پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۳۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۸
عهد خداوند در عالم میثاق...
 چهار شیوه هدایتی اهل بیت علیهم السلام   

هدف ائمه اطهار هدایت (یعنی؛ تقرب دادن، متصف کردن انسانها به اسماء و صفات الهی، تقوا و عامل بودن به دین خداوند است)؛ و این مهم را حداقل از چهار طریق انجام می دهند: «گفتگو»، «سیره و سنت»، «معجزات و کرامات» و «ورود به وادی بلا»

ندای اصفهان- مهران آدرویش

«گفتگو»، «سیره و سنت»، «معجزات و کرامات» و «ورود به وادی بلا»، چهار روش هدایتی اهل بیت علیهم السلام است.

هدف ائمه اطهار علیهم السلام هدایت (یعنی؛ تقرب دادن، متصف کردن انسانها به اسماء و صفات الهی، تقوا و عامل بودن به دین خداوند است)؛ و این مهم را حداقل از چهار طریق انجام می دهند؛

الف. از طریق گفتگو؛ در این زمینه چند صد هزار روایت ارزشمند در تبیین عقائد حقه، اخلاق و احکام در حوزه های گوناگون در قالب حدیث، دعا، خطبه، نامه و… وارد شده است. این شیوه اغلب خواص جامعه را و بالتبع آنان مومنین را هادی است.

ب. از طریق سیره؛ یعنی از طریق عمل به آنچه که خود فرموده اند (کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ؛ مردم را با عملتان به دین خدا دعوت کنید نه با زبانتان) و تاثیر آن به مراتب از سخن بیشتر است (دو صد گفته چون نیم کردار نیست)؛ این طریق نمونه ها و مثل های بسیار دارد از جمله؛ شخصی از شام آمده بود و هر چه لایق خودش بود به امام حسن مجتبی علیه السلام گفت. اما حضرت در کمال آرامش او را به منزل خود دعوت نمود و این شخص شرمنده شد و از ارادتمندان علی و اولاد علی سلام الله علیهم اجمعین شد.

ج. از طریق کرامات؛ سینه های مردم (حتی غیر مسلمانان) گنجینه کرامات اهل بیت عصمت و طهارت است و کمتر کسی را می شود سراغ داشت که از عنایات آن سروران بی بهره مانده باشد. و قطعا منبع ایمان بیشتر مردم دریافت و دیدن همین کرامات است. این کرامات و الطاف حتی بعد از شهادت آن اعزه سلام الله علیهم نیز همچنان به قوت خویش باقی و گره گشاست و مردم پاسخ عنایات و محبت های آن سروران را با ادای نذر به نمایش می گذارند.

به عنوان نمونه؛ نویسنده این سطور می گوید: برای سخنرانی چند روزی به ماهان کرمان رفته بودم. شبها در حیاط خانه میزبان و زیر آسمان پر ستاره کرمان می نشستیم و چند کلمه ای گپ و گفت می کردیم. فراموش نمی کنم که صاحبخانه، هر وقت نام ابالفضل العباس سلام الله علیه را بر زبان می آورد، اشک در چشمانش حلقه می زد.

شبی از او پرسیدم قصه شما با ابالفضل چیست؟ او جوانی که در گوشه خانه مشغول کار بود را به من نشان داد و گفت: این جوان پسر بزرگ من است. وقتی بچه بود تصادف کرد و دکترها من را جواب کردند و گفتند تا صبح زنده نمی ماند. در حالی که باز هم چشمانش پر از اشک شده بود ادامه داد: من تا صبح بالای سر این بچه نشستم و به ابالفضل توسل کردم. وقتی صبح دکتر آمد و دید این بچه هنوز زنده است تعجب کرد. بچه را معاینه کرد و با تعجب گفت: نمی دانم باید چه بگویم و تو دیشب چه کرده ای! فقط می گویم این بچه هیچ مشکلی ندارد، می توانید او را ببرید… صل الله علیک یا ابالفضل العباس.

و. از طریق ورود به وادی بلا؛ ورود اهل بیت علیهم السلام و به خصوص اباعبدالله به وادی بلا عهدی بوده که خداوند متعال در “عالم میثاق” از آنان اخذ نموده؛ مثلا در زیارتنامه فاطمه کبری سلام الله علیها می خوانیم: یَا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَهً (یعنی سلام بر تو ای آزمایش شده، آن کس که تو را آفرید پیش از آن که تورا خلق کند آزمودت و تو در آن آزمایش بردبار و شکیبا بودی. و آن بزرگوار از ناحیه خدا مورد آزمایش و امتحان قرار گرفته است پیش از آنکه خلق بشود یعنی آن هنگامی که روح آن بانوی جلیله نوری از انوار بوده و خداوند او را سال ها پیش از آفریدن بدن مطهر اش آفرید و بر اساس روایات در اطراف عرش الهی جای داشت.)

ورود اهل بیت در وادی بلا، اوج عقیده مندی و یقین را نسبت به راهی که انتخاب نموده اند و به آن دعوت می کنند را نشان می دهد و این فداکاری، عواطف و احساسات و قلبهای مردم را متوجه آنها می کند و باب هدایت را به سوی کثیری از خلق خدا می گشاید.

در تقریر این مطلب (هدایت از طریق ورود آن سروران به بلا) باید بگویم عده ای با درک منطق کلام اهل بیت علیهم السلام هدایت می شوند. و عده دیگر وقتی پایبندی آنان را در عمل به گفته های خویش مشاهده می کنند به درستی راه آنان ایمان می آورند. عده ای دیگر وقتی مفید بودن ایمان به این راه را به واسطه رفع گرفتاریهایشان تجربه می کنند.

و عده ای نیز می خواهند ببینند که اهل بیت علیهم السلام تا کجا به درستی سخنان خود ایمان دارند و برای دفاع از آن تا کجا حاضر به فداکاری و دفاع از دین هستند؟ آنها نیز وقتی می بینند که اهل بیت در دفاع از دین خدا حتی حاضرند از اموال و جان و ناموس خود و عزیزانشان بگذرند، به درستی راه آنان و عقیده مند بودن آنها به دین خدا از بن جانشان، معتقد و هدایت می شوند.

تقریر دیگر اینکه اهل بیت می خواهند که ما به تمام دین معتقد باشیم و سخت ترین بخش دین امر به معروف و نهی از منکر ستمکاران است (تا آنجا که خود فرموده اند: تمام واجبات در برابر امر به معروف و نهی از منکر ظالمین نمی در برابر دریاست). امام حسین علیه السلام، با نهی از منکر طاغوت زمان خود و و ورود به وادی بلا و فدا کردن خود و عزیزانش الگو شد و راه را برای هدایت و ورود دیگران به این وادیِ سخت گشود.

این مساله آن قدر پراهمیت بود که خداوند در “عالم ذر” از امام حسین علیه السلام در انجام آن، اخذ میثاق کرد. لذا در هیآت مذهبی (که هدفی جز هدایت جامعه ندارند) نیمی از وقت مجلس صرف بیان احادیث، سیره، معجزات و کرامات می شود و نیم دیگر و بلکه بیشتر از آن صرف بیان مصائب سیدالشهدا می شود. از بس که این وادی در شور و تصفیه و جذب قلبها به راه راست موثر است.

ذکر روایتی در این باب؛

برخی در تحلیل ریشه های کربلا از زمان معاویه(علیه اللعنه) آغاز می کنند. و برخی قبل تر و در زمان رحلت رسول خدا صل الله علیه و آله ریشه یابی می کنند. اما برخی روایات ریشه این قصه را به قبل از خلقت و آزمایشی که در “عالم میثاق” شده بر می گرداند؛ روایت عجیب نجات بندگان در آخر الزمان و پیش قدم شدن امام حسین به قیمت شهادتش و اسارت اهل بیت.

عهد خداوند با امام حسین علیه السلام در عالم میثاق

هنگامی که خداوند از راه محبت، وجود و قابلیات مخلوقات را – به صورت ذرات – خلق فرمود، به آنها خطاب نمود که: ألست بربکم؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟». تمام آن ذرات بر حسب مراتب استعداد، زبان به «بلی» گشوده، و آنچه در مکنون داشتند ظاهر ساختند، و هر آنچه درخواست کردند به آنها عطا شد(و آتاکم من کل ما سألتموه)؛ «و هر چه درخواست نمودید به شما داده شد».

نخستین کسی که از روی حقیقت و پیش از همه ذرات در «بلی» سبقت گرفت، حقیقت محمدیه(صلی الله علیه و آله و سلم) بود؛ چه وی اولین خلق خدا بود، از این رو وجود مبارکش در آن عالم نیز پیش از همه، آن ندا را لبیک گفت. و لهذا این وجود مسعود در تمام عوالم غیب و شهود بر تمام مراتب موجود سبقت گرفت.
شخصی خدمتش عرض کرد: یا رسول الله، برای چه بر همه پیامبران تفضیل داده شدی، و حال آنکه در آخر همه مبعوث شدی؟ فرمود: برای آنکه در اجابت خدا بر همه سبقت گرفتم.

پس از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام ندای حق را «بلی»
گفت، و پس از آن سایر آل محمد علیهم السلام، بر حسب مراتب مقرره خودشان. سپس سایر خلق از ملائکه و جن و انس و دیگر موجودات…

در بعضی کتب است که چون محمد و آل محمد علیهم السلام در اجابت ندای حق بر همه خلق سبقت گرفتند، نور الهی همه ذرات وجودشان را فراگرفت و این نور در غیب و شهودشان درخشنده شد، آنگاه خداوند تمام خلق را تکلیف نمود که به جلالت و بزرگی ایشان تصدیق نمایند، کسانی که خبیث بودند چون این مقام و مرتبه را برای آل محمد علیهم السلام مشاهده کردند، بر آنها حسد بردند و عداوت آنها را در دل گرفتند، همانگونه که حضرت باقر علیه السلام در ذیل این آیه (أم یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله)؛

«آیا مردم حسد می برند به جهت آنچه خداوند از فضل خویش به ایشان عطا کرده» فرمود: سوگند بخدا، ما آن مردمی هستیم که درباره ی ما حسد بردند. در آن حال بواسطه این حسد و عداوت، ظلمت متراکم شد، و آن عالم را فراگرفت. در آن هنگام منادی حق ندا کرد: آیا کسی هست متصدی شود و این ظلمت را برطرف نماید، نه به قهر و غلبه بلکه به مظلومیت و مقهوریت؛ یعنی به شهادت کلیه؟

عرض کردند: خدایا، شهادت کلیه چیست؟ فرمود: دور شدن از وطن و تحمل بلایا و محن، و با لب تشنه کشته شدن، و فرزندان و برادران و یاران خود را کشته دیدن، و از دشمنان دشنام شنیدن و راضی شدن به غارت اموال و اسیری زن و فرزند و در بازارها در میان نامحرمان گرداندن، و توسط دشمنان سر در طشت طلا در مجلس شراب گذاشتن، و چوب خیزران بر او زدن، و تن دادن به کنیزی دختران، و کشیدن معجر از سر خواهران، و اطفال او از تشنگی مردن، و تیر بر حلقوم طفل شش ماهه خوردن، و دستهای بریده ی برادر دیدن، و فرق جوان شکافته مشاهده کردن، و ناله ی، العطش، العطش از کودکان شنیدن، و به دوازده ضربت سر او از عقب جدا گشتن و بوسیله دشمنان بدنش را برهنه کردن و در آفتاب انداختن و اسب بر آن تاختن.

چون اهل عرصه این تفسیر را شنیدند، بر خود لرزیدند و از قبول آن رمیدند، و خود را قابل تحمل آن ندیدند، همانگونه که فرموده: (انا عرضنا الأمانه علی السموات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها و أشفقن منها) ؛ «ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از حمل آن ابا نموده و از آن ترسیدند».
به روایت امام محمد تقی علیه السلام: جوابی عرض نکردند، دوباره به ایشان ندا شد، هیچکس جواب نداد، تا دفعه ی سوم که به ندای عظیمی خطاب شد که؛ کیست قبول کننده ی شهادت کلیه تا در روز قیامت لوای شفاعت کلیه بدستش دهم؟ حضرت أبی عبدالله الحسین علیه السلام عرض نمود: خداوندا من بار این امانت را می کشم و این کار را انجام می دهم… و به روایتی چون عرض کرد: من آنها را خریداری می کنم. ندا آمد؛ ای حسین! «بم تشتریهم و تشفعهم و تعتقهم من النار؟»؛ «به چه چیزی آنها را می خری، و آنان را شفاعت می کنی واز آتش آزاد می نمائی؟»

عرض کرد: به هر چیز که در نزد تو عزیزتر است، ندا آمد که هیچ چیز در نزد من از جان عزیزتر نیست. عرض کرد: جان می دهم و امت را می خرم.خطاب رسید: با جان، مردها را می خری، زنها را به چه می خری؟ عرض کرد: زنان و دختران خود را در راه تو می دهم تا آنها را اسیر کنند و در شهرها بگردانند.خطاب آمد: جوانان آنها را به چه می خری؟ عرض کرد: جوانان خود را می دهم تا در راه تو کشته شوند. ندا آمد: اطفال آنها را به چه می خری؟ عرض کرد: طفل شیر خواره ام را می دهم تا با لب تشنه تیر بر حلقومش زنند. پس حضرت رب الأرباب در این باره از آن جناب عهد و پیمان گرفت و این عهد در صحیفه نوشته شد.
سپس آن صحیفه به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داده شد تا امضاء نماید، چون پیامبر این عهدنامه را مطالعه فرمود، رنگش تغییر کرد و آثار حزن در چهره انورش ظاهر گردید و گریه شدیدی نمودند، و فرمودند: راضی شدم به آنچه خدا برای ما راضی است، و به این مصیبت صبر می نمایم، زیرا ترویج دین و شفاعت گناهکاران در آن است، آنگاه به خاتم مبارکش آن عهدنامه را مهر نمود در حالی که چشمانش اشکبار بود.

بعد از آن عهدنامه را برای پدر حضرت علی علیه السلام آوردند، او نیز گریست و فرمودند: «ما لی و لال أبی سفیان».«مرا با آل ابی سفیان چکار!». و فرمودند: راضی شدم به آنچه خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم به آن راضی شده اند، و آن صحیفه را امضاء نمود و به خاتم شریف مهر کرد.

هنگامیکه آن صحیفه را نزد مادرش حضرت فاطمه علیهاالسلام آوردند، و به مضمونش اطلاع یافت، گریه شدیدی نمود و بیهوش شد، و زمانی که به هوش آمد از دل پرسوز ناله ی «وا ولداه، واحسیناه» برکشید، و چون ملاحظه نمود که در عوض این مصیبت عظمی ترویج دین و شفاعت کبری است، فرمود: راضی شدم به آنچه خدا و پیامبر و علی به آن راضی شدند. آن صحیفه را نزد امام حسن علیه السلام آوردند، او نیز گریست و راضی شد و مهر کرد. پس تمام انبیاء و اوصیاء و ملائکه این صحیفه را مهر کردند و این مضمون را در دفتر ملکوتی ثبت نمودند. آنگاه منادی حق ندا کرد: ای مردم،
«هذا الحسین بن علی بن أبیطالب، هو حبیبی و ولیی و صفوتی و ودیعتی فیکم، أحبوه و أعزوه و لا تخالفوه و لا تنکروا علیه»؛ «این حسین فرزند علی بن أبیطالب است، او حبیب و ولی و برگزیده و امانت من در بین شماست، او را دوست بدارید و اکرام کنید و با او مخالفت نکنید و او را انکار ننمائید».

اول کسی که این ندا را اجابت کرد، محمد و آل محمد علیهم السلام بودند و پس از ایشان شیعیان و دوستان آنها بودند، و از اینجاست که فرمود: برای حسین در دلهای مؤمنین محبتی پوشیده است.

چون منافقین این منزلت بلند را برای حضرت حسین علیه السلام دیدند بر بغض و حسد و عداوتشان بیفزود و نتوانستند خودداری کنند و گفتند: آیا این تکلیف – یعنی محبت و اطاعت حسین علیه السلام – از روی جبر و اضطرار است، یا از روی میل و اختیار؟ خطاب رسید: ما کسی را به اضطرار تکلیف نمی کنیم. (فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر)؛ «هر کس خواست ایمان بیاورد و هر کس خواست کافر شود».

گفتند: ای پروردگار، چون چنین است رضا نمی دهیم که حسین بر ما حاکم و امیر باشد، بلکه اگر در اطاعت ما نیاید او را می کشیم، از این سخن ارکان وجود متزلزل شد و ملائکه و انبیاء و اولیاء گریستند، و هم و غم در دلها داخل گردید و سینه ها تنگ شد… [تذکره الشهداء : ۴ تا ۷، مجلس اول.]
و به قول مرحوم نیّر:

گفت حق، کای شافع خُرد و بزرگ

این شفاعت راست شرطی بس سترگ!

هر که در این ره فنا فی الله نشد

بر سریر جرم بخشی شه نشد!

بایدت در راه دین ای مقتدا

کرد جان بهر گنهکاران فدا!

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز