سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۹
میانبرهای رسیدن به خدا!
 مجالس امام حسین (ع) مجالس انسان ساز   

خداوند چون می داند اکثر ما عُرضه ورود به این وادیهای صعب العبور را نداریم یک میانبرها و راه حل هایی قرار داده تا اینطور نباشد که اکثر مردم از مقام و شأن انسانی خود بی نصیب بمانند؛ مثلا حج عبادت بسیار غلیظ و عظیمی است اما همه امکان انجامش را ندارند اما...

ندای اصفهان- مهران آدرویش

انس با خدا، شاخصه انسان بودن انسان

انسان محل اجتماع تمام مراتب مخلوقات است؛ یعنی جماد هست، نبات هست، حیوان هست، فرشته هست و انسان هم هست. هر کدام از این مراتب آثار خاص خودشان را دارند؛ مثلا انسان از آن جهت که جماد است وزن دارد، فضا اشغال می کند، ابعاد دارد و … و چون نبات است تغذیه و تنمیه (نمو و رشد) دارد و چون حیوان است قوه وهم دارد، جغرافیای حرکتش وسیع تر از نبات است، ازدواج و مسکن و اجتماع دارد.

و چون فرشته است تعقل دارد. اما لازمه انسان بودن انسان همانطور که از اسمش معلوم است اُنس با خداوند و ورود به وادی محبت خداست. یعنی احساس شوق و شور و شعف و محبتی در درون خود نسبت به خدا داشته باشد و از بودن و راز و نیاز با خدا لذت ببرد. همچون ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین و برخی عرفا که با فرا رسیدن شب از شوق حضور خواب به چشمشان نمی آمد و تا صبح به عبادت خدا مشغول بودند و از این همه عبادت هرگز احساس خستگی نمی کردند.ارتباطی از روی محبت نه ترس از جهنم یا طمع به بهشت. و این مختص انسان است و به قول حافظ؛

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت/ عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد.

و به قول امام ره انسان فطرت دارد و اساس فطرت حب و بغض است و اگر ائمه اطهار علیهم السلام دین را چیزی جز حب و بغض ندانسته اند(هل الدین الا الحب و البغض)؛ چون اساس دین بر فطرت استوار است و اساس فطرت حب و بغض.

محبت در قرآن، روایات و کلام عرفا

در قرآن کریم نیز از وادی محبت سخن زیاد به میان آمده؛ مثلا قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ و َاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ؛ (اى پیامبر!) بگو: اگر خداوند را دوست مى‌دارید، پس مرا پیروى کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بر شما ببخشد و خداوند بسیار بخشنده ومهربان است(آل عمران/ ۳۱)

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ؛و (خداوند) میان دلهاى آنان (مؤمنان) الفت داد، اگر تو همه‌ى آنچه را در زمین است خرج مى‌کردى، نمى‌توانستى میان قلوبشان محبّت و الفت پدید آورى، ولى خداوند میان آنان پیوند داد، چرا که او شکست‌ناپذیر و حکیم است(انفال/ ۶۳)

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ؛ و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرّق نروید، و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می‌کند، باشد که هدایت شوید. (آل عمران ۱۰۳)

و آیات بسیار دیگری مثل؛ اشد حبا لله، قالت الیهود و النصاری نحن ابناء الله و احباؤه، یا ایها الذین امنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه، حَبَّبَ الیکم الایمان، ان الله یحب: التوابین، المتطهرین، المتقین، المحسنین، الصابرین، المتوکلین، المتقین، و…

و الله لا یحب: الکافرین، الظالمین، کل خوان اثیم، مختالا فخورا، المقسطین، المعتدین، المسرفین، الخائنین، المستکبرین، المفسدین،…

و اساس دنیا پرستی را نیز حب مال و حب دنیا تشکیل می دهد: کلا بل تحبون العاجله، و تحبون المال حبا جما، و انه لحب الخیر لشدید،…

و در روایت نیز از محبت بسیار سخن به میان آمده مثلا؛ “هل الدین الا الحب و البغض”،” انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم”، “فاطمه سلام الله علیها: حُبِّبَ إلی مِن دُنیاکُم ثَلاثٌ: تِلاوَهٌ کِتابِ‌اللهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ‌اللهِ”، و الإنفاقُ فی سَبیلِ‌اللهِ”. “فاطمه سلام الله علیها: سعید کل سعید مَن اَحَبَّ عَلِیَّا فی الدُّنیا و الاخره”. “قال رسول الله: حُبُّ علی ایمان و بُغضُهُ کُفر”. “قال الصادق ع: ان الله اَدَّب نبیَّهُ عَلَی مَحَبَّتِهِ فَقَال انک عَلی خُلق عَظیم”. “علی علیه السلام: خداوند ستونهای اسلام را بر محبت خویش قرار داد”.”پیامبر اکرم صل الله علیه و آله: محبت خدا بنیاد من است”.”امام علی: بوسیدن برادر ایمانی دین است”.”پیامبر اکرم: کسی که الفت ندارد خیری در او نیست” و…

و در کلام عرفا نیز از محبت سخن بسیار است از جمله: شیخ رجبعلی خیاط ره می گوید: “محبت به خدا آخرین منزل بندگی است”. “محبت به خدا، میزان ارزش اعمال است”.”تا انسان معرفت شهودی پیدا نکند عاشق خدا نمی شود و لازمه معرفت شهودی ترک حب دنیاست”. “برای محبت خدا در دل تا چهل شب، هزار صلوات بفرستید”.”محبت تو را به حقایق هستی و باطن عالم مَحرم می کند”.”آفت محبت خدا، محبت دنیاست” و…

آنچه محبت می آورد

بنا بر تحقیق در روایات آنچه محبت خدا می آورد عبارت است از: دینداری، فروتنی، بخشندگی، بریدن از همه چیز و دل بستن به آنچه نزد خداست، معرفت، طهارت، انس، انفاق، قران خواندن، خشرویی، محبت به فقرا،کسی که به خشم آید اما بخاطر خدا کظم غیظ کند، پاکدلی، راستگویی، وفاداری، انجام واجبات و مستحبات، بیرون کردن محبت دنیا از دل، ذکر محبتها و نعمتهای الهی، محبت به محبان اهل بیت، خدمت به خلق، گذشت از بندگان خدا، اخلاص، حضور قلب در نماز، ایثار، سکوت، حسن ظن، پرهیز از مال حرام بخصوص در عین قدرت بر کسب آن، خرد دیدن دنیا و بزرگ دیدن آخرت، اظهار دوستی، یاد خدا، پرهیز از عالمان دنیا طلب، هدیه، انصاف، توبه، احسان، عدالت، طهارت، صبر، توکل، انفاق، نماز شب، محبت به دیگران به خاطر خدا و…

نشانه و پاداش محبت 

نشانه محبت خدا خو گرفتن به ذکر محبوب و ترجیح محبت او به هر چیز و شب زنده داری است و پاداش محبان خدا زیارت خود خداست کما اینکه در حدیث قدسی خداوند فرمود:

یا داود ذکری للذاکرین و جنتی للمطیعین و زیارتی للمشتاقین(بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۴۰٫). و قال امیرالمومنین علیه السلام: انَّ للّهِ تَعالى شَراباً لِأَوْلِیائِهِ، إِذا شَرِبُوا سَکِرُوا، وَإِذا سَکِرُوا طَرِبُوا، وَإِذا طَرِبُوا طابُوا، وَإِذا طابُوا ذابُوا، وَإِذا ذابُوا خَلَصُوا، وَإِذا خَلَصُوا طَلَبُوا، وَإِذا طَلَبُوا وَجَدُوا، وَإِذا وَجَدُوا وَصَلُوا، وَإِذا وَصَلُوا اتَّصَلُوا، وَإِذا اتَّصَلُوا لا فَرْقَ بَیْنَهُمْ‏ وَبَیْنَ حَبِیبِهِمْ‏؛
براى وجود مقدّس حضرت حق شرابى است مخصوص اولیایش، چون بنوشند مست شوند و چون مست گردند به نشاط آیند و چون به نشاط آراسته شوند پاکیزه گردند و چون پاکیزه شوند ذوب گردند و چون ذوب گردند از تمام شوائب خالص شوند و چون خالص شوند عاشقانه در طلب آیند و چون بطلبند بیابند و چون بیابند واصل گردند و چون واصل گردند متّصل شوند و چون متّصل شوند بین آنان و محبوبشان فرقى نماند. (جامع الاسرار و منبع الأنوار: ۲۰۵؛ نقد النقود: ۶۷۶؛ قرّه العیون، مادّه (نور)؛ کلمات مکنونه: ۳۵)

ملاک حلیت و حرمت

پس می بینید که از نظر قرآن و روایات پایه ایمان، احکام (انجام و حلیت خوبی ها و ترک و حرمت بدیها)، اخلاق، انحرافات، هدایت و درجات ایمان، وعده و وعیدها، تشویق ها و تهدیدها، ملاک دوستی ها و دشمنی ها، فلسفه آفرینش و .. همه حول محور حب می چرخد؛ ان الله یحب و ان الله لایحب، حب الله و حب الدنیا. هر چه این حب را تقویت کند تشویق و هر چه حب الله را بهم بزند تحریم و تقبیح می شود.

اهمیت حب

محبت به قدری ارزشمند است که پاداش و مزد رسول اکرم صل الله علیه و آله محبت به قربای آن حضرت قرار داده شده است(قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی). بلکه اساسا حُب، پایه آفرینش است (کنت کنزاً مخفیاً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی أعرف؛ من گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس خلق را خلق کردم).

مقام محبت

در ورود به وادی محبت و مقام خلیل اللهی، بسیار سخت گیری می کنند و به این راحتی کسی را در مقام خُلَّت و محبت راه نمی دهند. مقام ودود، مقام شیخ الانبیا ابراهیم علیه السلام است(قال لا احب الافلین). او که برای شنیدن نام محبوبش حاضر بود تمام اموالش را بدهد و بلکه خود را عبد گوینده ی نام محبوبش کند.

مقام محبت و سیر و سلوک حُبِّی، سیره عرفانی فاطمه زهرا سلام الله علیها است؛ لذا وقتی رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود: جبرییل از سوی خدا سلامت می رساند و می فرماید هر چه از خدا بخواهی مستجاب است جز خلوت با خدا را خواستار نشد (شغلنى عن مسئلته لذّه خدمته، لا حاجه لى غیر النظر الى وجهه الکریم فى دار السلام/ نهج الحیاه، فرهنگ سخنان فاطمه علیها السلام، محمد دشتی، ص ۹۹، ح ۵۶٫)

مقام محبت مقامی است که خواب را از چشمها می رباید. لذا خداوند فرمود: دروغ گفته کسی که از محبت من دم می زند و شب تا صبح مثل یک جنازه در رختخوابش افتاده(قم اللیل الا قلیلا)

این آن مقامی است که انسان باید به آن برسد. و الا مهربان بودن و کمک در امور خانه و ایثار و رحم و وفاداری و نجابت و حیا و… اینها صفاتی است که حتی در حیوانات هم دیده می شود. یعنی اگر کسی متخلق به اخلاق باشد این تازه “حیوان خوبی” است نه انسان خوبی.

امام حسین علیه السلام باب محبت الهی

اما خداوند چون می داند اکثر ما عُرضه ورود به این وادیهای صعب العبور را نداریم یک میانبرها و راه حل هایی قرار داده تا اینطور نباشد که اکثر مردم از مقام و شان انسانی خود بی نصیب بمانند؛ مثلا حج عبادت بسیار غلیظ و عظیمی است اما همه امکان انجامش را ندارند لذا در روایت است که: زیارت امام رضا علیه السلام حج فقراست (بلکه زیارت آن حضرت ۷۰ حج و ۷۰۰ حج و ۷۰۰۰ حج و ۷۰۰۰۰ حج مقبول محسوب شده).

برای ورود به وادی محبت هم فکری برداشته و فرموده: اِنَّ لِقتلِ الحُسین حَرَارَه فِی قُلُوِبِ المُومِنین لا تَبرَدُ اَبَدا. و زیارت امام حسین را زیارت خود در فوق عرش دانسته(عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ  بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ)؛ یعنی خداوند متعال به ما بیچارگان تخفیف داده و کانّه فرموده حالا که نمی توانید مستقیم وارد وادی عشق بازی با من بشوید از طریق عشق ورزیدن به انسانهای کامل با من ارتباط بگیرید.

بعد خدا دید که اکثر ما عرضه این کار را هم نداریم؛ ما را چه به عشق ورزیدن به انسان کامل. عشق ورزیدن سنخیت می طلبد. شأن و لیاقت امثال من در حد درک و دوست داشتن یا غم و غصه خوردن نسبت به امور پست و ناچیز دنیوی است. اینهاست که احساسات و شادی و غم و قلب ما را مخاطب خود قرار می دهد و مُدرَک ما قرار می گیرند.

پس برای هدایت ما به وادی عشق، از اولیاء خود خواست تا وارد “وادی بلا” شوند تا زمینه برای ورود به وادی غلیان عواطف و محبت سهل تر شود. پس حضرت امیر، فاطمه زهراء، امام حسن سلام الله علیهم وارد وادی بلا شدند اما باز هم آنطور که بایسته بود آبی از ما داغ نشد. تا این که اباعبدالله و ۱۸ نفر از خاندان او (که بر روی زمین نظیری نداشتند) را وارد وادی بلا نمود و باز هم مساعدت کرد و لطف کرد و محبتی و شوری و حرارتی و عشقی از اباعبدالله را با دست خود در قلوب مومنین گذاشت (حَبَّبَ اِلَیکُم الایمان؛ ای محبت اباعبدالله) تا از طریق او وارد وادی عشق شوند و ما نیز از این وادی که “شاخصه انسان” است حضی و بهره ای ببریم و بی نصیب و ناکام از دنیا نرویم. و چقدر باید این نعمت عظما را قدر بدانیم و در تقویت آن با تقوا و توسّل بکوشیم.

و به قول استاد سید محمّدمهدی میرباقری: “ابتلائات معصومین علیهم السلام هم ترفیع درجه برای خودشان است، هم وسیله شفاعت و هدایت قلوب و دستگیری دیگران؛ بلایی که انسان‌ها تحمل می‌کنند معمولا مُطهِّرشان است ولی بلای معصومین آن قدر ظرفیت دارد که هم برای معصوم “ترفیع درجه” می‌آورد و هم دیگران را “پاک” می‌کند؛ مثل حضرت یوسف صدیق که با تحمل رنج و بلایی که کشید هم خودش ترفیع درجه پیدا کرد و نبی شد، هم کل مصر را از فقر و کفر نجات داد. ابتلائات معصومین هم “ترفیع درجه” برای خودشان است هم وسیله “شفاعت و هدایت قلوب” و دستگیری دیگران است.

نبی اکرم نیز با بلای سید الشهدا قلوب را از شیطان نجات می‌دهند و به طهارت می‌رسانند. این خاصیت بلای اولیای خدا است(محرم ۱۴‌۳۵).

در مقام بلا، یک ولی‌ای بلا می‌کشد و یک جامعه‌ای نجات پیدا می‌کند؛ مثل یوسف صدیق که صبر کرد و به طفیل برکت او مردم مصر نجات پیدا کردند و موحد شدند. در مقام توکل هم همینطور است. خیلی جاها ولیّ خدا توکل می‌کند، خدای متعال یک تاریخ، یک جامعه و امت را از بن‌بست نجات می‌دهد. به تعبیر دیگر، تقوای او سرچشمه تقوای جامعه است و جامعه به تبع او متقی می‌شوند. اگر او بترسد، مردم می‌ترسند، اگر او بایستد، مردم می‌ایستند، مثل ایستادگی جناب ابراهیم خلیل در میان یک جمعیتی که بت می‌پرستیدند.

بلای عاشورا هزینه پیروزی جبهه تاریخی حق بر جبهه تاریخی باطل است. بلای اولیای الهی، موتور محرک تاریخ به‌سمت ولایت الهیه است و تمام حقائق از گودی قتلگاه تجلی می‌کند و هر کسی که بخواهد رشد کند باید به گودی قتلگاه برود و از آنجا رشد کند. حتی ابراهیم خلیل، آن‌هم در آخرین مراحل سیر، به گودی قتلگاه برده می‌شود.”.

خلاصه خود خدا برای امام حسین یک محبتی رایگان و مجانی در قلبهای مومنین انداخته (حَبَّبَ الیکم الایمان وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ؛ خدا مقام ایمان را (ائمه اطهار) محبوب شما گردانید و در دلهاتان نیکو بیاراست و کفر (اولی) و فسق(دومی) و معصیت(سومی) را زشت و منفور در نظرتان ساخت. اینان به حقیقت اهل صواب و هدایتند) و محبت به امام حسین را محبت به خود دانست(“اَحَبَّ اللهُ مَن اَحَبَّ حُسینا”؛ خدا دوست دارد کسی را که حسین را دوست دارد) تا مومنین از مقام شایسته و بایسته انسان محروم نمانند.

و لذا ما از این جهت خیلی مدیون امام حسین علیه السلام هستیم. ما بهره مندی از مقام آدمیت خود را مدیون امام حسین هستیم. و مجالس امام حسین مجالس انسان ساز است. مجالس انس و تقرب به خدا محسوب می شود (انی اتقرب الی الله بحبکم و بقربکم). کما اینکه خود حضرت فرمود:

مَنْ کانَ باذِلا فینا مُهْجَتَهُ، وَ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِ اللّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فَاِنَّنِی راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالى». هر کس آماده است خون خود را در راه ما نثار کند و خود را آماده لقاى خداوند سازد، با ما رهسپار شود، چرا که من ـ به خواست خداوند ـ فردا صبح حرکت خواهم کرد (لهوف ص ۱۲۶).

پس این مجالس را قدر بدانیم و بدانیم که حض و بهره ما از آدمیت در این مجالس تدارک شده است.

صلی الله علیک یا اباعبدالله.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز