحوم عبدالباقی فررزند ایشان در برخورد بسیار مترقی با علم جدید در دوران زندگی و کارهای مهندسی ایشان را تا به حال ندیده؟!
آیا نمی داند که ایشان مجلات روز کشاورزی را مطالعه می­ کردند و در دوران زندگی تبریز به کار می­ بستند؟!
یا اینکه در آن دوران با توجه به مجلات روز، حمامی در آن منطقه برای منزل خویش طراحی می­ کنند؟!
آیا نشنیده است که ایشان طراحی مدرسه حجتیه قم را کرده و بهتر از همه مهندسین زمان خود نقشه این مدرسه را کشیده است؟![۶]
آیا نمی‌داند عبدالباقی، مهندسی است که در اروپا درس خوانده و بر فهم عمیق ریاضی و سطح دانش پدر شهادت داده؟!
و اگر مطلق علم و دانش روز مد نظر دکتر سروش است و به اشتباه فقط مثال هایی از علم تجربی زده اند، آیا تا به حال نشنیده که علامه حتی برای نوشتن مطالب تفسیر المیزان بیش از بیست سال به یونسکو نامه می‌نوشت تا بنا بر آمار جهانی، تحلیلی را ارائه دهد؟! (در مورد زن‎ و مسئله بکارت، هرج و مرج جنسی در مغرب‎زمین، راجع به ارث، عبادات، اخلاق، روابط زن و شوهر، اموال عمومی و…) [۷]

علامه به چه دلیل در حوزه علمیه شروع به گفتن فلسفه کرد؟
آیا واقعا مطرح ‌کردن مسأله ای مثل تثلیث زاویه باعث نمی­ شود که مخاطبش را با برخوردی احساسی و تمسخرگون از علامه دور کند؟!
بنا را بر این می گذاریم که ایشان بدون اطلاع از جزئیات زندگی ایشان، چنین اظهار نظر غیر دقیقی در مورد علامه بیان کردند ولی آیا ایشان از حرکت عمومی علامه هم بی خبر است؟!
آیا فراموش کرده است که ایشان چرا در حوزه علمیه شروع به گفتن فلسفه کردند؟!

گستره شاگردان علامه بسیار بود که برخی در سطوح عالی دانشگاه تحصیل کرده بودند و جلسات و ارتباط فکری گسترده ای با علامه داشتند؛
آیا شاگردان ایشان چون آقای تهرانی، شهید بهشتی، آقای نیری، آقای رشید‎پور را فراموش کرده که واسطه ایشان بودند در ارتباط گرفتن با مراکز اصلی فلسفه ماتریالیسم و با مطالعه کتب اصلی آنها به چهار زبان و قبل از همه انقلابیون، در برابر تفکر کمونیستی رایج زمانه خود، اصول فلسفه و روش رئالیسم را نوشت؟!

جلسات هفتگی علامه طباطبایی با هانری کربن
مگر می شود فراموش کرد که آن پیرمرد حکیم چه رنجی کشید و راه قم تا تهران را با آن امکانات و در گرمای تابستان طی می‌کرد تا از زبان فیلسوفی چون کربن که خیلی از اساتید طراز اول فلسفه دنیا را از نزدیک درک کرده بود، مسایل روز غرب را بشنود و در نتیجه المیزانش پر از تحلیل هایی در علوم انسانی است که هنوز زنده و جاری است.

آیا سروش آراء انسان شناسانه علامه در رسائل انسان و تفسیر المیزان را ندیده؟!
آیا ایشان تا به حال اصل مدعی علامه را نسبت به اینکه دین برای رفع اختلاف در دنیا تشریع شده را ندیده است؟

بحث نیازهای ثابت و متغیر انسان را نشنیده؟
آیا ایشان تا به حال به رسائل انسان شناسی علامه مراجعه کرده است؟!
آیا در علوم انسانی بحثی از اصالت اجتماع نمی شود؟
آیا علوم انسانی پیش فرض های بسیاری از نوع معرفت شناختی، جهان شناسی و انسان شناسی ندارد؟!
و آیا شناخت فلسفی و پارادایمی انسان و جهان ضرورتی ندارد؟!
آیا علامه طباطبایی در این زمینه تلاشی نکرده است؟

آیا بیان مسأله فطرت حاکی از خامی علامه است؟!
آیا بیان مسأله فطرت (انسان از ساختمان ویژه و جنبه ثابتی برخوردار است که دین الهی با آن هماهنگ و بر اساس آن نازل شده) به عنوان پیش فرض‌های انسان شناختی علامه خامی است؟!
آیا واقعا محال است که تکامل و شکوفایی فطرت را از مهم ترین غایات علوم انسانی تصور کرد؟!
آیا در علوم انسانی امکان ندارد که انسان‌ها فطرتاً خداشناس، اخلاقی و خداگرا تعریف شوند؟

آیا جایگاه انسان و اراده اش تا این حد در آثار علامه مبهم است؟!
آیا در علوم انسانی، برخورداری از انگیزه، اختیار و اراده و اعتبارساز بودن انسان ممکن نیست تلقی به قبول شود؟
آیا به راستی انسان در موضوع علوم انسانی به عنوان جزء یا همه موضوع اخذ نشده است؟!
آیا علامه طباطبایی تلاش نکرده که انسان را موجودی برخوردار از عقل و عقلانیت، جنبه‌های ثابت (فطرت) و متغیر، خلاقیت و اختیار نسبی در مقابل جبر و تفویض و قابلیت ضلالت و گمراهی، انحراف‌پذیر و تحت سلطه نسبی عوامل بیرونی و… توصیف کند و بدین سان معنای تازه‌ای از انسان ارائه کند؟

عمق تفکر علامه برای آشنایان با آثار ایشان قابل انکار نیست
به راستی اگر فردی المیزان فی تفسیر القرآن را اجمالا هم دیده باشد، از این شطحیات نمی گوید.
شخصیت علمی علامه طباطبایی آنقدر بزرگ است که اگر هر تفکر و اندیشه ای مدتی با ایشان رفت و آمد داشته، عمق اندیشه ایشان را ستوده و فضل ایشان برای کسی قابل انکار نیست؛
به اندازه ای که آن مرحوم شهرتی جهانی داشته است! (رجوع شود به نظرات امثال داریوش شایگان و هانری کربن.)

شهید مطهری و علم جدید

اگر از علامه طباطبایی بگذریم، آیا واقعا دکتر سروش حاشیه‌های کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و زحمات شهید مطهری را مطالعه نکرده اند؟!
در مورد افرادی همچون شهید مطهری هم ترجیح می دهم ادعای بی اطلاعی شهید از بیولوژی، فیزیک، ریاضیات و… را نادیده بگیرم و مخاطب این متن را به کتابهای ایشان که در دسترس است حواله بدهم!
همین قدر اشاره کنم که ایشان به جزئیات مسائل فیزیک، زیست شناسی و… هم اشاره دارند؛
به عنوان مثال در کتاب شرح مبسوط منظومه (که اصل بحث در میان جمع اساتید دانشگاه بوده است) به دقایق بحث های فیزیکی اشاره دارند.
یا بحث های مختلفی از ایشان در انجمن اسلامی پزشکان مطرح شده است که در بحث های دو طرفه اطلاع ایشان از علوم تجربی را نشان می دهد.
علاوه بر اینکه شهید مطهری استاد دانشگاه تهران بودند و در دانشگاه های دیگر نیز با دانشجویان در موضوعات مربوط به علوم مختلف جلساتی داشتند.

تحصیل در غرب تنها راه فهم علم جدید؟!

آیا در گذشته تنها راه ارتباط علمی با علم و فلسفه، تحصیل در غرب بود؟!
آیا فقط متفکران غربی که به شرق سفر کرده اند صلاحیت اظهار نظر درباره فلسفه مشرق زمین را دارند؟!
و به راستی اگر دکتر سروش از همه این موارد بی اطلاع بوده و نادانسته این همه اشتباه کرده باشد! نباید اخلاق و ارزش ذاتی آن، ایشان را از گفتن چنین سخنانی، آن هم بدون علم و اطلاع باز می داشت؟!

ادعای ما، منع نقد علمی علامه و شهید مطهری نیست

بحث پیرامون رفتار کاملا غیر اخلاقی سروش و اتهام بی بهره بودن علامه و شهید از اولیات علوم جدید است؛ و مقایسه تحلیل و اطلاعات این بزرگان از موضع نتایج علوم امروز خطایی بسیار واضح است.
در حالی که فضای تکنولوژیک و یافته های علمی که بیش از چهل سال پیش مطرح بوده را باید با استشهادات علمی آن بزرگان مقایسه کرد.

لذا باید تذکر دهم که در این نوشته بر آن نبودم که بگویم دکتر سروش نمی توانست بگوید: «مرحوم مطهری در بخشهایی از فلسفه غرب، تلقی درستی نداشته و مثلا کانت را درست نشناخته و با کتب ترجمه ای چیزهایی را از کانت فهمیده و…»؛ یا اینکه دکتر سروش نباید بگوید: «حکمت عملی در تفکر اسلامی حجم کمی دارد و آنچنان که فلسفه غرب در همه زندگی امتداد یافته، فلسفه اسلامی در ذهنیات و امور مجرد باقی مانده و امتدادی به نحو مشابه غربیش ندارد و…»؛
ولی ایشان نمی تواند مدعی کار نکردن و بی بهره بودن علامه طباطبائی و شهید مطهری در علوم جدید باشد و این دو بزرگوار را به نداشتن اطلاعات اولیه و ساده متهم کند و به علامه و شهیدمطهری، نسبت توهین آمیز بی اطلاعی و خامی دهد!

سروش و مغالطه تعمیم شتاب زده: «عمده سخنان علامه در علوم انسانی، خامی بارزی دارد»
جالب تر آنکه در پایان مغالطه تعمیم شتاب زده را به وضوح انجام می دهد و می گوید: «عمده سخنان ایشان در علوم انسانی هم اینگونه است و خامی بارزی دارد»
گویی ایشان با بیان این حرف واضح می کند که از این مقدمات به دنبال نتیجه دیگری است.

اظهار نظر سروش درباره جهل علما در مورد سایر علوم
و بدتر و زشت تر از این موارد، نتیجه گیری کلی «جهل و نادانی علما در مورد سایر علوم» است!
به فرض که عالمانی در دوره ای در مورد مطلبی که اطلاع نداشتند، اظهار نظر کرده باشند؛ آیا واقعیت امروز حوزه علمیه قم هم این گونه است؟
و اگر اینگونه نیست آیا هدف اصلی این سخنان برانگیزاننده احساس، صرفا دور کردن دانشگاه از حوزه است؟!
کسی که از نزدیک با حوزه امروز آشنا باشد، و با گروه ها و مدارس تخصصی قم اندک ارتباطی داشته باشد، می داند که خیلی از طلاب و فضلا، تحصیل کردگان سابق دانشگاه ها هستند؛
هم چنین در حوزه گروه های تخصصی مختلفی وجود دارد که به علوم انسانی، علوم تجربی و سایر علوم مرتبط با دین به صورت تخصصی و عمیق می پردازند.

دکتر سروش دریافته که تفکر عمیق شیعی بیش از پیش قوت گرفته
آنچه که مقدمات گذشته بیشتر نمایان می کند آن است که گویی ایشان فهمیده است اگر روزی به دفاع از اندیشه خود، در برابر سنت گرایان و فیلسوفان قاره‌ای پرداخت و به خاطر نقاط ضعف آن اندیشه‌ها می‌توانست با قلم ادیبانه اش، مخاطب خاص خود را به عنوان هواداری نگاه دارد؛
ولی تفکر ناب و عمیق شیعی که به خصوص پس از انقلاب، روز به روز قوت بیشتری هم گرفته و هنوز بروز و ظهور عمومی نداشته، ممکن است مخاطبین او را تحت تاثیر قرار دهد و این تفکر منسجم که نیاز جوان امروز و زمانه کنونی است، او را از اهداف و اندیشه هایش دور کند.

سیاست ترویج قرائت اشتباه از تفکر شیعی
سروش دریافته در زمانه ای که هر یک از نحله ها و فرقه ها به گوشه ای از نیازهای انسان پرداخته اند و با محور قرار دادن هر یک از مقوله های سه گانه عدالت، معنویت و عقلانیت، به نفی و توجیه یک ضلع یا دو ضلع دیگر شده اند، باید مخاطبش را از درک چنین تفکری جامع و منسجم که با تکیه بر مبانی ناب شیعی ترسیم شده است، دور کند و قرائت اشتباه خود از شیعه را ترویج کند:
گویی تفکر شیعه عدالتش با معنویتش در تعارض است و عدالت طلبی آن خالی از هر گونه عقلانیتی است و این تفکر، تنها برنامه ای متعالی برای معنویت است و بس؛ حتی از عقلانیتی ناظر به این زمان خالی است و عقلانیت مدرن تنها راه تعالی انسان است و بس.

سروش برای منع مخاطبش از نزدیک شدن به تفکر ناب شیعی دریافته باید ریشه را بزند

آقای سروش گویی درک کرده که عقلانیت در حوزه علمیه، پس از انقلاب تعالی شگرفی یافته است و حتی در فهم عقبه تفکر غرب و فلسفه آن، امروز افرادی چون علی عابدی شاهرودی، یدالله یزدان پناه، حسین سوزنچی و دیگرانی هستند (که این سه استاد، هر کدام به عنوان نماینده ای بارز از نسل­های متفاوت ذکر شد) که هم تفکرات غرب را خوب فهمیده و نقاط مثبت و منفی آن را می شناسند و هم بر تفکر ناب اسلامی تکیه زده و به جای تقلید از غرب، دارای ذهنی مولد و جوشان هستند.
و لذا این بار به جای دفاع، حمله را باید استراتژی مبارزه قرار دهد و با مسائلی دروغ و به نحوی احساسی، نگذارد مخاطبش سمت این جریان برود
و خوب می‌داند که برای این کار باید ریشه را بزند و مشغول شدن به میوه ها و شاخ و برگ، اشتباهی استراتژیک است.

دروغ عجیب سروش: امام در پی فوت علامه، پیام تسلیت نداد
در مورد دروغ عجیب ایشان در پیام تسلیت ندادن امام در فوت علامه و تلاش بر نشان دادن جدایی علامه و امام و اینکه چرا ایشان از اشخاصی چون علامه و شهید مطهری مثال می آورد و از شخصی چون آیت الله خویی و دیگر بزرگان حوزه سنتی مثالی بر زبان نیاوردند، ان شاء الله در فرصتی دیگر سخن خواهم گفت.

دانشجویان جویای حق از دعوت به فهم کلام علما و نقد شدن توسط هیچ روشنفکری ابا ندارند
آری نواندیش حرف جدید و کارآمد می‌زند ولی دلیل نمی شود که کلامش، از سنت به پا نخیزد و قرائتی صحیح تر و ارائه ای منسجم تر از متن دینی نباشد.
آن هم سنتی که ریشه در وحی الهی دارد و با داشتن باطن و مراتب مختلف، اعجاز خود را در داشتن حرف های نو در زمان های آینده می داند.
متاسفانه روشنفکری در کشور ما از ابتدا بیمار متولد شد و خود را مقلد غرب دانست و عابدانه و خاضعانه در برابر تفکر مدرن تعظیم کرد؛
گویی که سنت و هر کلامی که از کتب قدیم بیرون آید، سراسر تحجر و اشتباه است و هر آنچه از غرب آمده، کارآمد و مدرن.
لذاست که دانشجویان سابقی که راه و رسم طلبگی و فهم دین را سرلوحه خود قرار دادند دفاع از نواندیشان دینی و قله های علم و معنویت و دعوت به فهم کلام ایشان را بخشی از عبودیت و حقیقت پرستش می دانند و در این راه از نقد هیچ روشنفکری ابا ندارند و آزادمنشانه با اندیشه غلط این روشنفکران به مبارزه بر می خیزند که:
پرستش به مستی است در کیش مهر
برونند زین جرگه هشیارها…

پی نوشت

[۱] ادعای دکتر سروش در همان سخنرانی

[۲] بررسی های اسلامی، ج‏۱، ص: ۲۰

[۳] ادعای دکتر سروش در همان سخنرانی

[۴] کیهان  فرهنگی از مقاله خرداد ۱۳۶۳ دکتر داوری اردکانی

[۵] ۲۵مرداد ۱۳۸۵ (دین در دوران مدرن به کجا می­رود)

[۶] ماجرای مهندسی علامه طباطبائی در ساخت مدرسه حجتیه قم (مطلب با این عنوان در سایت hawzah.net)

[۷] نقش نامه‎نگاری‎ها با یونسکو در نگارش المیزان (مطلب با این عنوان در سایت mashreghnews.ir)

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


ثبت نام دبستان پسرانه طاها
ثبت نام دبستان پسرانه طاها
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز