دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۱
سینمای ناخواسته، ناخواسته سینما؛
 نگاهی به تراژدی «ناخواسته» اولین تجربه سینمایی برزو نیک نژاد   

ناخواسته فیلمی است در رثای عشق پاک، آن هم از غیر منتظره ترین قشر جامعه؛ با لحنی که اصلا کلیشه نیست و برای مخاطب زدگی ایجاد نمی کند. ناخواسته روایتگر طلبه ایست که ناخواسته به محبت دختری گرفتار و عاشق می شود

ندای اصفهان- محمد سلمان علی بابایی

سینمای ایران، سینما نشده است. سینمای ایران سینمای قاعده مند و درست و درمانی نیست. به عبارت بهتر سینمایی ناخواسته است؛ برهوتی که چند وقت یک بار و استثنائا، فیلمی خوب مانند ناخواسته، در آن اکران می شود. بزرگ ترین دلیلش هم واضح است؛ سینما در ایران دولتی است، جشنواره ایست، وابسته به گیشه نیست و از مخاطب دور است.

این سینما به جای ارزش قائل شدن برای مخاطب خود؛ برای وقت و احساسات و روح او، نیم قرن است که درگیر است بر سر چیزهایی مانند تعهد داشتن و نداشتن، یا موضوعات و مضامین مختلف فیلم ها یا آزمایشات تجربی و اصطلاحا فرمیک بدون هدف و معنا. در این بلبشوی برهوت! ناخواسته، فیلمی ست کوچک، شریف، بی ادعا، درست و داستان گو.

اگر بخواهیم اول در ساختار صنعتی سینما به ناخواسته نگاه کنیم، باید صادقانه بگوییم که تبلیغات فیلم به هیچ وجه در شأن این فیلم نبود. فیلم بدون هیچ تبلیغی، بی سر و صدا و با سینماهای محدود اکران شد و طبعا در برابر تبلیغات بی رحمانه بقیه، در گیشه شکست خورد. البته احتمالا محدودیت ها و حساسیت های فیلم که پس از پنج سال توقیف آن را به اکران رسانده بود، در این شکست بی تاثیر نباشد. ساختار خراب سینمای ایران اجازه دیده شدن این فیلم ها را نمی دهد. به شهادت جزئی بنده همین مخاطب اندک، از فیلم بسیار راضی بودند و متعجب از اینکه چرا این قدر مظلومانه و غریب اکران شده است. همچنین پوسترهای فیلم که اصلا جذابیت و ارتباطی با مضمون فیلم نداشتند؛ بگذریم.

ناخواسته فیلمی ست در رثای عشق پاک، آن هم از غیر منتظره ترین قشر جامعه؛ با لحنی که اصلا کلیشه نیست و برای مخاطب زدگی ایجاد نمی کند. ناخواسته روایتگر طلبه ایست که ناخواسته به محبت دختری گرفتار و عاشق می شود. فیلم از عقائد و قواعد سنتی ازدواج که مانع محبت و عاشقی ست انتقاد می کند، بدون آنکه حرفی از قواعد مدرنیته بزند و آن ها را جایگزین و راه حل سنت معرفی کند. بنابر این ناخواسته نگاه درستی دارد و وظیفه رسانه ایش را درست انجام می دهد.

مضمون فیلم که عاشقی یک طلبه است؛ جذاب است و جالب، که نشان از دغدغه و جسارت فیلمساز دارد. ولی متاسفانه از این جذابیت نیز در تبلیغات فیلم استفاده نمی شود.

فیلمنامه ناخواسته درست است و آغاز، میانه و پایان دارد. پیرنگ فیلم قوی است و منسجم و کشش دارد. شخصیت هایش شکل گرفته اند. دارای غافلگیری و تعلیق؛ داستانک های فرعی و کمکی، طنازی و شیرینی مخلوط با داستان، استفاده از لهجه برای بازیگران و البته دیالوگ های روان و دقیق و پیش برنده ی داستان است.

البته داستانک فرعی شوهرخاله دختر (همایون ارشادی) و دو زنش، به نظر اضافی بود و زیاد از حد و مزاحم پیرنگ و داستان اصلی. در مورد لهجه هم درست است که باعث شیرینی فیلم و سرنرفتن حوصله مخاطب شده ولی باید توجه شود که مانع فهم دیالوگ ها برای مخاطب نشود. شدت لهجه بعضی اوقات و مخصوصا در دیالوگ های مهم، برای مخاطب اذیت کننده است.

بازیگرها عالی نیستند ولی شخصیت خودشان را درآورده اند. مهرداد صدیقیان به نظرم وقتی لباس روحانیت را پوشیده بود، بازیش مصنوعی شده بود. به طور کلی نقش اول فیلم، معرف شخصیت یک طلبه بود نه یک آخوند. همایون ارشادی و ستاره اسکندری بسیار بد، کلیشه و تافته جدا از فیلم هستند. مخصوصا همایون ارشادی که بدون تعارف، خیلی ضایع و مصنوعی بازی کرده است.

فیلمبرداری خیلی خوب است. کادرها درست اند؛ دوربین مزاحم دیدن نیست و راوی ست. نماها متنوع هستند. با اینکه داستان فیلم در حرکت و فضاهای خارجی بین شهری ست، دوربین تحت کنترل است و نماها تبدیل به نماهای توریستی و مستند طبیعی نشده اند. تدوین فیلم اما متوسط است و مثلا در یکی دو جا کات های بی هدف و اشتباه مشاهده می شود.

حال به کارگردانی فیلم و برزو نیک نژاد می رسیم. شروع فیلم، جدای از آن نمای روی تیتراژ که بعد در اواخر فیلم هم تکرار می شود و اساسا بی معنی و اضافی ست؛ بسیار مناسب است. با شروع فیلم مقدمه چینی های اضافی نداریم و روایت داستان بلافاصله آغاز می شود. کارگردان فیلم را منظم و پشت سر هم جلو می برد و قصه را به زیبایی هدایت می کند. همه چیز با هم هماهنگ است و ماجراها پشت سر هم اتفاق می افتند. طوری که داستان و شخصیت ها را می فهمیم و با آن ها قدم به قدم همراه می شویم. همچنین زبان و لحن شیرین و لطیف داستان نمی گذارد که مخاطب خسته شود و استراحت کند.

دزدی های کوچک دختر در راه، با کارگردانی درست، تبدیل به تعلیق های کوچکی شده است. تنهایی دختر با طلبه در راه کم کم بینشان ارتباطی ایجاد می کند و آرام همدیگر را می شناسند، تا به مقصد مقرر می رسند. دختر نیز باید مثل مسافران قبلی جدا شود اما پسر قدم اول را جلو می گذارد و به دختر کمک می کند و تصمیم می گیرد او را تا خانه اش برساند. دوباره در راه ماجراها پیش می آید، تنش ها در می گیرد، علاقه ها ایجاد می شود؛ تا بالاخره به خانه دختر می رسیم. حالا پسر باید برود، ولی فوت مادر دختر او را ماندگار می کند.

ضعف فیلم از صحنه خاکسپاری شروع می شود. بازی پسر با لباس طلبگی خوب و معرف بعد آخوندی شخصیت او نیست. ما منتظر ادامه داستان دختر و پسر طلبه هستیم ولی با شوهرخاله دختر و داستان او روبرو می شویم. بدون اینکه بدانیم این قضیه در وسط فیلم چه می کند؟ سپس با بازی بد همایون ارشادی و ستاره اسکندری رابطه مخاطب با فیلم سست می شود.

در زمان مراسم ختم هم این داستان فرعی ادامه پیدا می کند، در حالی که مخاطب هنوز منتظر ادامه پیرنگ اصلی فیلم است. این جاست که نه تنها فیلم به ریل داستان اصلی اش برنمی گردد بلکه فیلم شعاری و تلویزیونی می شود و مسائلی مثل تحول دختر و منقلب شدن خاله اش و گریه های اغراق آمیز خاله و شوهرخاله و نصیحت طلبه با لباس روحانیت به دختر که دیگر تو خودت مومن شدی و…، بگذریم، از این ده دقیقه بگذریم که واقعا جایش در این فیلم نبود و فیلم را دوپاره و از ریل خودش خارج کرد.

سپس، دختر خجالت می کشد اظهار علاقه کند و پسر هم. پسر دیگر درحال رفتن است. هیچ اتفاقی نمی افتد، هیچ کس چیزی نمی گوید و پسر، می رود. این زمان، لحظات عاشقی پسر طلبه است. بسیار زیبا؛ خوردن سوهان های جا گذاشته دختر و به او فکر کردن، احساس عاشقی از عمق وجود و اشک و هق هق از اینکه خجالتش مانع او شده، در حالی که همان آهنگ از ضبط در حال پخش است.

همه چیز هست تا ما حال پسر را عمیقا احساس کنیم تا اینکه ماشین داغ می کند و وسط جاده می ایستد، با استارت های پیاپی هم روشن نمی شود و…؛ حالا لحظات غافل گیری بزرگ فیلم است؛ مخاطب از جا می پرد و تمام خیال هایش نقش برآب می شود. ولی کات بعد از این نما اشتباه است. بعد از این صحنه مهم، کات به صحنه ای تکراری و بی معنی و تاکید روی آن نمای بی معنی، حس مخاطب را خراب می کند.

حالا سکانس آخر و جمع بندی فیلم است. طلبه که عاقبتش مشخص شده بود؛ برادر دختر هم دیگر پشت پرده اعمالش افشا می شود و دختر، که روحش هنوز درگیر مرگ مادر و خبر تصادف برادر و… است، خبر عاقبت پسر را می شنود؛ صحنه ساکت می شود. سکوتی که به صداهای فیلم نیز معنا می دهد. و حالا عمق غم و عشق و اشک های دختر… و سپس فیلم، زیبا و درست پایان می یابد.

فیلم تمام می شود و تازه برای مخاطب عشق آغاز. درست مانند یک تراژدی. فیلم ناخواسته جز صحنه های خاکسپاری و ختم درست کارگردانی شده است. کارگردان با فرمی یکدست و متحد، محتوای خویش را خلق می کند. محتوایی که مخاطب آن را درک می کند، حس می کند. همراه فیلم زندگی می کند و تجربه شخصیت ها را به خود اضافه می کند.

دست مریزاد به برزو نیک نژاد و نیز مخاطبینی که فیلم را دیدند. باید درک کنیم که امید نجات سینمای ایران همین فیلم های کوچک انسانی قصه گو و سرگرم کننده هستند. فیلم قطعا نقص های تکنیکی و هنری زیادی دارد، که قسمتی از آن ها را به حساب اولین تجربه فیلم سازی نیک نژاد در سینما می گذاریم و بقیه را هم به حال خوبی که فیلم به ما منتقل می کند. ما مخاطبین سینما هنوز هم امیدواریم به سینما و سینماگران ایران عزیز…

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
«توئیت گرام» آموزش حضور موثر در توئیتر و اینستاگرام؛ ثبت نام 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز