یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۸:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۱
صداوسیما اصفهان
یک فنجان چای داغ با خواجونشین‌ها؛
 متن کامل گفت‌وشنود طلاب اصفهانی با مدیران صداوسیما مرکز اصفهان   

این آنتنی که نباید خالی باشد چه بلایی سر ما ‌می‌آورد؟ به نظر ‌می‌رسد این تهیه کنندگان هستند که دارند صداوسیما را اداره ‌می‌کنند؛ تهیه کنندگانی که احتمالا دغدغه‌ دینی ندارند، و این افراد با تفکرات مرفهین شمال شهر تهران آدم‌های محبوبی هم هستند و پول‌هایش را هم این‌ها دارند ‌می‌گیرند...

ندای اصفهان، سرویس فرهنگی: آنچه پیش روی شماست متن کامل گفت‌وشنود جمعی از طلاب حوزه علمیه اصفهان با گروهی از مدیران ارشد صداوسیمای مرکز اصفهان در سال ۱۳۹۳ است که توسط سایت ندای اصفهان منتشر می شود. صراحت طلاب در بیان انتقادات و جسارت مدیران ارشد صداوسیمای مرکز اصفهان برای حضور و پاسخگویی قابل تحسین است، آنچه روشن است، این گفت‌وشنود فتحِ بابی است برای دستیابی به یک هدف مشترک بین حوزه و صداوسیما یعنی همانا ارتقای فرهنگ عمو‌می جامعه با ابزار هنر و در غایت نهایی: کمال آحاد جامعه‌ی اسلامی. این دیدار نویدبخش راهی است روشن برای همکاری‌های آتی حوزه علمیه و صداوسیما در عرصه‌ی عمل. (در زمان انتشار این متن آقای مهندس کلباسی کرسی ریاست سازمان صدا و سیمای اصفهان رابه دکتر مسعود احمدی افزادی تحویل داده اند که امید است ایشان نیز از خوانندگان این متن باشند.)

صداوسیما

{علیرضا قائلی، مدیر روابط عمو‌می مرکز اصفهان}: عرض سلام و ادب و احترام و خیر مقدم خدمت همه‌ی طلاب عزیز و خدمت جناب آقای صالحی قائم مقام صداوسیمای مرکز اصفهان، جناب آقای آل مختار معاون صدا و جناب آقای خطیبی مدیر تولید صداوسیمای مرکز اصفهان. افتخار داریم که در خدمت جمعی از طلاب شهر اصفهان خواهیم بود.

{جواد جلوانی}: بسم الله الرّحمن الرّحیم. دوستان حاضر در جلسه همه از طلاب مدرسه‌ی علمیه میرزاحسین هستند، مدرسه‌ای با بیش از ۳۰۰ سال قدمت در آموزش علوم دینی که مدت ۷ سال است که به دانشجوها اختصاص پیدا کرده است، در این مدرسه کارگروه‌های مختلفی در زمینه‌هایی چون رسانه، فقه، حقوق، حدیث و طب در حال فعالیت هستند، دوستان حاضر بر روی بحث رسانه دور هم جمع شده‌اند، برخی از دوستان با سایت‌های خبری همکاری دارند، وبلاگ‌نویسی ‌می‌کنند، نقد فیلم انجام داده‌اند و ساخت فیلم کوتاه نیز داشته‌اند. البته ما دوست داشتیم آقای کلباسی هم در این جمع باشند و چند بار نیز پیگیری کردیم ولی ان‌شاء‌الله این جلسه را دوستان غنیمت بشمارند و سؤالات خودشان را بپرسند…

{آقای هوشنگ صالحی، قائم مقام مرکز}: بسم الله الرّحمن الرّحیم، رَبّ اشرَح لی صَدری و یَسّر لی اَمری… خوش آمد عرض ‌می‌کنم خدمت طلاب محترم مدرسه‌ی علمیه میرزاحسین، خوشحالیم که شما جوانان عزیز امروز در خانه‌ی خودتان صداوسیما حضور پیدا کردید و از نزدیک بخش‌های مختلف را بررسی و مطالعه کردید، خوب اشاره شد که دوستان از فارغ‌التحصیلان مقاطع مختلف تحصیلی هستند، رشته‌ها عمدتا فنی بوده است؟

{جلوانی}: از رشته‌های مختلف هستند هم رشته‌های فنی هم علوم انسانی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس.

 تاریخچه و فلسفه تشکیل شبکه‌های استانی

{آقای صالحی}: به واسطه‌ی دغدغه‌هایتان، تحصیل در حوزه را هم علاوه بر دانشگاه داشته‌اید، توفیق داریم، ابتدا من به فلسفه‌ی تشکیل شبکه‌های استانی اشاره کنم، شاید از قبل آشنا باشید و در سایت‌ها منعکس شده باشد، من مختصری عرض ‌می‌کنم که فضا دستتان بیاید و پس از آن شنوای سخنان شما هستیم. اگر سن و سال دوستان یاری کند تا سال‌های ۷۱ و ۷۲ تعداد شبکه‌ها محدود بود و حتی همین شبکه‌ی ۳ که الآن ۲۴ ساعته مشغول پخش است و مخاطبان زیادی دارد تعداد ساعات محدودی پخش داشت. از آن سال‌ها صداوسیما به واسطه‌ی ضرورت‌هایی که احساس ‌می‌شد وارد فاز توسعه‌ی کیفی و کمی شبکه‌های تلویزیونی شد و ساعات تولید و پخش برنامه‌ها اضافه شد و درنهایت در سال ۷۴ اولین شبکه‌ی استانی در تهران و پس از آن در ۲۹ مرداد ۷۵ شبکه‌ی اصفهان به عنوان اولین شبکه‌ی استانی راه‌اندازی شد. شبکه‌های سراسری رویکردی ملی در همه‌ی مباحث سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشتند. به هرحال در مناطق مختلف کشور، مردم از اقوام مختلف، خرده فرهنگ‌ها و با شرایط خاص وجود دارند که شاید نیاز باشد که در شبکه‌های محلی به صورت ریز به این طیف از مباحث پرداخته شود، در آن زمان ۲ الی ۳ ساعت برنامه از استان‌ها در صبح‌های جمعه از طریق شبکه‌ی یک پخش ‌می‌شد که این پاسخگوی نیازهای منطقه‌ای نبود، چه نیازها و مطالباتی که مردم داشتند و چه نیازهایی که برای دستگاه‌های اجرایی وجود داشت که بیایند و گزارش به مردم بدهند، لذا با توجه به فرهنگ بو‌می منطقه‌ای و توجه به نیازهای خاص هر منطقه شبکه‌های استانی سیما و شبکه‌های استانی صدا راه‌اندازی شد، هم در عرصه‌ی سیما و هم در عرصه‌ی صدا به طور همزمان آغاز شد و اکنون همه‌ی استان‌های ما هم شبکه‌های سیما و هم شبکه‌های صدا دارند. اکثر استان‌ها ۲۴ ساعته مشغول پخش برنامه‌اند و شبکه‌های استانی صدا نیز در بعضی استان‌ها ۲۴ ساعته است. در اصفهان نیز حدود ۱۶ الی ۱۷ ساعت برنامه داریم که ان‌شاءالله از اول سال آینده صدای اصفهان نیز ۲۴ ساعته خواهد شد که به هرحال مجموعه‌ای از برنامه‌های تولیدی و تأمینی و تکرار داریم که سعی ‌می‌شود با توجه به درخواست‌های مردم ساعاتی که مخاطب بیشتری دارد جدول پخش برنامه‌ها به گونه‌ای تنظیم شود تا مخاطبان بهتر بتوانند استفاده کنند.

سعی ‌می‌شود در شبکه‌های استانی عملکرد دستگاه‌های مختلف اجرایی به نقد و بررسی گذاشته شود؛ در برنامه‌هایی شبیه برنامه‌ی «بازتاب»، «گفتگوی هفته» و «نگاه پنج» در تلویزیون و برنامه‌ی «زاویه»، «میزگرد هفته» در رادیو که این برنامه‌ها زمینه را برای دستگاه‌های اجرایی باز کرده تا هم گزارش بدهند و هم با حضور کارشناسان و پخش گزارش‌های مردمی عملکرد آن‌ها به نقد کشیده شود.

با توجه به اینکه رسانه اصولا مخاطب محور است، همین اصل نیز در استان‌ها حاکم است البته با توجه به «میل و نیاز» و «مصلحت» مخاطب برنامه‌ها تولید و پخش ‌می‌شود، درست است که توجه به سلایق و درخواست‌های مردم مدنظر است ولی از طرف دیگر از آنجایی که فرهنگ غالب در جامعه‌ی ما فرهنگ اسلا‌می است مصلحت مخاطب هم در تولید برنامه‌های تولیدی و در انتخاب برنامه‌های تأمینی مدنظر قرار ‌می‌گیرد که در راستای سیاست‌های کلی نظام و در چارچوب سیاست‌های افق رسانه این برنامه‌ها پخش ‌می‌شود. در کنار برنامه‌های عمو‌می در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی برخی برنامه‌ها هم مثل برنامه‌ی کودک، جوان و خانوده مخاطب محور است که یا درباره‌ی مخاطبین خاص است یا برای آن‌ها.

چون جمع حاضر جمع خاصی است من به یکی دو نکته‌ی دیگر هم اشاره ‌می‌کنم؛ توجه به ارزش‌ها و آموزه‌های اسلا‌می در رسانه جزء اصول افق رسانه و جزء دستورالعمل‌های ماست.

رسانهدر استان اصفهان به حمدالله ما در عرصه‌های مختلف برنامه‌های خاصی را داریم که در اکثر شبکه‌های استانی شبیه آن نیست؛ مثلا در تلویزیون برنامه‌ای تحت عنوان «آینه» داریم که موضوع آن امر به معروف و نهی از منکر است که هفته‌ای ۳۰ دقیقه این برنامه تولید و پخش ‌می‌شود که حدودا ۳ الی ۴ سالی است که روی آنتن است یا برنامه‌ی «عرشیان» را در سیما داریم که این برنامه ویژه بسیج و پایگاه‌های بسیج است که فرهنگ بسیجی و بسیجیان نمونه در آن معرفی ‌می‌شوند.

مشابه همین برنامه هم (به همین اسم) در رادیو وجود دارد؛ در رادیو هم بحث امر به معروف و نهی از منکر را در دهه اول محرم به طور خاص داریم که این بحث را در اکثر برنامه‌ها به طور ویژه و خاص پیگیری ‌می‌کنیم .

ولی در طول سال این چند برنامه‌ای که اشاره کردیم در حال پخش است، مضاف بر اینکه باید اشاره کنیم اگر خود عزیزان هم ملاحظه کنند در رسانه تقریبا همه‌ی برنامه‌های ما آن‌جایی که بحث اصلاح فرهنگ، اصلاح گفتار، ترویج سبک زندگی (که یکی دو سال است با توجه به فرمایشات رهبری برجسته شده است)، در همه اینها بحث امر به معروف و نهی از منکر را مد نظر قرار ‌می‌دهند یا به صورت مستقیم و یا به صورت غیرمستقیم، حتی در سریال‌های تلویزیونی نیز این فریضه مستتر است.

ویژه برنامه‌ی دیگری که چند سال است مشغول تولید آن هستیم و فقط در چند شبکه‌ی استانی مشابه دارد برنامه‌ای است با عنوان «سؤال اول» که با همکاری ستاد اقامه‌ی نماز در هفته ۲۰ تا ۲۵ دقیقه تولید و پخش ‌می‌شود.

به هرحال سعی شده است آنچه برای مردم استان احساس نیاز می‌شود (با توجه به نظرسنجی‌های دوره‌ای که توسط واحد پژوهش مرکز در هر سه ماه یک بار و هر شش ماه یکبار انجام می‌گیرد)، عمل کنیم و برنامه‌های مناسبی تولید و پخش شود. در مناسبت‌های خاص هم چه مناسبت‌های ملی چه مذهبی و چه سیاسی نظیر انتخابات باز در آنجا ما دستورکار خاص و مشخصی داریم که اکثر آن را خود شما مطلع هستید که به چه شکل اتفاق ‌می‌افتد و آثار آن را در حضور مردم در انتخابات و راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و روز قدس ملاحظه ‌می‌فرمائید.

من برای این که فرصت باشد و دوستان سؤالات خود را مطرح کنند به همین مقدار بسنده ‌می‌کنم و امیدوارم که این جلسه یک فتح بابی باشد برای عزیزانی که خصوصا علاقه‌مند به رسانه هستند و دغدغه‌های دینی دارند اگر توانمندی‌هایی دارند که ‌می‌توانند در عرصه‌ی تولید برنامه چه در صدا و چه در سیما به ما کمک کنند، خود را عرضه بکنند که ما بتوانیم از توانمندی‌های آنان استفاده کنیم.

 آنچه در عمل مشاهده می‌شود

{جلوانی}: من صحبت کوتاهی عرض کنم و جلسه را در اختیار دوستان قرار ‌می‌دهم. بنده دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه در دانشگاه صداوسیما هستم و به نحوی خودم را جزء خانواده‌ی صداوسیما ‌می‌دانم و ‌متوجه‌ام که دوستان واقعا دارند زحمت ‌می‌کشند به خصوص شبکه اصفهان در شبکه‌های استانی هم رتبه‌ی اول است، حتی کم کاری‌های حوزه‌ی علمیه و طلاب را هم باید واقف و معترف باشیم و اگر طلاب نقدی دارند اول ببینند خودشان چقدر پا پیش گذاشته‌اند و کار را دست گرفته‌اند و چقدر حوزه‌ی علمیه توانسته است تولید محتوا یا نیروسازی برای رسانه انجام دهد؟ من صحبتی که دارم و از اساتیدم شنیده‌ام و دوست دارم در اینجا مطرح کنم این است که اساتید ما ‌می‌گویند «آنتن تلویزیون به هر حال نباید خالی باشد و در این بیست و چند تا شبکه به هر حال باید برنامه پخش شود»، این آنتنی که نباید خالی باشد چه بلایی سر ما ‌می‌آورد؟ اتفاقی که ‌می‌افتد این است که مدیران سازمان صداوسیما به نظر ‌می‌رسد هیچ کاره‌اند! شاید حقیقت تلخی باشد که البته نمی‌دانم معترف هستند یا نه.

مدیران هرچقدر افراد ارزشی باشند جای خودشان را دارند ولی به نظر ‌می‌رسد این تهیه کنندگان هستند که دارند صداوسیما را اداره ‌می‌کنند؛ تهیه کنندگانی که احتمالا دغدغه‌ی دینی ندارند، تفکرات آن‌ها مشخص نیست از کجا گرفته شده است و این افراد آدم‌های محبوبی هم هستند، روی تفکرات خودشان هم توانمند هستند و این‌ها هستند که دارند تلویزیون را اداره ‌می‌کنند و پول‌هایش را هم این‌ها دارند ‌می‌گیرند و شهرت آن را دارند کسب ‌می‌کنند، در تهران به دلیل اینکه تولید محتوایش بیشتر است این مسئله بیشتر به چشم ‌می‌آید و در اصفهان هم چنین چیزی هست.

در همین برنامه‌ی «زنده رود» میهمانان را چطور دعوت ‌می‌کنند؟ به‌طور مثال همین دو هفته قبل عوامل سریال «پژمان» دعوت ‌می‌شوند، آقای «سروش صحت» و تیم نویسنده‌ی آن‌ها به شدت آدم‌های توانمندی هستند ولی افکار آن‌ها واقعا افکار اسلا‌می نیست، چطور تفکرات فرویدی را دارند در فیلم‌هایشان منتشر ‌می‌کنند و چطور تفکرات غربی خودشان را دارند در رسانه‌ی ملی منتشر ‌می‌کنند و اتفاقا برنامه‌ی زنده رود این‌ها را دعوت ‌می‌کند و بَه بَه و چَه چَه برای آن‌ها راه ‌می‌اندازد و البته در جامعه هم محبوبیت دارند. سوال این است که ما چه فکری برای این قضیه کرده‌ایم، چه زمانی ‌می‌خواهیم این مشکل را با خودمان حل کنیم، این صحبت بنده همین‌جا باقی بماند، من تریبون را در اختیار آقای موسوی قرار ‌می‌دهم که ایشان هم چند جمله‌ای صحبت کنند.

صداوسیما و تبیین فاصله با رسانه‌ی تراز انقلاب اسلامی

{سیدعلی موسوی}: بسم الله الرّحمن الرّحیم. عرض سلام و ادب خدمت همه‌ی عزیزان و ممنون از این فرصت. ما در زمان دانشجویی هم پیگیر مسئله‌ی مطالبه‌گری بودیم و یا بهتر بگویم طرح سوال و اخذ جواب‌های قانع کننده که حضرت آقا هم خیلی سفارش کرده‌اند. بحث من شاید کمی‌کلان‌تر از صداوسیمای اصفهان باشد ولی با این فرض صحبت ‌می‌کنم که با صداوسیمای ایران که شما نماینده‌ی آن در اصفهان هستید، روبرو هستم و اگرچه بحث فرا اصفهانی ‌می‌شود ولی به نظرم بهترین کسانی که ‌می‌توانند جواب بدهند همین دوستانی هستند که اینجا حضور دارند. نگاهی که شخصا به صداوسیما دارم و رهبری به ما یاد داده‌اند که به این شکل به صداوسیما نگاه کنیم این است که صداوسیما ابزاری است که ما با مردم ارتباط برقرار کنیم و حرف انقلاب خود را با آن‌ها بزنیم، اصل این است و البته درست است که ما برنامه‌های پزشکی، ورزشی و فرهنگی را داریم که البته باید هم باشد، ولی اصلی که ما از صداوسیما استفاده ‌می‌کنیم به خاطر آن هدف است. در مقابل ما جریان عظیم رسانه‌ای قرار دارد که رهبری در جایی به این مضمون فرمودند که ما یک ریال هستیم در مقابل چند میلیون، انقلاب اسلا‌می ‌می‌خواهد با همین یک ریالش در مقابل دنیا بایستد و اتفاقا خیلی جاها هم ایستاده چون جنس حرفش جنس حقیقت است و آن طرف ‌می‌خواهد فقط با روش‌های هنرمندانه و جذابیت‌های کاذب حرف خودش را به کرسی بنشاند. این درواقع مبارزه رسانه است و ما با امکانات کم قرار است که روبروی این‌ها قرار بگیریم.

اخلاقی‌ترین رسانه دنیا، اما…

چند ویژگی مثبت در صداوسیمای ما موجود است که به نظرم کل دنیا نیز آن را قبول دارند و آن این است که رسانه ملی ما اخلاقی‌ترین رسانه‌ی دنیا حساب ‌می‌شود و حدودی که باید برای انسان باشد را رعایت ‌می‌کند.

بحث دیگری که هست اینکه با آمدن انقلاب اسلا‌می رسانه‌های ما تبدیل به رسانه‌های مستضعفین عالم شدند و الآن شما ‌می‌بینید که دقیقا به خاطر همین مسئله ماهواره‌های ما را قطع ‌می‌کنند و سر «هیسپان تی وی» و «پرس تی وی» این بازی‌ها را در‌می‌آورند که دقیقا به خاطر این مسئله است که رسانه‌های ما برخلاف اینکه یکی بیش نبود ولی مورد توجه قرار گرفته بودند، به خاطر اینکه حرف متفاوت ‌می‌زدند.

این روند انقلابی بودن در صداوسیما از ابتدای انقلاب بوده است و به نظرم در دوره‌ی آقای ضرغا‌می کمی هم نسبت به قبل انقلابی‌تر شد و با دید کلان دوره‌ی آقای ضرغا‌می بهتر از دوره‌ی آقایان لاریجانی و ‌هاشمی بوده است.

الحمدلله الآن تعداد شبکه‌ها هم زیاد شده است و توانسته‌ایم رقابت‌مان را با ماهواره کمی سبک‌تر و آسان‌تر کنیم. در اصفهان هم از این نظر نسبت به بقیه‌ی استان‌ها پیشتاز هستیم ولی به نظر من خیلی فاصله هست بین آن چیزی که باید باشیم که من دو تا سه محور نوشته‌ام که مطرح ‌می‌کنم:

اولین محور که از زمان دانشجویی برای ما دغدغه بود اینکه هرگاه با دوستان رسانه‌ای صحبت ‌می‌کردیم ‌می‌گفتند «شما باید قدر صداوسیما را بدانید چراکه صداوسیما دارد با افرادی کار ‌می‌کند که شاید آن‌ها خیلی هم با انقلاب و نگاه‌های انقلابی آشنا نباشند ولی به هرحال صداوسیما دارد از ظرفیت‌های این‌ها در جهت اهداف انقلاب استفاده ‌می‌کند» و این را به عنوان نکته‌ای مثبت قلمداد ‌می‌کردند که به نظر من هم واقعا هست، به خصوص در صداوسیمای تهران؛ ولی سؤال این است که بیش از ۳۰ سال از انقلاب گذشت آیا ما هنوز هم ‌حق داریم بگوییم که از ظرفیت‌هایی استفاده ‌می‌کنیم که شاید از نظر نگاهی خیلی با ما مشترک نباشند؟ صداوسیما به نظر من ساختار و برنامه‌ای به صورت مدون برای نیروسازی در طراز جمهوری اسلا‌می ندارد. دانشکده‌ی صداوسیما هم فکر نمی‌کنم چنین رسالتی را برای خود قائل باشد و خروجی آن چنین چیزی نیست و در فضاهای دیگری قرار دارد. سؤال این است که ما تا کی ‌می‌توانیم اینگونه عمل کنیم؟ آیا با ادامه‌ی این روند، ۳۰ سال دیگر هم باید همین حرف را بزنیم که ما داریم از ظرفیت‌هایی استفاده ‌می‌کنیم که چندان هم از نظر فکری با انقلاب اسلا‌می همسو نیستند و نیروهای انقلابی را قبول ندارند؟! البته ما ‌نمی‌خواهیم کار صرفا به این صورت باشد که یک مدیر بیاید و چند نفر با تفکر انقلابی را کنار خودش بگذارد، بلکه این کار باید به صورت ساختارمند اتفاق بیفتد و واقعا عزیزانی هستند که پای‌بند انقلاب هستند و انقلاب و جنگ را با گوشت و پوست خود احساس کرده‌اند ولی این مسئله در صداوسیما جریان نشده است و جریان شدن مهم است. بحث دو‌م اینکه به نظر ‌می‌رسد برخی مواقع صداوسیما از مطرح کردن ارزش‌های انقلاب، به تعبیر من، خجالت ‌می‌کشد و ‌می‌گویند شاید مطرح کردن این حرف‌ها تندروی باشد. نه اینکه بخواهم بگویم صداوسیما نگاه غیرارزشی را ترویج ‌می‌کند ولی حداقل این هست که در جاهایی به نظر می‌رسد نسبت به انقلاب اسلامی خنثی عمل ‌می‌کند…

رسانه{آقای صالحی}: خوب است که برای هر کدام از این مباحثی که مطرح ‌می‌کنید مثال و مصداقی هم بزنید…

{سیدعلی موسوی}: بله الآن عرض ‌می‌کنم؛ مورد اولی که مطرح کردم مثال آن دانشکده‌ی صداوسیما است…

{آقای صالحی}: نه در همین مطلب اخیرتان (خجالت کشیدن و خنثی عمل کردن صداوسیما نسبت به طرح ارزش‌های انقلاب) مثال بزنید…

{موسوی}: صحبتم در همین ارتباط است. رهبری از صداوسیما تعبیر ‌می‌کنند به یک حزب، و ‌می‌گویند که به نظر من کار حزب یک جور کانال‌کشی فکری است؛ یعنی فکر را از جایی بگیریم و آن را به کوچکترین جاها بتوانیم منتقل کنیم، ایشان در مورد صداوسیما چنین تعبیری دارند که به نظر من تعبیر دقیقی است. قرار است که ما این کانال فکری انقلاب را در اصفهان پخش کنیم و صداوسیما کارش این است. شما الآن دقت کنید ببینید این مثال‌هایی که من ‌می‌‌زنم جریان آن به چه صورت است. شما در خیابان‌ها هم که بروی، مردم چه اقرار بکنند یا نکنند کیفیت زندگی آن‌ها بالاتر رفته است، سطح خوراک مردم نسبت به سی سال و چهل سال پیش بالاتر رفته است، سطح امکانات رفاهی مردم بالاتر رفته است اما اتفاقی که افتاده این است که سطح نارضایتی هم بالا رفته است، خوب چرا این اتفاق افتاده درحالی‌که ما سطح امکانات رفاهی را بالا برده‌ایم؟ به نظر ‌می‌رسد که نگاه‌ها عوض شده است، فرهنگ مردم و قناعت‌های آنان عوض شده است، الآن انتظارات غیرمعمول بیشتر است، مثلا شاید همین تحریمی را که هست اگر اول انقلاب بود مردم راحت‌تر همراهی ‌می‌کردند. در صورتی که مردم هم ‌می‌دانند ما در جنگ هستیم ولی الآن نسبت به زمان قبل تحمل برایشان سخت‌تر است، چراکه به نظر من فرهنگ‌ها و شاید بهتر بگویم ذائقه‌ها را عوض کرده‌ایم که حالا یکی از عوامل مؤثر (نمی‌خواهم بگویم همه‌ی آن) مثلا حوزه علمیه نقش داشته است و ما باید بنشینیم ببینیم که چه کرده‌ایم ولی نقش صداوسیما نیز در این مسأله زیاد است و حضرت آقا در صحبت‌های مختلف‌شان به این مسأله اشاره کرده‌اند.

حالا یک مثال دقیق‌تر: یکی از خرده گفتمان‌های انقلاب اسلا‌می «ساده‌زیستی» و «مقابله با اشرافیت» است که به نظرم صداوسیما گاهی خنثی عمل ‌می‌کند و گاهی اوقات حتی اشرافیت را در فیلم‌ها و برنامه‌های خودش ترویج ‌می‌کند.

به نظر من این خجالت ندارد که ما به صراحت این را به مردم بگوییم و مرتب هم برنامه‌هایمان را به همین منوال ساده‌زیستی بسازیم. ‌می‌توان گفت که صداوسیما نسبت به این مسئله بی‌تفاوت است که به نظر من این مسئله‌ی کوچکی نیست و خیلی از این مشکلات که از ناحیه‌ی تحریم‌ها به‌وجود آمد این است که ما برای مردم جا نینداختیم که باید نگاه ساده‌زیستانه داشته باشیم و این بدان معنی نیست که گرسنگی بکشیم، اما به معنای آن است که از مصرف حداکثری دست برداریم که به نظر من نگاه اکثر مردم بر مبنای مصرف حداکثری است و مصرف حداقلی که اصل نیاز برآورده بشود مورد بی‌توجهی است.

بحث دیگر من بحث «عدالت‌خواهی» است، یک حزب با همان تعبیر کانال‌کشی فکری اصل کارش به نظر من نزدیک انتخابات ریاست جمهوری نیست، انتخابات ریاست جمهوری سرنوشت یک کشور است، بزرگ‌ترین کار یک حزب زمانی است که انتخاباتی در کار نیست و بزرگ‌ترین کار یک حزب کار آموزشی است. ما باید سطح فکر مردم را بالا ببریم، مثلا یکی از ارزش‌های انقلاب شاخص عدالت‌خواهی است، چگونه ‌می‌شود که مردم به راحتی شاخص‌های خود را عوض ‌می‌کنند و مثلا آزادی‌های لیبرالی را گاهی اوقات به عنوان شاخص اصلی خود انتخاب ‌می‌کنند؟ به نظر من علت این است که این آموزش به آن‌ها داده نشده است.

تبلیغاتیک بحث دیگر که البته در ایام انتخابات ۸۸ کمی بهتر شده بود ولی باز خیلی به آن توجه نمی‌شود بحث «ولایت فقیه» است که بنیان اساسی جمهوری اسلا‌می و قانون اساسی است. من سؤال از دوستان صداوسیما می‌پرسم که آیا الآن صداوسیما ‌می‌تواند ادعا کند ما توانسته‌ایم منظورمان از ولایت فقیه را منتقل کنیم؟ شاه‌کلید انقلاب اسلا‌می ولایت فقیه است اما برای برخورد صداوسیما با این قضیه من تعبیر «خجالت» را به کار ‌می‌برم که گویا رویَش نمی‌شود به مردم صریح حرفمان را ‌بگوییم که منظور ما این است، تفکرات بنیادین دینی را به نظر من صداوسیما منتقل نکرده است، این را از آنجا ‌می‌گویم که ما در جمع مردم ‌می‌بینیم که مسائل اولیه را هم برخی نمی‌دانند. دشمن ما در عین حال که هنرمند است به نظر من خیلی بی‌اخلاق و بی‌منطق است و به تعبیر دیگری از رهبری، دشمن وحشی هم هست اما به شدت هنرمند است، لزو‌می‌ندارد که ما هنگا‌می‌که میخواهیم با دشمن مقابله کنیم منطق و اخلاق خود را ضعیف کنیم و بنا را فقط بر مقابله هنری بگذاریم…

{آقای قائلی}: دوستان در نظر داشته باشند که باتوجه به نزدیک بودن اذان ظهر فرصت کمی در اختیار داریم، اگر دوستان لطف کنند کوتاه‌تر صحبت کنند تا آقای صالحی فرصت برای پاسخگویی داشته باشند.

{آقای صالحی}: نه حالا دوستان حداقل سؤالات خود را مطرح کنند، فرصت هم نشد که پاسخ را بشنوند حداقل با دیدگاه‌های آنها آشنا ‌می‌شویم… {خنده‌ی حضار}

{موسوی}: من خلاصه‌اش ‌می‌کنم، فقط تیتر چند سؤال را ‌می‌خوانم و رد ‌می‌شوم…

{آقای صالحی}: عزیزان هم طرح سؤال ‌می‌کنند، هم تحلیل ‌می‌کنند، هم قضاوت ‌می‌کنند که مسأله اینطور است، بعد هم در آخر ‌می‌گویند این هم سؤال ما… {خنده‌ی حضار}

{آقای قائلی}: بله، تازه از سؤال، سوال طرح ‌می‌کنند…

{موسوی}: من الآن تیتروار خدمتتان عرض ‌می‌کنم، بیشتر از دو سه دقیقه طول نمی‌کشد…

{آقای قائلی}: خیلی کوتاه اگر لطف بفرمائید، فقط سؤالتان را طرح کنید…

{جلوانی}: یک نکته را اشاره کنم که دوستان واقعا دغدغه دارند، همین که مباحث شنیده شود خوب است…

{آقای صالحی}: بله ما هم آماده‌ایم که بشنویم…

{موسوی}: سؤال من این است که به نظر شما، آیا سبک فرهنگ ترویجی از طرف صداوسیما از ابتدای انقلاب اسلا‌می تا به امروز واقعا بهتر شده است؟ نظر خود شما چیست؟ واقعا فرهنگ اول انقلاب با فرهنگی که الآن در حال ترویج توسط صداوسیما است قابل مقایسه است؟ آیا صداوسیما ‌می‌تواند ادعا کند که به خوبی توانسته است مفاهیم مورد نظر انقلاب را به مردم منتقل کند؟ من جشنواره «فیلم عمار» را قبول دارم که در جزئیات ایرادهایی دارد اما به نظرم محتوای جشنواره‌ی عمار در اصل همان محتوای انقلاب اسلا‌می است. چرا الآن فقط یک برنامه «راز» نادر طالب‌زاده در صداوسیما باید اینگونه بر مبنای گفتمان انقلاب اسلا‌می عمل کند؟ به نظر من صداوسیما باید حرفش را صریح بزند مثل مستندهای شبیه «یزدان تفنگ ندارد» که صداوسیما آن‌ها را زیاد تحویل نمی‌گیرد.

بحثی هم درباره شبکه‌ی اصفهان است که کیفیت هنری شبکه‌ی اصفهان خیلی پایین است، خیلی کلیشه‌ای است، خیلی رسمی است، این را اگر مقایسه کنیم با شبکه‌های ماهواره‌ای به کل شبکه‌های ما این ایراد وارد است. شاید هم به خاطر آن است که ما هنوز تجربه‌ی رسانه‌ای لازم را نداریم، شاید. به نظر می‌رسد اصفهان در مقایسه با تهران از این منظر خیلی پایین‌تر است، خیلی کلیشه‌ای‌تر است.

یک ایراد هم به خود ما که در حوزه‌ی علمیه هستیم: حوزه واقعا چقدر در این زمینه سرمایه‌گذاری کرده است؟ حوزه که ادعای مبانی انقلاب اسلا‌می را دارد چقدر مفاهیم خودش را در اختیار صداوسیما قرار داده است؟ این ایراد را ما کم و بیش قبول داریم اما من می‌خواهم یک چیز دیگر را بگویم، حالا درست است که حوزه قدمی پیش نگذاشت و برخی در حوزه این نگاه را ندارند که خیلی با صداوسیما ارتباط داشته باشند، اما به نظر من صداوسیما خودش باید حوزوی‌ها را به اینجا بکشاند که نظر بدهید و آن‌ها را مجبور به فعالیت کند. راهکاری هم که بنده پیشنهاد می‌دهم نه برای اینکه حوزه بیاید فقط خلاصه بشود در برنامه‌های دینی، نه، حوزه را برای تدوین استراتژی اسلا‌می و سبک زندگی بخواهید. البته کمی باید به اصطلاح به این حوزوی‌ها سیخ زد که راه بیفتند و این کار (اگر خود حوزه جلو نمی‌آید) باید از طرف صداوسیما بشود.

اگر به عنوان راهکار هم بخواهم دو کلمه صحبت کنم، اینکه ساختار نیروسازی در طراز جمهوری اسلا‌می در صداوسیما باید اصلاح شود و من در این زمینه اقدا‌می مشاهده نکرده‌ام و این ساختار وجود ندارد و بعضا همان خجالتی که خدمت شما عرض کردم در این زمینه هم وجود دارد و من نمی‌دانم که آیا صداوسیما در این زمینه نقشه‌ی جامعی برای خود طراحی کرده است یا نه؟ اگر بفرمائید ممنون ‌می‌شوم.

جای خالی «مکتب فرهنگی هنری اصفهان» در شبکه‌ اصفهان

{سیدمحسن میرزاترابی}: بسم الله الرّحمن الرّحیم. اصفهان به عنوان یک مکتب فرهنگی و فرهنگ‌ساز در همه‌ی زمینه‌ها چه موسیقی، چه معماری، چه همین سبک زندگی، اصفهان به عنوان یک مکتبی است که تاریخ آن فرهنگ‌ساز بوده است و این فرهنگ اصفهان در همه جای ایران تسرّی داشته است، اما من به عنوان یک سؤال می‌خواهم بپرسم که آیا واقعا فکر ‌می‌کنید الآن صداوسیمای اصفهان نماینده‌ی ترویج این مکتب فرهنگی هست یا نه؟ و یک سؤال دیگر که همیشه دوست داشتم آن را بپرسم این است که چه ایرادی دارد مجری‌های ما در شبکه‌ی اصفهان با لهجه‌ی شیرین اصفهانی صحبت کنند؟ چطور شبکه‌ی «سهند» و شبکه‌های اقوام ترک‌زبان مطلقا ترکی صحبت می‌کنند و مثلا اخبار خود را هم ترکی می‌گویند، خیلی قشنگ‌تر ‌می‌شود اگر همین برنامه‌ی «هشت بهشت» با یک مجری بو‌می با لهجه‌ی قشنگ اصفهانی اجرا شود و فکر ‌می‌کنم یک مقدار در نزدیکی بین مخاطب و این شبکه مؤثر باشد. خیلی ممنون.

برقراری تعادل بین نیازهای مخاطبان و سیاست‌های کلی نظام

{امیر فرهنگ‌دوست}: بسم الله الرّحمن الرّحیم. شما فرمودید که رسانه به خصوص رسانه‌های استانی بر حسب نیازهای مخاطبان و مطالبات مردم تشکیل شده است و فلسفه‌ی راه‌اندازی آن چنین بوده است، می‌خواهم بپرسم این نیازها را شما چگونه تعیین ‌می‌کنید؟ یک بحث اینکه رسانه مخاطب‌محور است و یک بحث هم اینکه باید در راستای سیاست‌های کلی نظام باشد، ما اگر بخواهیم مخاطب‌محور باشیم که باید از پایین به بالا شروع کنیم و به غیر از آن دسته از آدم‌های تحصیل‌کرده و دانشگاهی، بیشترِ مردم به قول معروف اهل منبر و مطالعه نیستند و در محیط‌های فرهنگی و آموزش و پرورش ما هم که خبری از ارتقای سطح فرهنگی مردم نیست. ما اگر می‌خواهیم از طریق مخاطبان نیازها را تعیین کنیم یک چیز از آب در می‌آید و اگر بخواهیم سیاست‌های کلی نظام را در نظر بگیریم یک چیز دیگری ‌می‌شود. شما چگونه بین این دو مقوله تعادل برقرار ‌می‌کنید؟ این سؤال اول من بود و نظر من این است که یا باید رسانه مخاطب‌محور باشد و یا در راستای سیاست‌های کلی نظام و اینجا ما دچار تناقض هستیم. آیا ‌می‌تواند هر دو با هم باشد؟ به نظر من تناقض است، اینکه نیازها از پایین به بالا بیاید یا از بالا به پایین.

مسأله دیگر اینکه دو دین هست که ادعا ‌می‌کنند ‌می‌توانند جهان را اداره کنند، یکی یهود است و یکی هم شیعه است. در یهود ‌می‌بینیم که رسانه‌هایشان و حتی وزارت خارجه‌ی اسرائیل تمام برنامه‌ها و روابط آن برحسب مذهب آنها برنامه‌ریزی شده است و رسانه‌ها و فیلم‌هایی که ‌می‌سازند همه در راستای اهداف آن‌هاست، ولو اینکه دینشان تحریف شده است ولی در هر صورت هر هزینه‌ای که ‌می‌کنند در راستای نیازهای دینی خودشان است. ما ادعا ‌می‌کردیم که می‌خواهیم انقلاب را صادر کنیم ولی متأسفانه ‌می‌بینیم که برنامه‌ها اصلا براساس آن رسالتی که بر گردن صداوسیما است نمی‌باشد و الآن شما اگر نگاه کنید در شهرک بهارستان بهائیت دارد بیداد ‌می‌کند، وهابیت دارد بیداد ‌می‌کند ولی البته نه به صورتی که در کشورهای دیگر است ولی چون من مسئول مؤسسه شیعه‌شناسی هستم با اطلاع عرض ‌می‌کنم که الآن ما در اصفهان به صورت مستقیم با وهابیت سر و کار نداریم چون اصفهان آن موقعی که سنی بوده است شدید سنی بوده، آن زمانی که یهودی بوده است شدید یهودی بوده و زمانی هم که شیعه شده است، شدید شیعه بوده است؛ یعنی در خط متوسط نبوده است. الآن هم به آن صورت دشمنان نمی‌توانند روی اصفهان کار کنند ولی هم اکنون استحاله‌ی مذهبی در اصفهان در حال انجام شدن است، مثلا وهابیت دارد به صورتی برنامه‌ریزی ‌می‌کند که ما دست از شیعه‌گری برنداریم ولی همانگونه بیندیشیم و عمل کنیم که او ‌می‌خواهد؛ یعنی استحاله‌ی مذهبی؛ ولی اقدا‌می در این‌باره در برنامه‌های ما دیده نمی‌شود. مثلا برنامه‌ای در شبکه دو سیما بود که خیلی اعصاب خردکن بود به نام «کافه سؤال» که چندین جلسه در مورد عمل زیبایی بینی صحبت ‌می‌کرد. می‌خواهم بگویم که شما به عنوان یک مدیر، اتاق فکری در کنارتان دارید که این سیاست‌های کلی را طراحی کند و شما آن را بدهید دست تهیه‌کننده‌ها که تهیه‌کننده‌ها در راستای آن برنامه بسازند؟ شما آن خط فکری را با یک اتاق فکر طراحی کنید و به نظر من نیازها را از پایین به بالا شروع نکنید بلکه از بالا به پایین اِعمال کنید. در بحث مذهبی وهابیت از یک طرف، مسیحیت از یک طرف، یهود از یک طرف، عرفان‌های نوظهور که واقعا دارد بیداد ‌می‌کند، از یک طرف، ولی به نظر ‌می‌رسد که رسانه ملی در این زمینه کار خاصی انجام نداده است. ما مشاهده ‌می‌کنیم که شبکه‌ی اصفهان برنامه‌های تکراری خیلی زیاد پخش ‌می‌کند، من فکر ‌می‌کنم تعدد برنامه‌ها مشکلی را حل نمی‌کند، بیاییم ساعت‌های خوب را اختصاص بدهیم به برنامه‌های خوب و ساعات پربیننده را اختصاص بدهیم به برنامه‌های ناب مذهبی که رسالت اصلی ماست. این اشکال فقط برای شبکه‌ی اصفهان نیست بلکه در تمام شبکه‌ها ساعت‌های خوب را اختصاص ‌می‌دهند به فوتبال و برنامه‌هایی که خیلی کم‌ارزش است و ممکن است بیاید مطرح کند که دروغ بد است اما ‌می‌آید و تجمل‌گرایی را هم در کنار آن اشاعه ‌می‌دهد. باز هم تاکید ‌می‌کنم بر لزوم تشکیل اتاق فکر مذهبی که بر اساس سیاست‌های نظام به تهیه‌کننده‌ها خط لازم را بدهد و برنامه‌ها در راستای آن ساخته شود. همانطور که دوستمان فرمودند شما مدیر تهیه‌کننده‌ها باشید نه اینکه تهیه‌کننده‌ها به صورت نامحسوس احاطه داشته باشند بر کار شما، والسلام.

صداوسیما اصفهان

صداوسیما مرکز اصفهان

{یکی دیگر از طلاب}: با تشکر از مسئولینی که وقت گذاشتند و حرف‌های ما را گوش دادند. من یک سؤال خیلی کوتاه دارم البته دوستان مقداری از دغدغه‌های ما را مطرح کردند، این که چرا صداوسیمای استانی و کشوری برای برنامه‌هایی که دفاع عقیدتی از مذهب شیعه داشته باشد رویکرد خاصی ندارد؟ آیا رویکرد حفظ وحدت ‌می‌تواند بهانه‌ی مناسبی باشد برای اینکه چنین برنامه‌هایی ساخته نشود؟ و اینکه استفاده از کارشناسان مذهبی کم است و بعضی از کارشناسان هم هستند که در این اصفهان غریب هستند و خیلی صداوسیما از آنها استفاده نمی‌کند یا به هر نحوی ورود پیدا نکرده‌اند، مثلا حجت الاسلام انصاری بیست و پنج سال در زمینه‌ی غدیر کار کرده‌اند، آیا برنامه‌هایی که در روز غدیر ‌می‌بینیم مثل یک سری کلیپ و… کفایت می‌کند؟ مردم باید با روز غدیر که سه روز هم بوده است و اینکه چه اتفاقاتی در آنجا افتاده آشنا شوند. کتابی ایشان دارد به نام «اسرار غدیر» که وقتی انسان آن را می‌خواند تازه متوجه ‌می‌شود که ما هیچ چیز از غدیر نمی‌دانیم. اگر برای چنین افرادی برنامه بگذارند و صحبت کنند من فکر ‌می‌کنم مناسب باشد. ممنون

دفاع از عملکرد صداوسیما در حوزه طراحی، تولید و نظارت بر برنامه‌ها

{سخنان آقای صالحی}: بسم الله الرّحمن الرّحیم… من تا آنجایی که فرصت اجازه بدهد به بخشی از مسائل مطرح شده اشاره ‌می‌کنم. اگر اجازه دهید از صحبت دوستمان شروع ‌می‌کنم چون سؤال جامعی را مطرح فرمودند بعد گره ‌می‌زنم به بقیه‌ی سؤال‌ها به خصوص سؤالاتی که شما در ابتدا مطرح کردید. در همان مختصر گفت‌وگویی که قبل از شروع سؤال‌ها داشتیم اشاره کردم که چگونه نیاز‌ها تشخیص داده ‌می‌شود، بله ما گفتیم که رسانه مخاطب‌محور است منتهی یک اصلی را در کنار آن مطرح کردیم تحت عنوان مِیل، نیاز و مصلحت. ما برای اینکه از نظر مردم مطلع بشویم کار نظرسنجی و نیازسنجی را انجام ‌می‌دهیم که واقعا چه نیازی امروز در جامعه وجود دارد، این‌ها تجزیه و تحلیل ‌می‌شود، فقط هم در استان اینگونه نیست در کل کشور و همه‌ی استان‌ها این کار انجام ‌می‌شود، ما نتایج را استخراج ‌می‌کنیم و بر مبنای آن برنامه‌ریزی ‌می‌کنیم و هم در تهران این کار انجام ‌می‌شود و در نهایت چکیده‌ی نتایج کل کشور برای همه‌ی استان‌ها ارسال ‌می‌شود. باز در خلال عرائضم به افق رسانه اشاره کردم که کتابی است که در بدو شروع فعالیت آقای مهندس ضرغا‌می به‌وسیله کارشناسان و مجموعه‌ی مشاورین و دستگاه‌هایی که به نوعی ‌می‌توانستند دخیل باشند، تدوین شده است. این مجموعه برای ۱۰ سال کار در رسانه تدوین شد که چهارچوب فعالیت‌ها و سیاست‌های حاکم بر رسانه را هم برای تهران و هم برای استان‌ها در آن کتاب مشخص کردند تا در چارچوب آن حرکت کنند؛ یعنی آن چیزی که مدّنظر شما هست که نظر کارشناسان و افراد ذی‌صلاح بیاید، وجود دارد و یکی از جاهایی که در تدوین افق رسانه همکاری داشته است خود حوزه‌های علمیه و کارشناسان فرهنگی در سطح کشور بودند و در نهایت افق رسانه تدوین شد و ابلاغ شد. در همه‌ی مراکز استان‌ها و در همه‌ی شبکه‌ها اتاق‌های فکر مستقل وجود دارد که مدیران ارشد مراکز به اضافه کارشناسانی از حوزه و دانشگاه (منطبق با موضوعی که مطرح ‌می‌شود) در آن حضور دارند. در آن جلسات در موضوع مربوطه مفصل بحث ‌می‌شود، در اختیار واحدهای تولید صداوسیما قرار ‌می‌گیرد و از تهیه‌کنندگان خواسته ‌می‌شود که در ارتباط با آن موضوع طرح تهیه کنند، طرح را آنها پیشنهاد ‌می‌کنند و من می‌خواهم در اینجا پاسخ سؤال دوستمان را هم بدهم که نه، حداقل درباره مرکز اصفهان به ضرس قاطع و در تهران هم ۶۰ الی ۷۰ درصد مدیریت توسط مدیران اعمال ‌می‌شود، یک جاهایی هم ممکن است کار از دست مدیران خارج شود ولی در مورد استان با اطمینان خدمت شما عرض ‌می‌کنم که این مدیریت فرهنگی و هدایت عوامل در جهت محتوای مناسب و ساختار در حال اتفاق افتادن است. پس از آنکه موضوع از اتاق فکر بیرون آمد، تهیه‌کننده طرح را تهیه ‌می‌کند و به واحد طرح‌وبرنامه ‌می‌دهد، طرح ارائه شده مجددا به بخش کارشناسی ‌می‌رود یعنی ما در صداوسیما کمیته‌هایی داریم که در آن جلسات مدیران هستند، چند کارشناس از مرکز هم که به ساختار برنامه‌سازی و هم محتوا مطلع هستند حضور پیدا ‌می‌کنند، تهیه‌کننده هم بعد از آن در جلسه فراخوانده ‌می‌شود، طرح را توضیح ‌می‌دهد و درباره محتوای آن صحبت ‌می‌شود، گاهی اوقات در رابطه با ریز آیتم‌ها و بخش‌های مختلف برنامه هم اظهار نظر ‌می‌شود، این یک کار مقدماتی است، مجددا این طرح و مجموعه طرح‌هایی که در آن جلسه تصویب ‌می‌شود به شورای طرح‌وبرنامه‌ی مرکز ‌می‌رود که در آن جلسه باز تعداد دیگری از مدیران و کارشناسان و شخص مدیرکل مرکز حضور دارند، آنجا یک بررسی دیگر اتفاق ‌می‌افتد و درنهایت به صداوسیما برای تولید ابلاغ می‌شود.

ما کار نظارت را در چند مرحله انجام ‌می‌دهیم: قبل از تولید (یعنی همین روندی که الآن بنده اشاره کردم)، حین تولید و پس از تولید. یک پرانتز باز کنم در رابطه با فیلمنامه‌هایی که به دست ما ‌می‌رسد حتی فیلمنامه‌هایی که بیرون نوشته شده است، این فیلمنامه هم توسط مدیران مرتبط و هم توسط کارشناسان مورد وثوق سازمان، جرح و تعدیل ‌می‌شود، اصلاحات بر روی آن انجام ‌می‌شود، مواردی خواسته ‌می‌شود که اضافه شود و متناسب با فرهنگ دینی جامعه در کار گنجانده شود، درنهایت همین سیر را دوباره طی ‌می‌کند تا به عرصه‌ی تولید برسد؛ موقعی هم که بحث تولید شروع ‌می‌شود ما نظارت حین تولید را داریم؛ یعنی فرضا برای یک سریال، معاون سیما و مدیرتولید سیما نظارت ‌می‌کنند، ناظر کیفی هم توسط ما برای آن کار تعیین ‌می‌شود، یعنی کسی که تمام وقت خود را ‌می‌گذارد و هر روز سر ضبط برنامه ‌می‌رود، بازبینی به لحاظ محتوا و رعایت مسائل پخش به تعبیر ما و رعایت موارد شرعی به تعبیر شما، اگر نیاز به اصلاح باشد همان موقع اصلاحیه ‌می‌دهند. می‌خواهم بگویم که این چیزی که شما اشاره کردید در رسانه وجود دارد، منتهی ببینید که حجم وسیعی از کار در حال اتفاق افتادن است. شما ببینید در رادیو استانی ۱۸ ساعت برنامه پخش ‌می‌شود که در رادیو به دلیل ساختار خاص برنامه‌سازی، تکرار را به ندرت در آن مشاهده ‌می‌کنیم. یک نظارت جامعی در حال اتفاق است ولی شما نگاه کنید که در یک ماه ممکن است یک نقطه‌ای حرفی زده شده باشد که مطابق با عرف نبوده است یا جایی خدشه بر آن وارد بوده است. ما نمی‌گوییم که نمی‌شود کنترل کرد، اتفاقا ‌می‌شود کنترل کرد، نظارت قبل از تولید، حین تولید و حتی پس از تولید و قبل از پخش. در پخش هم یک بازبینی نهایی داریم و در رادیو نیز یک بازشنوایی نهایی داریم، آنجا باز یک کارشناسانی را گذاشته‌ایم تا بعد از بازشنوایی آنها اجازه‌ی پخش صادر شود؛ یعنی فیلتر‌های متعدد ارزیابی و نظارت از زمانی که ایده در اتاق فکر شکل گرفت، به عنوان یک ایده در اختیار تهیه کننده قرار گرفت، طرح آن نوشته شد و در جلسات طرح‌وبرنامه نوشته شد و چکش کاری شد و بعد تولید شد همراه با نظارت‌های حین تولید و درنهایت قبل از پخش یک بازبینی نهایی نیز اتفاق ‌می‌افتد. بعضی مواقع نکاتی را ناظر پخش می‌نویسد که مدیران نظر بدهند که بر اساس شرایط، اصلاحات اتفاق ‌می‌افتد یعنی به این سادگی نیست که یک مطلبی را تهیه کننده خودش تولید کند و روی آنتن بفرستد و مدیر هم هیچ اطلاعی نداشته باشد. البته من نمی‌خواهم بگویم که در صداوسیما تهیه‌کنندگان تأثیرگذار نیستند، چرا هستند، ولی در استان‌ها به دلیل وجود دوستانی که دغدغه دارند، وقت بیشتری گذاشته می‌شود. جذبی که در رابطه با عوامل صورت گرفته است، جذب سامان یافته‌ای بوده است و نیروهای خوبی جذب شده‌اند، در استان یک مقدار کار راحت‌تر است، حجم تولیدات کمتر است و بهتر ‌می‌شود هدایت و ساماندهی کرد ولی ممکن است در برخی شبکه‌ها مثل همین برنامه‌ی «کافه سؤال» که شما مثال ‌می‌زنید که من هم به آن انتقاد دارم، من هم یکی دو تا برنامه را که دیدم خیلی ناراحت بودم که چرا از خود مجری تا میهمان‌ها سؤال برانگیز است! به هر حال من خودم در شروع ورود به صداوسیما در شبکه‌ی دو بودم ولی آنجا کار من اداری و مالی بود (در حدود دو سال و نیم) و ‌می‌دیدم که برخی مواقع این مصداق وجود دارد که کار از دست مدیرگروه برنامه‌ساز و نه مدیر شبکه، خارج شده است و وقتی در جلسه‌ی ارزیابی ‌می‌آید با اصلاحات مواجه ‌می‌شود و گاهی هم کار از کار گذشته است!ولی می‌خواهم این را عرض کنم که جدیت خاصی در همه‌ی مدیران چه در مدیران رأس و چه در استان‌ها وجود دارد در جهت نظارت بر محتوا، نظارت بر ساختار مناسب و هنرمندانه (با توجه به امکانات و اعتباراتی که در اختیار رسانه است).

دوستان اشاره فرمودند که به نظر ‌می‌رسد در شبکه‌های استانی کیفیت تولیدات قابل مقایسه با تهران نیست و ضعف‌هایی وجود دارد یکی از دلایلش وجود امکانات و تجهیزات است و یکی هم فکر است. خودتان اشاره کردید نیروهای تأثیرگذار فرهنگی هم باید آستین بالا بزنند و کمک کنند، به هر حال یک رسانه است با این حجم از کار و با این انتظارات مخاطبان که ما به کمک همه‌ی عزیزان در همه‌ی رده‌های سنی و در جایگاه‌های مختلف نیاز داریم. دوستان کمک کنند، هیچ گاه رسانه دست رد به سینه‌ی دوستان نمی‌زند و از طرح‌های دوستان جوان حوزه و دانشگاه استقبال ‌می‌کند.

اشاره ‌می‌کنند که خوب ما برویم سراغ دوستان، باور کنید که خیلی جاها ما ‌می‌رویم، ابتدا هم در حرف‌ها و صحبت‌ها ‌می‌گویند هستیم و کمک ‌می‌کنیم ولی وقتی که دعوت ‌می‌کنیم که چی شد و به کجا رسید؟ با یک پاسخی کار محول به آینده ‌می‌شود و همکاری اتفاق نمی‌افتد، به هر حال دوستان باید مطالعه کنند و سرمایه‌گذاری کنند و ما هم استقبال ‌می‌کنیم و سعی ‌می‌کنیم آن هزینه‌هایی که بر عزیزان تحمیل ‌می‌شود را به نحوی جبران کنیم ولی این مسئله از دو طرف ‌می‌بایست اتفاق بیفتد. متولی آموزش در جامعه فقط رسانه نیست، آموزش و پرورش و دانشگاه و حوزه‌های علمیه هم هستند، رسانه‌ی ملی یکی از جاهایی است که در بحث فرهنگ عمو‌می فعال است و البته بُرد بیشتری دارد و در همه‌ی خانه‌ها هست. رسانه‌های مکتوب را هم چه در استان و چه در کشور ملاحظه کنید که چقدر بر فرهنگ مصرف که شما اشاره ‌می‌کنید، تأثیر دارند. دانشگاه چه ‌می‌کند؟ آیا دانشگاه به رسالت‌های خود عمل ‌می‌کند؟ حوزه چه ‌می‌کند؟ آیا حوزه به رسالت‌های خود در ترویج فرهنگ دینی و فرهنگ تشیع چقدر کمک کرده است و چقدر از رسانه استفاده کرده‌اند برای انتقال آنچه که لازم است…

{سیدعلی موسوی}: الآن بحث ما در مورد صداوسیما است و سؤال این است که صداوسیما چه کرده است؟…

{آقای صالحی}: اجازه بدهید، شما حرف‌هایتان را زدید، سؤالتان را هم گفتید، تحلیلتان را هم کردید، قضاوت هم کردید، این حق را به ما بدهید که ما هم حرف‌هایمان را بزنیم. من نمی‌خواهم بگویم که ما مسئول نیستیم، بلکه ‌می‌خواهم بگویم که در امر آموزش و ترویج فرهنگ، دستگاه‌های متولی فرهنگی همه مسئول هستند و هر کدام سهمی دارند، رسانه هم سهمی دارد و برد بیشتری دارد. منتهی رسانه زمینه را فراهم ‌می‌کند تا بقیه‌ی نهاد‌های مسئول بیایند و استفاده کنند. چرا کمک نمی‌کنند؟ چرا نمی‌آیند؟ البته همکاری هم داریم. این که ما ‌می‌گوییم در اتاق فکر ما فلان استاد دانشگاه و حوزه‌ی علمیه ‌می‌آید و یا در برنامه‌ها به عنوان کارشناس مذهبی دعوت ‌می‌شوند و حضور پیدا ‌می‌کنند، این همکاری است منتهی اینها مواردی است که خود ما به سراغ دوستان ‌می‌رویم، شما به عنوان یک مدرسه‌ی علمیه بنشینید دور هم در کارگروه رسانه و به ما طرح پیشنهاد کنید و بعد بیایید برای عملی شدن آن، دور هم بنشینیم و صحبت کنیم. همه‌ی ما بچه مسلمانیم، من یک بچه شیعه هستم و همه‌ی بچه‌هایی که در مرکز اصفهان کار ‌می‌کنند متدین و مسلمانند، دغدغه‌ی دینی دارند، دغدغه‌ی انقلاب دارند، دغدغه‌ی فرهنگ شیعی را دارند، منتهی کمک فکری ‌می‌خواهند، کمک باید بشود، بالاخره ۱۸ ساعت رادیو و ۲۴ ساعت تلویزیون، مدام محتوا و تنوع هنری و محتوایی نیاز دارد و تنوع فکر هم می‌خواهد. همه کمک کنند تا از این رسانه بتوانیم خیلی حرف‌ها را با مردم بزنیم. این یک مختصری درباره مطالب شما بود…

{امیر فرهنگ دوست}: یک لحظه اگر اجازه دهید…

{آقای صالحی}: در این صورت نمی‌رسیم به بقیه‌ی مطالبی که شما گفتید، اگر وقت تمام شد اعتراضی نکنید…

{امیر فرهنگ دوست}: با همه‌ی نظارت‌هایی که شما داشته‌اید ولی الآن ما بازخورد آن را در جامعه به چه صورت ‌می‌بینیم؟ به نظر شما بازخورد آن همان چیزی است که ما می‌خواستیم؟ الآن ما با جامعه‌ای مواجه هستیم که مأیوس است و به قول معروف پرتوقع است…

{آقای صالحی}: من این حرف شما را اصلا قبول ندارم و این نظر شماست. ببینید، مأیوس بودن یک جامعه آن را به بی‌تفاوتی و به مقابله ‌می‌کشاند، اینطوری نیست، جامعه‌ی ما جامعه‌ی بانشاط و امیدواری است، ما این را قبول نداریم، من به عنوان فردی که ۵۰ سال است با این مردم و در این اجتماع زندگی ‌می‌کنم، چنین چیزی نمی‌بینم، این تعابیر شماست، ما ‌می‌گوییم انتظارات و مطالبات، ببینید هر چه که امکانات در یک جامعه بیشتر ‌می‌شود انتظارات هم برای رفاه بیشتر است، آیا اگر یک جامعه‌ای بخواهد راحت زندگی کند، این خلاف دین است؟ خلاف مذهب است؟ ‌می‌گوید امروز که همه‌ی امکانات رفاهی فراهم است چرا جمهوری اسلا‌می برای همه‌ی مردم فراهم نکند؟ اگر مردم تمایل داشته باشند از مواهب الهی استفاده بکنند…

{آقای قائلی}: فکر ‌می‌کنم جلسه تبدیل به جلسه‌ی حوزوی شد…

{آقای صالحی}: این بحث‌ها بایستی در حوزه اتفاق بیفتد، ان‌شاءلله ما باید بیاییم حوزه و در آنجا طرح سؤال کنیم و شماها به ما جواب دهید، شما بیایید کمک کنید تا ما دین را به آن نحوی که مطلوب است از طریق رسانه‌ها برای مردم مطرح کنیم که این برداشت‌ها از دین اتفاق نیفتد. بسیار خوب، تقریبا من سؤال اول شما را در مورد پرکردن آنتن به چه قیمتی و چه کسی این کار را انجام ‌می‌دهد پاسخ دادم و اشاره کردم که نظارت وجود دارد، منتهی بالاخره اشتباهات و عدم کنترل هم جایی اتفاق ‌می‌افتد، برنامه‌ای روی آنتن ‌می‌رود، تلفن‌هایی زده ‌می‌شود و نظرهایی داده ‌می‌شود، اصلاحات در همان برنامه و یا برنامه‌های بعدی انجام ‌می‌شود، گاهی وقت‌ها یک کارشناسی تلفنی تذکر داده است و ما خواسته‌ایم همان جا و در همان برنامه این اصلاح اتفاق بیفتد. به هر حال نیروهایی که در رسانه مشغول به کار هستند از همین جامعه هستند، همین جامعه‌ای که همه‌ی ما داریم در آن زندگی ‌می‌کنیم. دانشکده‌ی صداوسیما نیز مشغول تربیت نیرو است. من خودم به عنوان کسی که ۱۸ سال است در سازمان مشغول به کار است، فارغ التحصیل دانشگاه اصفهان هستم و در دانشکده درس نخوانده‌ام ولی به برخی از خروجی‌های دانشکده انتقاد دارم، به نحوه فکر و عملکرد و دیدگاه برخی از آنها، حالا چون فرآیند مدیریت آنجا با ما نیست ولی ما در جلساتی که داریم این انتقاد‌ها را مطرح ‌می‌کنیم. من غیر از آن مقطعی در سال‌های ۷۴ تا ۷۶ که در تهران بودم، یک مقطع دیگری بین سال‌های ۸۴ تا ۸۷ هم تهران در امور ستادی مشغول بودم و اتفاقا یکی از مباحثی که مطرح بود، بحث تربیت نیروی انسانی و کادر متخصص بود. آنجا اشکالات زیادی را درباره‌ی نحوه‌ی تربیت نیرو در دانشکده مطرح کردیم، یکی از اشکالاتی که وجود دارد این است که دانشکده نیروها را از سراسر کشور ‌می‌گیرد ولی نیرو پس از فارغ التحصیلی در تهران ‌می‌ماند، خیلی از مواقع بعد از اینکه از دانشکده بیرون ‌می‌آیند حاضر نیستند بیایند در مراکز کار کنند. سعی ‌می‌شود نیروهایی برای رسانه جذب شوند که معتقد به ارزش‌های دینی و توانمند باشند، اهل تحقیق و مطالعه باشند، اما در دانشکده بیشتر آموزش فنی در ارتباط با تولید داده ‌می‌شود و کمتر بحث محتوا مطرح است، بالاخره آموزش‌های ضمن خدمت، آموزش‌های حین کار و نظارتی که بر کار کارکنان اتفاق ‌می‌افتد، اوقاتی که در اختیار دوستان برای مطالعه قرار ‌می‌گیرد و در هر مرکزی کتابخانه‌ای ایجاد شده است، مشاوره‌هایی که برای برنامه‌ها پیش‌بینی ‌می‌شود، هیچ کدام از ما در رسانه داعیه این را نداریم که ‌می‌توانیم محتوایی را که به مردم ‌می‌دهیم محتوای دقیقی باشد، نه، برای تولید محتوا به تما‌می نیروهای فرهنگی در سطح استان و کشور متکی هستیم.

در ابتدای راه هستیم

دوستان به جایگاه صداوسیما در دنیا اشاره کردند. ما هم معتقدیم که صداوسیمای ما پاک‌ترین و سالم‌ترین رسانه‌ی دنیاست، اما ما هم معتقدیم که با ایده‌آل‌های خودمان فاصله داریم، همچنان در اول راه هستیم، در بحث نظام‌سازی و تربیت نیرو در اول راه هستیم، در بحث رسانه در ابتدای راه هستیم. بالاخره ما امروز از تکنولوژی‌های وارداتی کشورهای دیگر استفاده ‌می‌کنیم، در حوزه‌های فنی و تخصصی در حال تلاش هستیم، پیشنهاداتی داده شده است که در مناطق مختلف شعباتی از دانشکده زده شود، الآن در قم شعبه‌ای از دانشکده‌ی صداوسیما وجود دارد که دوستان خودتان از طلاب در آنجا در عرصه‌ی تولید و تهیه‌کنندگی فارغ‌التحصیل ‌می‌شوند و الآن در رده‌های مدیریتی مشغول به کار هستند و هم به عنوان تهیه‌کننده و کارگردان در جاهای مختلف رسانه مشغول به کار هستند. تلاش و همت برای کادرسازی در عرصه‌ی «مدیریت رسانه» و تربیت نیروی انسانی در جاهای مختلف دارد اتفاق ‌می‌افتد ولی کافی نیست و باید همه‌ی مراکز ازجمله آموزش و پرورش و حوزه برای تأمین نیروی مورد نیاز رسانه کمک کنند. من یک سؤال می‌پرسم، علت تحریم شبکه‌های ما روی ماهواره‌ها چیست؟ آیا این به معنی تأثیرگذاری رسانه‌های ما نیست؟ آیا آن‌ها نگران شبکه‌های ما هستند یا نیستند؟ این خودش یکی از دلایل توفیق رسانه‌ی ملی است، ما نمی‌خواهیم به این مقدار بسنده کنیم ولی چِشم باز کنیم و حقایق را هم ببینیم که همان دنیایی که دم از آزادی و گردش اطلاعات ‌می‌زند، ‌می‌آید و شبکه‌های ما را از روی ماهواره‌ها قطع ‌می‌کند و امکان پخش به آن نمی‌دهد، چرا؟ قطعا ما تأثیرگذار هستیم در دنیا و در داخل کشور هم تأثیرگذاریم. من نمی‌خواهم بگویم مردم فقط با تبلیغ ما ‌می‌آیند در راهپیمایی ۲۲ بهمن، مردم انگیزه‌ی دینی و انقلابی دارند ولی نشانه‌ی تأثیرگذاری ما نیز هست. چگونه است این همه تبلیغ برای عدم حضور مردم در انتخابات ‌می‌شود ولی شما ‌می‌بینید در یک کشوری با این همه مشکلات و فضای تحریم سنگین، ۷۳% واجدین شرایط به پای صندوق‌های رأی ‌می‌آیند؟ این نشاط مردم و امیدواری آن‌ها را ‌می‌رساند و نشان ‌می‌دهد مردم عاشق نظام و راهی هستند که به آن وارد شده‌اند، این نشانه‌ی تأثیرگذاری رسانه‌ها و از جمله رسانه ملی در داخل و خارج از کشور است؛ لذا یک مقدار واقعی‌تر به مسائل نگاه کنیم. منتهی ما هیچ‌کدام خود را بی‌نقص نمی‌دانیم و همواره دست نیاز ما به سمت همه‌ی عزیزانی است که ‌می‌توانند به رسانه کمک کنند. البته بحث خجالت که دوستان مطرح کردند، اصلا اینگونه نیست، ما آموزه‌های دینی و طرح آن را جزء باورهای خود ‌می‌دانیم، خودمان معتقد به این باورها و آموزه‌ها هستیم لذا هیچ ابایی از طرح آن در رسانه نداریم اصلا و ابدا، در ارتباط با بحث ولایت فقیه هیچ نگرانی‌ای، خجالتی، ترسی از اینکه کسی بپذیرد یا نپذیرد اصلا نداریم. ما ولی فقیه را نماینده‌ی امام زمان (عج) ‌می‌دانیم، ما معتقد به ۱۲ امام هستیم، این‌ها را داریم تلاش ‌می‌کنیم در جهت ترویج و تعمیق آن، چرا باید خجالت بکشیم؟ جامعه‌ای که این همه شهید ‌می‌دهد برای دفاع از اعتقادات خودش، بسیاری از همکاران ما که در رسانه هستند از رزمندگان دوران دفاع مقدس هستند، از مدیرکل تا رده‌های برنامه‌ساز، جانبازان در اینجا مشغول کار هستند، فرزندان شهدا در این سیستم مشغول به کار هستند، این‌ها جزء اعتقادات آن‌هاست و پدران خود را برای این اعتقادات داده‌اند، هرگز خجالت نمی‌کشند برای طرح این مباحث…

{علی موسوی}: ظهور و بروز این مباحث در برنامه‌ها چگونه است؟ …

{آقای صالحی}: ممکن است کاستی‌هایی در برنامه‌ها وجود داشته باشد …

{موسوی}: ما اصلا به نیروها و کادر صداوسیما هیچ ایرادی نداریم، من می‌خواهم بگویم خروجی این سیستم در برنامه‌ها چه بوده است؟ …

{صالحی}: ببینید در خروجی برنامه‌ها هم قضاوت‌ها متفاوت است، باید بنشینید، ممکن است بگویید که این بحثی که در فلان برنامه شد بهتر از این ‌می‌توانست اتفاق بیفتد، ممکن است شما بگویید این چیزی که گفته شد اصلا خلاف واقع است، باید مصادیق اینها را استخراج کنیم و اصلاح کنیم، ما منکر نیستیم اما همه‌ی تلاش‌ها در جهت این است که فرهنگ دینی در جهات مختلف ترویج پیدا کند و تعمیق بشود…

{موسوی}: ببینید ترویج دین فقط نباید ترویج تکلمی باشد. من از شما سؤال ‌می‌کنم در برنامه‌های شبکه‌ی اصفهان ترویج دین چه میزان به صورت هنری و غیرمستقیم صورت گرفته است؟

{صالحی}: در همه‌ی برنامه‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم به نوعی آموزه‌ها وجود دارد…

{موسوی}: چرا در برنامه‌ها اشرافیت دیده ‌می‌شود؟

{آقای صالحی}: اشرافیت تعریف دارد، ما نمی‌گوییم که باید مروّج اشرافی‌گری باشیم ولی به هر حال یکسری واقعیت‌هایی در این جامعه وجود دارد، متناسب با آن واقعیت‌ها در قصه‌ی فیلم شخصیت‌های مختلف با زندگی‌های متفاوت، این‌ها واقعیت‌های این جامعه است، در برنامه‌های ترکیبی، فیلم‌ها و سریال‌ها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم آموزه‌های دینی در حال ترویج است.

{موسوی}: بیشتر زندگی‌ها، زندگی‌های بالاشهر تهران نشان داده ‌می‌شود…

{آقای صالحی}: حالا ما که در اینجا بالاشهر تهران نداریم، ممکن است در شبکه‌ی تهران چنین باشد، اما شما باید نهایت امر را ببینید، شما ببینید یک سریال تلویزیونی چه از شبکه‌ی اصفهان، چه سراسری، وقتی پخش ‌می‌شود از ابتدا تا انتهای آن را بررسی کنید بعد خودتان منصفانه قضاوت کنید که این صد تا نکته در این سریال مثلا سیزده قسمتی بود، کدام مروج کدام فکر بود و کدام یک غالب بود؟

{موسوی}: ما معیاری در حوزه داریم به نام معیار عُرف، حسّ عرف مهم است، به نظر شما حس عرف این است که الآن صداوسیما ساده‌زیستی را ترویج ‌می‌کند؟

{آقای صالحی}: ما در بررسی‌هایی که ‌می‌کنیم نتیجه همین است که ما هر دو را انجام ‌می‌دهیم منتهی هدفمند است، بیشتر آن سبکی را که مدّنظر اسلام و علما است، معمولا ما آن چیزی را دنبالش هستیم که جامعه‌ی اسلا‌می دنبال آن است.

{فرهنگ دوست}: شما فیلم‌ها را ببینید و در اکثر فیلم‌ها به من نشان دهید که یک آدم مذهبی به صورت شلخته، بیچاره و مریض در آن به نمایش درنیامده باشد، آدم‌های غیرمذهبی شیک و تر و تمیز هستند.

{آقای صالحی}: گاهی اوقات از این مسائل وجود دارد و ما هم خودمان منتقدیم، آنچه را ما در مرکز اصفهان عمل ‌می‌کنیم و خود من به عنوان کسی که معمولا در جلسات طرح‌وبرنامه‌ی صداوسیما حضور دارم، فوق‌العاده روی این مباحث حساس هستیم، شاهد ‌می‌گیریم که دغدغه‌ی ما این است که شخصیت‌های مذهبی در فیلم‌ها و سریال‌ها انسان‌های تمیز و روشن و با اخلاق باشند؛ منتهی گاهی اوقات این مسئله بر‌می‌گردد به برداشت اشتباه دوستان…

برچسب‌ها: , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق