شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۸
حکایت اشک!
 نکاتی کوتاه، شنیدنی و مفید در باب نهضت عاشورا   

جالب است که بدانیم ازجمله کسانی که بر سید الشهداء(ع) اشک ریختند ابن سعد و کوفیان علیهم اللعنه بودند! اما این اشکها هیچ ارزشی نداشت؛ چون هیچ انقلاب درونی و دگردیسی در سیره و سبک زندگی را در پی نداشت. اشکی ارزشمند است که حامل ترکیبی از ارزشها باشد

ندای اصفهان- حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار

نهضت عاشورا فرمان مستقیم خدا بود

عـمـاد الدیـن ابـوجـعـفر محمد بن علی طوسی مـعـروف بـه ابـن حـمـزه در کـتـاب «الثاقب فی المناقب» آورده: جابر بن عبدالله انصاری گوید: چون حسین بن علی علیه السلام آهنگ رفتن بـه عـراق کـرد، نزد وی رفتم و گفتم: تو فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و یکی از دو سبط او هستی. من نظری جز این ندارم که تو نیز همانند برادرت حسن صلح کنی؛ چرا که او موفق و راه یافته بود.

فرمود: ای جابر برادرم این کار را به فرمان خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله کـرد. مـن نیز این کار را به فرمان خدا و پیامبرش صلی الله علیه و آله می کنم. آیـا دوست می داری که هم اینک رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی و برادرم حسن علیه السلام را برایت گواه بیاورم! بـنـاگـاه دیـدم کـه درهـای آسـمـان گـشـوده شـد و رسـول خـدا صلی الله علیه و آله، عـلی علیه السلام، حـسـن علیه السلام حـمـزه و جـعـفـر و زیـد فـرود آمـدنـد تـا بر زمین استقرار یافتند. من سرآسیمه و وحشت زده به سوی آنان دویدم! آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود:

«ای جابر آیا درباره کار حسن، پیش از حسین نگفتم که مؤمن نیستی مگر آنکه نسبت به امامان خویش تـسـلیـم بـاشـی و به کارشان اعتراض نکنی؟ آیا می خواهی که جـایـگـاه مـعـاویـه و جـایـگاه فرزندم حسین و جایگاه یزید ملعون را نـشانت دهم. گفتم: بلی، ای رسول خدا صلی الله علیه و آله.

آنگاه حضرت پایش را بـر زمـیـن زد زمین شکافت و دریایی پدیدار شد و شکافت. سپس پا بر زمین کوفت و همین طور شکافت تا هفت زمین و هفت دریا باز شد در زیر همه اینها آتش را دیدم درون آن آتش دیدم که ولید بن مغیره، ابـوجـهـل و مـعـاویـه سـرکـش و یزید در زنجیر بسته اند و دیگر شـیـاطـیـن سـرکـش نـیـز هـمـراهـشـان بـسـتـه انـد و از هـمـه اهل جهنم عذاب اینان بیشتر است.

سپس فرمود: سرت را بلند کن! مـن سـرم را بـلند کردم و دیدم که درهای آسمان باز است و بهشت در بـالای آن اسـت. آنـگـاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و همراهانش به آسمان بالا رفـتـنـد. چـون در هـوا قـرار گـرفت حسین علیه السلام را صدا زد و فرمود: فرزندم به من بپیوند. حسین علیه السلام به او پیوست و آن دو بالا رفتند تا در بالاترین جای بهشت قرار گرفتند. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله از آنجا به من نگریست و دست حسین را گرفت و فـرمـود: ای جـابـر، این فرزندم در اینجا با من است. پس تسلیم فرمان او باش و شک به دل راه مده تا مؤمن باشی. جابر گوید: چـشـمـانـم کـور بـاد اگـر آنـچـه را کـه از رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتم ندیده باشم. (الثاقب فی المناقب، ص ۳۲۳، حدیث ۲۶۶؛ مدینه العاجز، ج۳، ص ۴۸۸؛ نفس المهموم، ص ۷۷)

ابـن رسـتم طبری از ابومحمد سفیان بن وکیع، از پدرش وکیع، از اعـمـش نـقـل کـرد کـه گفت: «ابومحمد واقدی و زراره بن جلح به من گفتند: سه شب پیش از آنکه حسین بن علی علیه السلام به عراق برود او را دیـدیـم و از ضـعـف [ایـمـان] مـردم کـوفـه و ایـنـکـه دل هاشان با او و شمشیرهاشان بر ضد او است، به او خبر دادیم. حـضـرت بـا دست به آسمان اشاره کرد. درهای آسمان گشوده شد و شـمـاری از فـرشـتـگـان کـه انـدازه اش را خدا می داند فرود آمدند. حـضـرت فـرمـود: اگـر نـزدیـکی اشیا به یکدیگر و از میان رفتن پاداش نمی بود، به وسیله اینان با دشمن می جنگیدم، ولی من به خـوبـی مـی دانـم کـه محل اوج گرفتن من آنجا است، یارانم در آنجا کـشـتـه می شوند و جز پسرم علی علیه السلام هیچ یک از آنها نجات نخواهد یافت.
(دلائل الامـامـه، ص ۱۸۲، حـدیـث شـمـاره ۳ /۹۸و بـه نـقـل از او، سـیـد بن طاووس در لهوف، ص ۱۲۵، بـحـارالانـوار، ج ۴۴، ص ۳۶۴)

وسعت زمان، مکان و موضوع عاشورا

شرط تحلیل صحیح هر نهضتی این است که اول «صاحب آن نهضت» و شخصیت آن شخص جریان ساز شناخته شود و با توجه به جایگاه و مقام او، کار او را تحلیل کرد و الا در تحلیل کار او دچار اشتباه خواهیم شد. خالق جریان عاشورا، انسان کامل، معصوم و سرور جوانان اهل بهشت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است. انسانی که به فرموده امام حسن مجتبی علیه السلام قبل از این که به دنیا بیاید فقیه بود.باب الله، سبیل الله، صراط الله و وجه الله اعظم و … پس به قصه کربلا باید از افقی بالاتر نظر کنیم.

بنابراین جغرافیای عاشورا را “کربلا” و زمانش را “عاشورای ۶۱ ه.ق” و موضوعش را “تشکیل حکومت” دیدن، از جمله تحریفات عاشورا و ظلم به آن حضرت است. بلکه عاشورا جریانی است که از عالم میثاق شروع شده و تا قیامت را در بر می گیرد و جغرافیای آن کل ارض و موضوعش درگیری نور با ظلمت، عقل با جهل و “ساحت عرشی” انسان با “قشر فرشی بشر” است؛

یعنی عظمت اباعبدالله مانع از این است که قصه کربلا را در زمان و مکانی خاص محدود، و موضوع آن را تا دعوا بر سر یک حکومت تنزل دهیم. و از همین رو بود که اباعبدالله فرمود  “مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ” ؛ مثل منی با مثل یزید بیعت نمی کند و این یعنی “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا”. موضوع و موضع کربلا، دعوا بر سر حکومت نبود؛ بلکه دعوا، دعوای “بخش انسانی” با “بخش حیوانی” بود. حرف امام حسین علیه السلام این بود که چرا بخش ملکوتی و وجه اللهی انسان معطل مانده و جامعه از من می خواهد که حاکمیت یک سگ باز میمون باز را بپذیرم؟! این قیام قیام نور علیه ظلمت بود. قیام عقل علیه جهل. قیام فطرت علیه افسارگسیختگی غرایز بود. دعوا سر حفظ کرامت انسان و حفظ هدف از آفرینش و خلقت انسان بود.لذا پیام عاشورا پیامی برای کل بشریت و به وسعت پهنای تاریخ است.

چرایی و چگونگی شهادت اباعبدالله

چرایی مهمتر از چگونگی است؛ چون به هر حال هر کسی به گونه ای وظیفه خود را انجام می دهد و  می رود. اما چرا این کار را می کند مبیّن نیت اوست و نیت از خود عمل مهمتر است (النیه خیر من العمل) لذا توجه به چرایی شهادت اباعبدالله مهمتر از چگونگی شهادت اوست.

عهده دار پاسخ به چگونگی شهادت امام، تاریخ است و محصول آن روضه. لذا مداح از چگونگی شهادت سخن می گوید. اما عهده دار پاسخ به چرایی شهادت، روایات و بیانات آن حضرت است و بحث از آن مبیّن فلسفه شهادت آن حضرت است و راه و نور را به ما می نمایاند. فلذا روحانیون از چرایی نهضت و شهادت اباعبدالله علیه السلام سخن می گویند.

چرایی شهادت امام حسین، “حفظ دین جدش” و نجات مردم از “جهل و گمراهی” بود؛ کما اینکه منسوی به آن حضرت است که فرمود: إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی»؛ اگر دین محمد جز با کشته شدن من باقی نمی‌ماند، پس ای شمشیرها، مرا بگیرید. و در زیارت اربعین می خوانیم؛ و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله.و این یک عهدی بود که امام حسین با خدا در عالم ذر بست و برای آن امتحان شد.

فساد زمان امام حسین علیه السلام، فساد رفتاری نبود فساد عقیدتی بود

فساد زمان امام حسین فساد رفتاری نبود فساد عقیدتی بود؛ یعنی کعب الاحبارهای یهودی تازه مسلمان شده و حکام، با تحریف معنوی قرآن و جعل روایات، رویه و مسیر دین را تغییر داده بودند و به قول حضرت امیر دین را مثل پوستین وارونه و به قول امام حسین از دین جز قطره ای نمانده بود.

حکومت عملا از مدینه به شام و به حاکمی سگ باز و شراب خوار منتقل شده بود. این بود که فقط با یک شُک سنگین ممکن بود مردم بیدار شوند. لذا خداوند حسین علیه السلام را کشته و خانواده او را اسیر خواست تا جامعه بیدار شود و ببینند به چه راهی رفته اند که کشتن سرور جوانان اهل بهشت پاداشش بهشت شده است؟!.

عاشورا، محل تجلی اسم اعظم خداوند

شخصی اسم اعظم را طلب می کرد. آن عارف تخت فولادی گفت: برو دروازه اصفهان بایست اولین نفری که آمد او صاحب اسم اعظم است. بعد از مدتی دید خبری نیست برگشت نزد عارف. عارف گفت: آن پیرمرد خارکن که جوانها مسخره اش کردند و هیچ کاری نکرد را ندیدی؟ گفت: چرا! عارف گفت: او استاد من است. او اسم اعظم دارد؛ «اسم اعظم همین است که در عین قدرت صبور باشی».

لذا روایت است که بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم، از سفیدی و سیاهی چشم به هم نزدیک ترند؛ یعنی خداوند با این همه بدی و طغیان و شرک و… انسانها اما به جای این که سرآغاز کتابش “بسم الله القاصم الجبارین” باشد دم از رحمت زده (بسم الله الرحمن الرحیم).

خویشتن داری و بخشش و رحمت در برابر بدیها علیرغم قدرتی که داری و به امید هدایت انسانها، اسم اعظم خداوند است. عاشورا، مظهر اسم اعظم خداست. امام حسین در عاشورا در عین این که لشکریانی از پیامبران و جن و ملک و … در اختیار داشت اما به امید هدایت انسانها از طریق مظلومیت و مقهوریتش کوچکترین استفاده ای از این قدرت نکرد. در عین بدی اکثر مردم، اما امام حاضر است برای هدایت آنان شهید شود. جوانش را برای هدایت جوان تو و خواهرش را برای هدایت خواهر تو به شهادت و اسارت ببرد.

امام حسین تجلی اعظم «صاحب الزمان»

صاحب الزمان یعنی چه؟

زمان همه چیز را می شوید و با خود می برد.

حتی غم از دست دادن عزیزانمان را. مقایسه کنید حس و حال خودتان را در روز اول فوت والدین با حس و حالتان در سالگرد آنها….

گویی زمان صاحب ماست و اوست که برای ما تصمیم می گیرد و چگونه بودن را او برای ما رقم می زند.

اما در مورد سیدالشهداء قصه متفاوت است؛ دیگر این زمان نیست که صاحب اوست بلکه او صاحب زمان است.

هزار و چهارصد سال است که او علیه السلام، زمان را در سال ۶۱ هجری متوقف کرده و علاوه بر کل یوم، کل ارض را هم صحنه مبارزه نور و تاریکی نموده.

اباعبدالله بهترین تجلی صاحب الزمان است.

مردی که خونش بعد از چهارده قرن، هر روز صبح و شام از چشمان نازنین عزیز فاطمه عج می جوشد و داغ او را برای اهل حق همیشه تازه نگه می دارد.

اگر شک داری کافی است چند بار کلمه حسین را بر زبانت جاری کنی که نام زیبای حسین کلید اشک بر سیدالشهداء است…

گمان نمی کنم بتوانی زیاد خویشتن داری کنی…

آری! اکنون این اشکهای توست که اشکهای مهدی عج را همراهی و درستی کلامی را که گذشت بدرقه می کنند…

اکنون بیا تا بار دیگر ترنم آدم و عالم را با هم هم نوا شویم…

همه جا کربلاست/ همه جا نینواست/ تو حسین منی/ نور عین منی

تو حسین…

صلی الله علیک یا اباعبدالله.

راه نجات فقط سیدالشهداء است و بس

انسان واقعا موجود پیچیده و دارای لایه های زیرینی در نفس است که حتی خود نیز از آنها خبر ندارد؛

پس چه باید کرد؟

سلاح المومن البکاء یعنی جز گریه راه دیگری نداریم

مشکلات نوزاد را بزرگترها حل می کنند اما بشرط اینکه نوزاد گریه کند

مشکل انسان را خدا حل می کند و او را بر شیطان و صفات زشت مخفیش پیروز می کند اما بشرط اینکه گریه کند.

مشکل دیگر اینست که گریه کردن کار آسانی نیست،

اما این مشکل را خدا با امام حسین علیه السلام حل کرده،

ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لاتبرد ابدا

لذا نقش امام حسین در سعادت انسان معلوم می شود.

امام حسین ع اشک مومن را جاری می کند، اشک که آمد رحمت خدای مهربان بر غضبش سبقت می گیرد و آلودگی های سر انسان پاک می شود.

یادمان نرود که خدا خود را به رحمت معرفی کرده و هیچ چیز مثل اشک رحمت را به غلیان نمی آورد و هیچ واسطه ای در اشک مثل قتل ارباب کمک کار انسان نیست انا قتیل العبرات است و هیچ سلاحی مثل اشک پاک کننده آلودگی های درون نیست.

پس ای برادر! راه نجات فقط حسین علیه السلام است و بس

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

گریه بر امام حسین علیه السلام مبدل سیئات به حسنات است

مجالس اباعبدالله مجالس توبه است؛ توبه ای که ان شاء الله غفران الهی را به دنبال دارد نه عفو الهی را؛ عفو ندید گرفتن گناه است (شتر دیدی ندیدی) اما غفران تبدیل گناه به حسنات است (یا مبدل السیات بالحسنات بحق الحسین). اما چرا سیآت بعد از توبه تبدیل به حسنات می شوند؟!

گریه بر سیدالشهداء در وجود انسان انقلاب به پا می کند (خود گریه نشانه ای از این زیر و رو شدن در درون است) و این انقلاب درونی سیئات را به حسنات تبدیل می کند؛ چون نظام فطرت را رو می آورد و چون نظام وجودی انسان به نظام فطرت انقلاب پیدا می کند اعمال هم به تبع این تغییر گسترده به ضد خود یعنی خیر مبدل می شوند.

علت دیگر اینکه چون سیئات شرم حضور می آورند و خداوند که کریم است با تبدیل سیئات به حسنات این شرم را از چهره گنه کار توبه کار پاک می کند.

و نیز چون باعث می شود خیلی از گنهکاران هم توبه کنند؛ مثل جریان حر. یعنی خیراتی از آن ناشی می شود و منشا خیر، خود، خیر است و نمی تواند بر شر بودنش باقی بماند.

لذا تغییر نظام وجود، شرم حضور و منبع خیر شدن گناهان بعد از توبه نصوح، دلیل انقلاب سیآت به حسنات است.

کربلا تسبیح عملی خداوند است

هیچگاه به عمل خودتان نگاه نکنید (چه عمل خوبتان و چه عمل بدتان)؛ بلکه امید و تکیه گاه و توکلتان فقط حسن ظن به خدا باشد؛ چون اگر بد کرده ای دست تو بسته است اما دست خدا بسته نیست و او حتی سیئه را به حسنه تبدیل می کند(یا مبدل السیئات بالحسنات). و اگر کار خوبی کرده ای باز هم توجه و امیدت فقط به خدا و حسن ظن به خدا باشد. و الا اگر گفتی من چنین و من چنان و به عملت تکیه دادی دچار کبر و سقوط می شوی، همانطور که شیطان شد؛

شاید شیطان با آن همه عبادت فکر می کرد او خلیفه می شود (عبادتی شش هزار ساله که چهار هزار سالش به دو رکعت نماز سپری شد). بعد دید همان یک مشت گلی که سالها گوشه ای افتاده بود، همان شد خلیفه. پس به خدا سوء ظن پیدا کرد. سوء ظن به خدا عالم را در نگاه انسان تیره و تار می کند؛ چون خدا نور آسمانها و زمین است (الله نور السموات و الارض) و پشت کردن به خدا پشت کردن به نور است. فقط به حسن ظن به خدا تکیه کنید و برای این منظور زیاد خدا را تسبیح کنید تا حسن ظن داشته باشید (سَبِّحُوهُ بُکره و اصیلا).

شما ببینید کربلا علیرغم همه مشکلات اما حسن ظن به خدا در آن موج می زند. امام بعد از آن همه عبادات اما کمترین اعتراضی نکرد! بلکه فرمود همین که خدا می بیند کافی است. این به خاطر کثرت در تسبیح خدا بود (فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه ُ أَن تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ رِجَالٌ لا تُلْهِیهم تِجارَهٌ و لا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللّه)و ماحصل این تسبیح و تقدیس خداوند “ما رایت الا جمیلا” است. آری! کربلا تسبیح عملی خداوند بود.

با شرکت در مجالس اباعبدالله خود را در معرض بیشترین توجه خداوند متعال قرار دهید

وقتی به علامه طباطبایی ره می گفتند: آقا یک توصیه ای بفرمایید این آیه را می خواند: فاذکرونی اذکرکم؛ یعنی هر کس ذکر و یاد خدا کند خدا او را یاد می کند. عنایت و توجه می کند.بالاترین ذکر خدا یاد و گریه بر سیدالشهدا است؛ چون سیدالشهدا اسم اعظم خداست؛ چه اینکه هیچکس مثل امام حسین خدا را نشان نمی دهد.

پس وقتی در مجالس سیدالشهدا شرکت می کنید خدا شما را یاد می کند و یاد و عنایت و توجه خدا خیلی از گره ها را باز می کند و موجب رشد انسان می شود. چه چیز بالاتر از توجه خداوند؟ بالاتر از توجه خدا که نداریم. پس با مجالس اباعبدالله خودتان را در معرض بیشترین توجه هات و الطالف الهی قرار دهید.

وسعت عجیب گریه کنندگان بر سیدالشهداء

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ….

در بارگاه قدس که جای ملال نیست.

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است…

در عوالم قدس ملال راه ندارد اما عزای اباعبدالله آسمانها و زمین را درنوردیده. پس ای محتشم باز بخوان:

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست…

فلسفه اشک بر سالار شهیدان

اشک بر سیدالشهداء علیه السلام السلام “دیدگاه” انسان را سالم نگه می دارد.

حسینی شدن و حسینی ماندن، شرط ارزشمندی اشک بر سید الشهداء

جالب است که بدانیم از جمله کسانی که بر سید الشهداء علیه السلام اشک ریختند ابن سعد و کوفیان علیهم اللعنه بودند! اما این اشکها هیچ ارزشی نداشت؛ چون هیچ انقلاب درونی و دگردیسی در سیره و سبک زندگی را در پی نداشت. بنابراین اشکی برای سیدالشهدا ارزشمند است که حامل ترکیبی از ارزشها باشد؛

ارزشهایی مثل: توحید، ولایت، تقوا، بصیرت، عزت، شجاعت، فداکاری، مبارزه با ظالم، دفاع از مظلوم، جوانمردی، حرّیّت، تغییر رویه و سبک زندگی به سوی کمال و دینداری و در یک کلام حسینی شدن و حسینی ماندن.

لزوم حفظ سنت عزاداری بر سیدالشهداء

امام حسین علیه السلام با قیام و فداکاری خود سنت حسنه و مفیدی به یادگار گذاشت که “حافظ شرافت و کرامت و عظمت انسانیت” است؛ سنت امر به معروف و نهی از منکر، سنت قیام علیه ظلم، سنت نترسیدن از ریختن آبرو و مرگ خود و عزیزان در برابر ظالمین جهت حفظ کرامت انسان. سنت هیهات من الذله. سنت بمیریم اما آدم باشیم صد شرف دارد به این که زنده باشیم اما حیوان باشیم. فلذا باید هر سال یاد آن سرور را گرامی بداریم تا این سنت فراموش نشود.

آری! حسین کسی است که مرگ با عزت را زندگی می دانست و زندگی با ذلت را مرگ.

کارکرد روضه

همه در دنیا هستیم و باطن دنیا تاریکی و جهنم است. اگر امامان نبودند هیچ نوری برای خروج از جهنم نبود و الی الابد در جهنم باقی می ماندیم. اما با سخنان آن سروران، سیره و گاهی با بلا و مصائب آنان راه را پیدا کرده ایم. بلایا و مصائب آن سروران دلها را نرم و محبت ها را جلب و غیرتها را به جوش آورده و موجب هدایت شده است.

روضه تاریخ تلخ است کارکردش این است که شما را با بلا و مصائب اهل بیت آشنا کند تا از این وادی معبری به توحید، صبر، اخلاق، بصیرت، شجاعت، فداکاری و … زده و به سعادت برساند.

اضطراب و آرامش، دو روی سکه گریه، بر سیدالشهداء

گریه بر امام حسین علیه السلام سکه ای است که دو رو دارد؛ یک رویه ی آن اضطراب و تلاطم و رویه دیگر آن آرامش است. وقتی مومن در مجلس سیدالشهداء می نشیند و به کارهای امام و بلایایی که در راه خدا و عشق به خدا و خدمت به خلق انجام داده فکر می کند به تلاطم می افتد و وجود انسان هم می خورد و ناخالصی ها و زشتی های انسان جلوی چشمش قرار می گیرد.

و اگر مومن، صادق باشد و عزمش را بر تغییر رویه زندگیش جزم کند آبی از عالم بالا در ناودان چشمش می ریزند و در درون خود شوری و حرارتی می یابد که آن ناخالصی ها را می شوید و رویه و سویه و سبک زندگی انسان را به طرف صراط مستقیم تغییر جهت می دهد. لذا گریه راستین بر اباعبدالله “تطهیر” و “ترفیع درجه” است.

اما رویه دیگر این سکه آرامش است؛ چرا که انسان از ناخالصی ها و تعلقات دنیوی تطهیر شده و به محور نفس مطمئنه متصل می شود.

حمد آخر زیارت عاشورا برای چیست؟

اللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللّهُمَّ الرْزُقْنى شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم. خدایا! روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود(به صحراى قیامت) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام.

ظرف وجود ما و حق ما، با این همه گناه، گریه بر اباعبدالله علیه السلام نیست. ما کجا و گریه بر اباعبدالله کجا؟ گریه بر حسین توفیقی است که به صد و بیست و چهار هزار پیامبر و اوصیای آنان داده شده. توفیقی برای قدسیان(در بارگاه قدس که جای ملال نیست/ سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است/ جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند/ گویا عزای اشرف اولاد آدم است) و الا ما متناسب با سنخیت وجودیمان باید برای امور پست و ناچیز دنیوی گریه کنیم(که می کنیم). اما خداوند، عنایت کرده و توفیق گریه بر آن حضرت را به ما نیز داده.و این غصه بر خلاف غصه های دنیوی که موجب حجاب است، موجب رشد و سیر و سلوک ما است. لذا بعد از خواندن عاشورا باید سجده کنیم و بگوییم الحمدلله علی عظیم رزیتی…

و آن قدر بودن با امام مهم است که در ادامه می گوییم(وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ) یعنی در عوالم بعد هم با حسین باشیم. لذا محرم که بهار گریه بر حسین است را غنیمت بشمارید.

این حمد و شکر بر بلا را صبر جمیل گویند(ما رایت الا جمیلا) و ریشه اش این است که خدا و بالطبع کار خدا را پاک و زیبا می بیند و در واقع در مقام رضا به سر می برد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز